شنبه پنجم اسفند 1385
تاریخچه جهانی تشکیلات کارگری
بسمه تعالی
تاریخچه جهانی تشکیلات کارگری:
اولین تشکل های کارگری در انگلستان و در صنوف چاپ و امور ساختمانی و سپس پشم ریسان و خیاطان موجودیت یافت. در امریکا اولین اتحادیه های کارگری در فیلادلفیا, اتحادیه کفاشان بود که در سال 1792 به وجود آمد. در سال 1802 اتحادیه های کارگران چاپخانه و نجاران در شهر بوستون,نیویورک و بالتیمور تشکیل شد.
در سایر کشور های صنعتی نیز سندیکا های کارگری و به دنبال آن اتحادیه های مختلف در صنوف و رشته های مختلف صنعتی ایجاد شد. در سوئد نیز اولین اتحادیه کارگری در چاپخانه ها و سپس در بین کارگران نجار و فلز کار موجودیت یافت. آنچه که در رابطه با شکل گیری این تشکل ها باید مورد توجه قرار گیرد این است که:
· هیچ ارتباط مستقیمی با ماشینی شدن صنعت نداشته اند.
· تشکیل آنها ارتباطی با محرومیت کارگران نداشته است.
تاریخ صنعتی شدن کشور هاحاکی از این است که ورود ماشین و جایگزینی آن به جای کارگر,تدریجی و از سال های 1820 به بعد, ابتدا در انگلستان و سپس در آلمان و به مرور در فرانسه, ایتالیا و آمریکا صورت گرفته و نهضت ماشینیسم بعد از این سال ها بوده است در حالیکه اتحادیه ها و سندیکا های کارگری عمدتاً در سال های 1790 به بعد به وجود آمد.اولین تشکل ها هم همانگونه که گفته شد در صنایعی چون کفش,نساجی,نجاری, و خیاطی که کارگران آنها به لحاظ وضعیت حقوقی از شرایط خوبی بر خوردار بودند, شکل گرفت. لذا نه مسئله ماشین و نه محرومیت, نقش موثری در شکل گیری سندیکا و اتحادیه های کارگری نداشتند بلکه توسعه بازارو تجارت و مهمتر از آن توسعه ارتباطات و وسایل حمل و نقل از عوامل عمده شکل گیری اتحادیه های کارگری برای حفظ منافع حرفه ای و بهبود وضع مادی آنها بوده است.
تاریخچه شکل گیری اتحادیه ها و سندیکا های کارگری در ایران:
تا قبل از انقلاب مشروطیت هر چند گرایشاتی در بین کارگران ایران برای ایجاد تشکل های صنفی و به منظور مقابله با بحرانهای اقتصادی،بیکاری،نرخ پائین دستمزدها و رفتارهای غیر انسانی کارفرمایان وجود داشت. اما از لحاظ جوّ فشار و خفقانی که حکومت های استبدادی وقت ایجاد کرده و هر گونه اجتماع آزاد و تشکیل انجمن را ممنوع اعلام کرده بودند، می توان گفت که هیچگونه سندیکا یا اتحادیه کارگری به وجود نیامد.
پس از انقلاب مشروطیت، اتحادیه کارگران چاپخانه های تهران، اولین اتحادیه ای بود که موجودیت خود را اعلام کرد.اتحادیه کارگران صنعت نفت،کفاشان،باربران بندر پهلوی و چاپخانه های اصفهان،تشکل های دیگری بودند که پس از اتحادیه کارگران چاپخانه های تهران به وجود آمد.این اتحادیه ها در رابطه با تقلیل ساعات کار روزانه اقداماتی انجام دادند.
انقلاب اکتبر 1917 شوروی موجب شد که اتحادیه های کارگری در ایران رو به افزایش بگذارند اما با سر کار آمدن دولت پهلوی،عملاً فعالیت سندیکا ها و اتحادیه ها محدود گردید و با قانونی که در سال 1310 به تصویب مجلس رسید، کلیه آنها منحل و تا پایان سلطنت پهلوی اول؛ یعنی تا سال 1320 هیچگونه تشکل کارگری به وجود نیامد.
با اشغال ایران توسط متفقین به دلیل ضعف حکومت های داخلی دو جریان فکری:
1. کمونیستی و سوسیالیستی با تقویت روسها.
2. افکار باصطلاح دموکراسی با تقویت انگلیس و آمریکا،
کارگران و کشاورزان کشور را در فضای متشنج و نا آرام آن روز با داعیه وطن خواهی و دفاع از حقوق کارگران به سمت ایجاد اجتماعاتی تحت عنوان اتحادیه های کارگری سوق داد. اما از لحاظ قدرت سازماندهی و با حمایت کمونیسم بین الملل، حزب توده ایران توانست به سرعت جریانات کارگری ایران را به سوی تشکیل اتحادیه های قوی کارگری سوق داده و با تعلیمات و آموزش های لازم از مجموع این اتحادیه ها، شورای متحده مرکزی را تشکیل دهند. این شورا که به دلیل سازماندهی اعتصابات کارگری ایران و متیازاتی که برای کارگران تحصیل نمود از مقبولیت زیادی بین کارگران بر خوردار بود. این شورا به فدراسیون سندیکایی جهان(F.S.M ) که تحت نفوذ کمونیست های بین الملل قرار داشت وابسته بود. در سال 1325، قوام السلطنه برای مقابله با شورای متحده مرکزی کارگران و مقابله با دخالت هایی که این شورا در امور کارخانجات می نمود، سه موضوع زیر را در برنامه کاری خود قرار داد:
اولاً: با تاسیس وزارت کار، کلیه امور کارگری و تنظیم روابط کارگر و کارفرما را جزو وظایف این وزارت خانه قرارداد.
ثانیاً:با تشکیل حزب دموکرات رقیبی در مقابل حزب توده قرار داد.
ثالثاً: با سازماندهی و تشکیل تشکیلات کارگری به نام اتحادیه سندیکاهای کارگران و کشاورزان ایران(اسکای) و با حمایتی که دولت از این تشکیلات نمود هم کارگران ناراضی از شورای متحده و هم کارگران مخالف کمونیسم را در این اتحادیه گرد هم آورد و با وابسته شدن به کنفدراسیون سندیکاهای آزاد جهانی (C.I.S.L ) از نفوذ و قدرت بیشتری بر خوردار شد .
پس از سقوط حکومت قوام السلطنه حزب دموکرات عملاً از بین رفت و در تشکیلات کارگری « اسکای» نیز اختلاف افتاد و در نتیجه انشعابی که به وجود آمد ، تشکیلات کارگری جدیدی به نام اتحادیه مرکزی کارگران و کشاورزان ایران «امکا» به وجود آمد.
بازی دولتهای وقت با سندیکا های کارگری و تحریکات شرکت نفت و نفوذ ایادی بیگانه و سودجویی عده ای فرصت طلب که وابسته به بیگانگان بودند و یا از آنها تعلیم می گرفتند و همچنین تحریکات و تفرقه افکنی های شورای متحده مرکزی کارگران موجب تفرقه بین دو اتحادیه «اسکای» و «امکا» گردید. بر اثر این اختلاف مجدداً در اسکای انشعاب دیگری رخ داد و کارگران راه آهن اتحادیه شورای مرکزی کارگران و پیشه وران و کشاورزان ایران را تشکیل دادند اما با برنامه ریزیهای که توسط حزب توده برای ترور محمدرضا شاه در سال 1327 صورت گرفت، در تیر ماه 1328 حزب توده ایران و شورای متحده مرکزی کارگران ایران غیر قانونی اعلام و منحل گردید.
در سال 1329 وزارت کار سعی نمود که بین سه تشکیلات کارگری باقی مانده؛ یعنی «اسکای» ، «امکا» و شورای مرکزی کارگران و پیشه وران و کشاورزان ایران ائتلافی ایجاد نماید که موفق نشد و در نتیجه انشعاب دیگری که در اسکای به وجود آمد، این تشکیلات کارگری منحل گردید؛ تعدادی از افراد وابسته به «اسکای» با دو تشکیلات دیگر ائتلاف نمودند و کنکره اتحادیه کارگران ایران وابسته به کنفدراسیون سندیکاهای آزاد جهانی را به وجود آوردند. تعداد دیگری از اعضای اسکای که با این ائتلاف مخالف بودند و سندیکاهای خود را مستقل اعلام کرده بودند، درسال 1330 پس از سقوط کابینه رزو آرا با همکاری سندیکاهای اصفهان و خراسان، شورای سندیکاهای مستقل را پایه ریزی نمودند. عده ای از کارگران توده ای نیز توانستند با ائتلاف سندیکاهایی که در آن عضویت داشتند در همان سال « سندیکاهای هیئت موتلفه» را به وجود آورند.
بدین ترتیب عملاً در سال 1330 سه تشکیلات نسبتاً مهم کارگری در ایران وجود داشت:
1. کنکره اتحادیه کارگران ایران وابسته به کنفدراسیون سندیکاهای آزاد جهانی
2. شورای سندیکاهای مستقل که تمایل به جبهه ملی داشت
3. سندیکاهای هیئت موتلفه که با حزب توده- که از احزاب غیر قانونی بود-همکاری داشت
تا سال 1343 تعداد 73 سندیکای کارگری در تهران و 38 سندیکای کارگری در شهرستانها تشکیل شد اما پس از اصلاحاتی که در سال 1343 در قانون کار به وجود آمد فعالیت سندیکاها در سطح حرفه و کارگاه محدود گردید. طبق آمار تا پایان سال1348 تعداد 270 سندیکای کارگری و در پایان سال 1353،612 سندیکای کارگری و 14 اتحادیه کارگری و در پایان سال 1357 جمعاً1216 سندیکا و 26 اتحادیه کارگری فعالیت داشتند
.
تهیه کننده: رضا شهابی
شنبه پنجم اسفند 1385
كارگران در انتخابات چقدر سهيم اند:
بسمه تعالي
كارگران در انتخابات چقدر سهيم اند:
همانگونه كه در تمامي جهان رسم شده و نياز به ذكر دوباره ندارد در آستانه هر انتخاباتي احزاب سياسي براي كسب هر چه بيشتر آرا به نقد و بررسي و سبك سنگين كردن عملكر جناح مقابل مي پردازند كه طيف عظيمي از تحليگزان – ژورناليست ها و افرادي كه اظهارات آنها در كسب آراي مردم به نفع حزب رقيب حائز اهميت است را شامل مي شود در 24 آذر ماه 1385 نيز مردم ايران انتخابات شوراي شهر و خبرگان رهبري را در پيش دارند و طيف اصلاح طلب با جمع كردن تمام گروه هاي منتقد دولت به دور يك ميز سعي در پيروزي در انتخابات آتي را دارد و از سوي ديگر اصولگرايان به ائتلاف نرسيده و انتظار مي رود كه چند ليست را ادامه دهند گروه اصولگرايان با دو چهره يعني طرفداران رئيس جمهور محمود احمدي نژاد و شهردار تهران آقاي قاليباف وارد عمل شدهاند در صورت شكست اصولگرايان احتمال كنار گذاشتن قاليباف از مقام شهرداري پايتخت قوت مي گيرد كه گروه هوادار قاليباف را بر آن داشته از هز فرصتي براي شناساندن و معرفي عملكرد شهردار به مردم استفاده كنند و اين موضوع در شركت واحد بصورت جدي دنبال مي شود در پي اعتراضات صنفي رانندگان و كارگران شركت واحد در سال 1384 مبني بر تبعيض بين كاركنان شهرداري و شركت واحد اجرائي نشدن طرح طبقه بندي مشاغل و مشكل مسكن 90 درصد رانندگان و همچنين پائين بودن ميزان دستمزد و مزايا كه تجمع اعتراضي منطقه6 شركت واحد را در پي داشت و منجر به حضور آقاي قاليباف در جمع رانندگان در شب باراني 4/10/1384 شد مديريت شركت واحد به شهرداري تهران واگذار شد و به اداره نظارتي دوگانه از سوي شوراي شهر و شهرداري پايان داده شد در پي مذاكرات نمايندگان سنديكايي رانندگان و آقاي قاليباف كليه پرسنل در سالن12هزارنفري آزادي گرد آمدند كه آقاي قاليباف در آن همايش وعده تحقق خواسته هاي كارگران را دادند كه مشتمل بر 34 مورد مي شد و در آنجا نيز اشاره كردند كه يك مرد به شما قول مي دهد ، خواست همه شركت كنندگان بر كناري شوراي اسلامي كار و سپردن نمايندگي كارگران به سنديكاي كارگران شركت واحد بود اما تحقق بيافت چرا كه رئيس هيئت مديره سنديكاي شركت واحد آقاي منصور اسالو از زندان آزاد نشد و متعاقب آن با شكايت حراست شركت واحد و شهرداري در روزهاي 5تا12 بهمن بيش از 200 نفر از رانندگان و كارگران به همراه هيئت مديره سنديكا دستگير و روانه زندان شدند اين حوادث در صورتي انجام گرفت كه در زمان كانديداتوري آقاي قاليباف در انتخابات رياست جمهوري موضوع حمله شوراهاي اسلامي كار وعده اي از افراد خانه كارگر به سنديكاي كارگران شركت واحدو ضرب و شتم اعضاي آن به صورت گزارشي در ماهنامه توليد و مصرف پيكيري ئ با افراد متعددي ازجمله آقاي قاليباف مصاحبه و نظر ايشان را جويا شده بودند درآن مصاحبه نظر آقاي قاليباف بر اين بود كه كارگران بايد تشكل دلخواه خود را داشته باشند و تاكيد مي شود كه در همابش سالن 12 هزارنفري نيز 12 هزارنفر شعار سنديكا حق مسلم كارگران است را سر داده بودند اين چرخش 180 درجه اي آقاي قاليباف براي كارگران اصلاً قابل هضم نبود با پيگيري سازمانها و نهادهاي مدني و سنديكاهاي داخل و خارج كشور و سازمان جهاني كار(ILO) هر چند زندانيان بين 5 روز تا 2 ماه آزاد شدند اما ريئس هيئت مديره همچنان در زندان به سر برد تا پس از 8 ماه آزاد شد . كارگران آزاد شده با داشتن راي برائت دادگاه انقلاب به كار برگردانده نشدند و هم اكنون نيز حدود 50 نفر آنها بي كارند و از هرگونه حقوقي بي بهره اند.خانواده بعضي از كارگران تعليقي كه دفترچه تامين اجتماعي آنها به پايان رسيده با دياليز كليه و بيماري قلبي و ديگر بيماريهاي كشنده در بدترين و اسفناك ترين وضع- روزگار مي گذرانند و آنهايي كه به كار برگشته اند هر روزه از سوي حراست شركت واحد احضار شده و مورد باز جوئي قرار مي گيرند در پي اين اعتراضات طرح طبقه بندي مشاغل بصورت ناقص اجرا، و از سال 1385 مبلغ 450000 هزار تومان بن سالانه به كارگران تعلق گرفت كه پيش از آمدن آقاي قاليباف حتي در سمت شهردار خواست كارگران بود و حتي تبعيض بين كاركنان شهرداري و شركت واحد در اطلاعيه هاي سنديكا به چاپ رسيده و به صمع نظر كارگران زحمتكش رسيده بود.
با تماي اين تفاسير گروهي در شركت واحد با تهيه بولتن كه بر روي آن عكس آقاي قاليباف در حين سخنراني در استاديوم 12 هزار نفري يعني همان همايش ذكر شده به چاپ رسيده و به اين دستاوردها كه خواست كارگران و تلاش سنديكاي كارگران شركت واحد بوده و بهاي سنگيني در بدست آوردن آن نظير زندان رفتن و كتك خوردن و 10 ماه بيكاري 55 نفر را در پي داشته نگاهي غير واقعي شده و آن را مرحمت جناب شهردار و همت مديران پنداشته اند.
حال اين بولتن كه در هنگام تحويل تعرفه كاري به رانندگان در اول وقت توزيع شده توسط چه كسي و با چه بودجه اي تهيه شده معلوم نيست چون هيچ نشان و آدرسي ندارد اما سئوال اينست جناب شهردار محترم كارگراني كه از نظر دادگاه انقلاب منعي در برگشت بكار نداشته اند چراه 10 ماه است بي كارند و به كار بر گردانده نمي شود اگر آنها اخراج شده اند چگونه و طبق كدام قانون و ماده تبصره از قانون كار اين امر انجام شده است و اگرنه 50 درصد از حقوقي كه در قانون كار براي كارگران تعليقي در نظر گرفته شده به آنها پرداخت نمي شود و سئوال ديگر اينكه كجا رسم بوده كارگران طبق ماده 27 قانون كار اخراج شوند اما كميته انضباط كار و راي آن خبري نباشد و تنها با راي مديران حراست شهرداري و شركت واحد اخراج شوند و چرا مزارت كار بعد از 10 ماه جواب قانع كننده اي نارد و هر گاه كار گران به وزارت كار و شركت واحد و شهرداري براي پيگيري اخراج خود مراجعه مي كنند با اخطار پليس مبني بر دستگيري مواجه مي شوند كه موارد آن يسيار بوده است و بجاي جواب گرفتن در وزارت كار دستكير و تحويل پليس امنيت شده اند.آيا عدم پاسخگوئي به كارگران آنها را دلسرد و ناراضي نمي كند. كارگران اميد وار بودند كه در مديريت جنابعالي اخراج كارگران منطبق بر قانون باشد چرا كه آنها قانون كار را قانون اساسي خود مي دانند نه اينكه با نگاه امنيتي يا بهتر بگويم حراست ماًيانه و ينكه شما فرموديد خود كارگر زاده ايد اما كارگران در مديريت شما سركوب شدند و شما فقط نظاره گر بوديد در آن بولتن به تلاش مديران براي احقاق حقوق كارگران اشاره شده فقط اين را مي توانم بگويم كه در پي اخراج كارگران مي بايستي حكم اخراج آنها منطبق بر قانون به تك به تك افراد ابلاغ مي شد اما مديران همت كردند و ليست 46 نفره را بصورت فله اي به آنها ندادند كه هيچ، بلكه پشت شيشه اداره چسبانند تا همگان بدانند مديران چقدر زحمتكش و دلسوزند و دستور دادند تا كارگران بجز مورد تسويه حساب حتي براي پيگيري نيز به اداره راه نيابند و اينكه مديران بجز خصوصي سازي كه سود كلاني را به جيب آنها مي ريزد كار ديگري انجام ندادنده اند وخبر دار شديم متاسفاًنه بعضي از مديران مستعفي و بازنشته اند در موضوع خصوصي سازي فعال شده اند و تلاش بي شائبه اي را به خرج داده اند. نتيجه اينكه نگارنده بر اين باور است كه اعتماد كارگران به شهردار محترم نه به دليل ناآگاهي آنهاست بلكه آنها با آموزش قوانين از سوي سنديكا هوشيار تر از گذشته عمل مي كنند و از انجائي كه آنها با احتساب خانواده ها و بستگان و شركاي اجتماعي و صنفي شان بالغ بر بيش از صد هزار نفر مي باشند طيف منسوب به قاليباف خود را از هم اكنون بازنده انتخابات بداند زيرا آنها به شدت نگران بيكاري هيئت مديره سنديكا كه در يك انتخابات آزاد و با راي آنها انتخاب شده اند بوده و زنداني شدن آقاي منصور اسالو ريئس هيئت مديره بر اين نگراني افزوده است چرا كه بيكار كردن نمايندگان سنديكائي آنها بي حرمتي و توهين مستقيم به راي و خواسته كارگران مي باشد.
مسئول كمسيون فرهنگي سنديكاي كارگران شركت واحد
داود نوروزي
شنبه پنجم اسفند 1385
پنج اسفند منصور اسالو به دادگاه مي رود.
پنج اسفند منصور اسالو به دادگاه مي رود.
روز شنبه 5/12/85 دادگاه محاكمه منصوراسالو رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد برگزار خواهد شد.با توجه به اينكه بيست ماه از حمله عوامل كارفرمايان و سرمايه داري به سنديكاي كارگران شركت واحد مي گذرد و هنوز هيچ گونه رسيدگي به شكايت كارگران شركت واحد نشده است. اما دهها دادگاه ، دستگيري و زندان بر عليه كارگران شركت واحد كه تنها جرمشان خواست و مطالبه حق و حقوق قانوني خود است برگزار و اتقاق افتاده است.و هنوز تعدادي از كارگران شركت واحد بيكار هستند . برخي از آنها به جرمهاي واهي با حكم هاي فله اي و ناقص قوانين اخراج شده اند و تمامي حكم هاي صادره حتي با قوانين موجود مغايرت دارند . و برخي را به جرم اعتصاب كه تنهاابزاركارگران درمقابل يورش سرمايه داري برهستيشان است اخراج كرده اند.
ما ضمن ابراز خوشحالي در مورد بازگشت به كار ده نفر از كارگران شركت واحد در جهت باز گشت به كار بقيه آنها از تمامي كارگران و فعالين كارگري دعوت به حمايت مي كنيم.
طبق اخبار رسيده بسياري از تشكلها و فعالين كارگري اعلام كرده اند كه در روز شنبه 5/12/1385 به حمايت از منصور اسالو و كارگران شركت واحد در مقابل دادسراي انقلاب خيابان معلم حاضر خواهند شد. ما نيز در اين جمع حضور خواهيم داشت.
سا يت دخا لت حد اكثري
30/ 11/1385
شنبه پنجم اسفند 1385
روز جهاني زن دست آورد زنان كارگر است
روز جهاني زن دست آورد زنان كارگر است
روز 8 مارس 1875 زنان کارگر نساج در نیویورک در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدها و شرایط غیر انسانی کار دست به تظاهرات زدند. ابن حرکت به درگیری قهر آمیز با پلیس انجامید، و به طرز وحشیانه ا ی سرکوب شد. در 8 مارس 1907 دوباره زنان کارگر نساج آمریکا باخواست 10 ساعت کار روزانه دست به تظاهرات زدند، که باز هم تظاهرات آنها سرکوب شده و به دستگیری بسیاری اززنان منجر گردید. در 8 مارس سال 1908 حزب سوسیالیست آمریکا به تشکیل کمیته ملی زنان برای مبارزه جهت کسب حق رای زنان اقدام کرد، و در همین حین (8 مارس 1908 )کارگران زن بافنده سوزنی با خواست ممنوعیت کار کودکان و کسب حق رای زنان در نیویورک دست به تظاهرات زدند. همچنین رویدادهای (ریز و درشت ) بسیاری در این سال در آمریکا رخ داد که باعث گردید سال بعد یعنی 1909 روز 8 مارس بعنوان نخستین روز ملی زنان در این سا ل در آمریکا البته به طور غیر رسمی از طرف احزاب چپ تثبیت شده و زمینه دائمی حرکتهای انقلابی شود. در کنگره بین المللی سوسیالیستها که سال 1910 درکپنهاک برگزار شد، گلارا زتکین 8 مارس را بعنوان روز جهانی زن پیشنهاد کرد که توسط کنگره به رسمیت شناخته شد.در هشت مارس 1911 یک میلیون زن د رکشورهای آلمان ، دانمارک ، سویس و استرالیا با برپایی تظاهرات خواهان حق رای حق کار و آموزش حرفه ای شدند. همین سال در روسیه و چین و چند کشور دیگر تظاهرات دیگری به مناسبت بزرگداشت 8 مارس برگزار گردید. و در کمتر از یک هفته بعد از 8 مارس 149 زن کارگر درآتش "ترانکل" در شهر نیویورک و اعتراض به شرایط وحشتناکی که به این فاجعه انجامید دستمایه دیگری بود در اعتراضات 8 مارس سالهای بعد که تظاهرات زیادی را سبب شد.در8 مارس 1917 زنان علیه افزایش قیمتها، تعطیلی کارخانجات و اخراج کارگران دست به تظاهرات زدند. واین تظاهرات به شورش انجامید، که در ترفیع اوضاعی که به انقلاب فوریه همانسال انجامید، کمک بسیاری کرد. حرکت زنان تا دهه شصت رونق چندانی نداشت البته تظاهرات و نشست ها و گردهمائی کوچکی انجام می شد. ولی با رشد مجدد جنبش زنان در دهه شصت 8 مارس باردیگر اهمیت بسیاری یافت و تظاهرات بسیاری در اقصا نقاط جهان انجام می گرفت تا این که سال 1975 از طرف سازمان ملل متحد به عنوان سال بین المللی زنان اعلام گردید. و دو سال بعد یعنی در سال 1977 یونسکو 8 مارس را روز جهانی زن اعلام کرده ، که همه ساله دربسیاری از کشورهای جهان هشتم مارس را به صورتهای مختلف(تظاهرات- گردهمایی و جشن) گرامی می دارند. در دودهه گذشته روز جهانی زن درمقیاسی جهانی به تریبونی افشاگرانه از بی حقوقی علیه لیبرالیسم و سرمایداری و تبعیض جنسی تبدیل شده است. نبايد فراموش كرد كه نظام سرمايه داري كه به دروغ ادعاي دمكراسي وآزادي خواهي دارد در درون خود حافظ منافع وسود موسساتي است كه از قبال فروش زنان ، كودكان سود ميبرند و حتي قبيحانه زناني را كه برده هاي جنسي اين موسسات هستند ، باانطباق كامل با ذات سرمايه داري زنان را به عنوان كالا به حساب آورده و مانند دامداران آمريكاي كه دامهاي خود را داغ ميكردند كه شناخته شوند حال در قرن بيست و يكم اين موسسات برده داري برده هاي جنسي خود را خال كوبي ميكنند ، و سرمايه داري نه تنها با اين عمل مخالفت نميكند بلكه با تمام توان مدافع اين موسسات است تا آن حد كه در هر كشوري كه سرمايه داري قويتر است موسسات برده داري جنسي پررونقتر و گسترده تر و قدرتمند تراست
انكار روز جهاني زن توسط فعالين كارگري
بدليل ضعف كنوني طبقه كارگر در وسعت جهاني و انحرافات تحميل شده در قرن گذشته ، سرمايه داري توانسته بخش مهم تئوري و ابزار حاكميت سوسياليستي را بر عليه سوسياليسم به كار گيرد.
دمكراسي متعلق به سوسياليسم كارگري است. اما امروز سرمايه داري ژست دمكراتيك به خود گرفته . دمكراسي را مصادره كرده. آن را تقليل داده ، تحريف كرده و تبديل به باب ميل خود كرده است. در بوق و كرنا مي دمد .و همين دمكراسي را بهانه قرارداده ، منافع خودرا با جنايت و جنگ تحميل مي كند.
همين موضوع در رابطه با روز زن نيز در حال تكوين است.در كمال ناباوري بخش مهمي از چپ ، فعالين كارگري و فعالين سوسياليسم بخشهاي مختلف تئوري و ابزاري سوسياليسم را يكي پس از ديگري به سرمايه داري واگذار مي كند.جالب است . در درون اين فعالين شي وارگي و از خود بيگانگي آنقدر عميق شده كه كاملا" صداقت پرولتارياي را از دست داده اند.و چنان به دنبال عافيت طلبي و تئوري بقاء هستند كه تبديل به فسيل با اتيكت فعالين شده اند.
همانگونه كه در رابطه با روز زن بيان شد ، در واقع بنيان گزاران و آفريندگان روز زن ، زنان كارگركه بخش جداي ناپذيري از طبقه كارگر هستند ،بودند.و حال در ايران فعالين كارگري مي خواهند مخفيانه وبا محمل قراردادن روز درخت كاري مراسم روز جهاني زن را برگزاركنند.يعني فعالين طبقه كارگر مي خواهند نيمي از طبقه خود را پنهان كنند تا سرمايه داري بتواند اين ابزار را هم به نفع خود مصادره كند، مسلما" سرمايه داري از بخشش فعالين طبقه كارگربه جاي گل با گلوله تشكر خواهد كرد. در حالي كه ارتجايي ترين بخشهاي از سرمايه داري از اين روز به طور علني حمايت مي كند و از آن سو استفاده مي نمايد ، به طوري كه نسل جديد فكر ميكند روز زن نه تنها براي مخالفت با سرمايه داري به وجود نيامده است بل كه آن را جز افتخارات سرمايه داري مي داند.و اين نتيجه كوتاهي و عافيت طلبي فعالين است. اين طرز عمل و فكر فعالين ضمن اينكه همان تئوري بقاء است دقيقا" خواست و مورد پسند سرمايه داري مي باشد.البته فعالين نيز مي توانند بدون به خطر افتادن، ژست فسيلي خود را حفظ كنند.اين فعالين آنقدر خود باخته اند كه با نيازهاي طبقه خود كاملا" بيگانه شده اند.به عنوان نمونه مي توان مورد روز 26/11/84 را كه روز دفاع از كارگران ايران اعلام شده بود مثا ل زد.برخي از فعالين كارگري كه بسيار راديكال بازي كردند فراخوان دو پهلو صادر كردند.برخي فراخوان بي آدرس و عده اي براي شانه خالي كردن از مسئوليت خواستهاي كنفدراسيون را تحريف كردند. وبرخي با صدور اطلاعيه و تشكر نامه رسالت تاريخي خود را به سر انجام رساندند.ولي همه آنها در يك مورد اتفاق نظر و عمل داشتند . مي گفتند ما نبايد كاري بكنيم بل كه بايد منتظر بمانيم تا كارگران شركت واحد دست به كار شوند( اين مسخره ترين و عذاب آورترين شوخي است كه مي توان شنيد) اين فعالين درست در زماني كه كارگران شركت واحد نياز به حمايت عملي داشت كنار ايستادند تا زمين خورده بر خيزد و دست اين فسيلهاي سر پا ايستاده را بگيرد.
مورد سوم دست آويز قراردادن تئوري براي فرار از عمل گراي است . اكثريت افرادي كه نام فعالين كارگري را يدك مي كشند . وقتي در مقابل تقاضا براي اتحاد عمل در موارد مشترك قرار مي گيرند اختلافات گرايشي را بهانه قرارداده از مسئوليت امروزين شانه خالي مي كنند. اين مسئوليت ناپذيري و فرار نتيجه سنگوارگي و وجود رسوبات انديشه مشي چريكي و كوماندوي در ساختار فكري اين افراد است.(در مشي چريكي به خاطر مخفي كاري هر سلول يا واحد كوچك بايد كمترين ارتباط را با خارج از گروه داشته باشد)ضمن اينكه همگي با مشي چريكي دور از توده مخالف هستند . ولي تماما" گرفتار تئوري و ساختار فكري خانه تيمي ( محفل گراي) مي باشند .اگر تن به اتحاد عمل بدهند مجبور خواهند شد از قفس تيمي كه در ذهن خود ساخته اند خارج شوند.در نتيجه اتوريته خودرا كه به چند نفر از اطرافيان تحميل مي كنند از دست خواهند داد.بنابراين اختلافات گرايشي را تا حد شامل شدن اشتراكات نيز گسترش مي دهند.در نتيجه مي توانند . قفس تيمي خود را حفظ كرده و پيله آن را محكمتر كنند.حتي برخي وقتي احساس مي كنند ممكن است پيله فعلي خود را از دست بدهند سريعا" اقدام به تنيدن پيله جديد مي كنند.يا براي حفظ قفس تيمي خود تن به كناره گيري يا انشعاب مي دهند.اين طريقه عمل به دليل دوري از پراتيك پناه بردن به تئوري بقاء و دوري كردن از پيوستگي است.اين فعالين به عكس چريك هاي واقعي فقط ذهنيت مشي چريكي را با خود دارند.تعدادي از فعالين نيز با استفاده غلط و وارونه از فابريك بودن خود موارد بسياري را بهانه قرار مي دهند تا خود را از حوزه فعاليت عملي دور نگهدارندشاخصه اين فعالين كه خود رابدليل حضور عيني در كارخانجات محق تر مي دانند، اما دقيقا" با بهانه قراردادن همين حضور عيني و موارد امنيتي عدم فعاليت خود را توجيه مي كنند تا از اين طريق ضمن پيشبرد عافيت طلبي ژست فعالين راباخود داشته باشند. ضمن اينكه همه اي اين فعالين اعتراف مي كنند كه طبقه كارگر بايد بدست خود و با اقدامات خود آزاد گردد اما همگي منتظر ند ديگران برايشان فعاليت كنند.
ما ميتوانيم با دخالت حد اكثري خود در تمام موارد رسالت خودرا در شكستن قفس تيمي موجود در ذهن خودو به دنبال آن نابود كردن دايره بسته ضمن ارتقاء جنبش كارگري در آن هضم شويم.
محمد اشرفي 5/12/1384
شنبه پنجم اسفند 1385
جشن تولد
جشن تولد
امروز چهارم اسفند ماه 1385 است.خانواده منصور اسالو همگی در منزل منصور جمع شده اند خواهر و برادر ، مادر و همسر فداکارش همه خانواده و دوستان و همکارانش خوشحالند. آری امروز تولد منصور است . منصور وارد چهل و هشتمين سال زندگی خود می شود. آری تولدی که فردای آن محاکمه دارد محاکمه منصور ، کسی که برای دفاع از حقوق کارگران همه نوع هزينه ای پرداخت کرده است.
از گرانبهاترين سرمايه هر انسان که جان اوست تا بقيه ... از جانی که توسط شوراها و ايادی خانه کارگر مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا آزادی مشروط ، که 10 ماه بدون گناه در بند بود و معلوم نيست که در روز 5/12/85 آيا پشت درهای بسته بدون حضور هيات منصفه و خبرنگاران و مطبوعات صورت می گيرد يا مطابق قانون اساسی و قوانين جهان شاهد محاکمه ای عادلانه و منصفانه و علنی خواهد بود.
به اميد آزادی
پنجشنبه سوم اسفند 1385
منصور اسالو به دادگاه احضار شد
|
منصور اسالو به دادگاه احضار شد
طي اعلام قاضي پرونده سنديكاي كارگران شركت واحد آقاي اسالو به دادگاه احضارگرديد .تا قرار دادگاه را شخصا" دريافت كند . ايشان وكيل خودرا فرستاد . اما قاضي تاكيد كرده است كه خود اسالو شخضا" بايد حضور يابد . مورخ 5/12/85 روز دادگاه تعيين شده است. |

