شنبه سی ام تیر 1386
تاریخچه شکل گیری اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری در ایران
بسمه تعالی
تاریخچه جهانی تشکیلات کارگری:
اولین تشکلهای کارگری در انگلستان و در صنوف چاپ و امور ساختمانی و سپس پشم ریسان و خیاطان موجودیت یافت. در امریکا اولین اتحادیه های کارگری در فیلاد لفیا اتحادیه کفاشان بود که در سال 1792 به وجود آمد. در سال 1802اتحادیه های کارگران چاپخانه و نجاران در شهر بوستون نیویورک و بالتیمور تشکیل شد.
در سایرکشورهای صنعتی نیز سندیکا های کارگری و به دنبال آن اتحادیه های مختلف در صنوف و رشته های مختلف صنعتی ایجاد شد. در سوئد نیز اولین اتحادیه کارگری در چاپخانه ها و سپس در بین کارگران نجار و فلزکار موجودیت یافت. آنچه که در رابطه با شکل گیری این تشکل ها باید مورد توجه قرار گیرد این است که:
هیچ ارتباطی مستقیمی با ماشینی شدن صنعت نداشته اند.
تشکیل آنها ارتباطی با محرومیت کارگران نداشته است.
تاریخ صنعتی شدن کشورها حاکی از این است که ورود ماشین و جایگزینی آن به جای کارگر،تدریجی و از سال های 1820 به بعد ابتدا در انگلستان و سپس در المان و به مرور در فرانسه- ایتالیا و امریکا صورت گرفته و نهضت ماشینیسم بعد از این سال ها بوده است در حالیکه اتحادیه ها و سندیکا های کارگری عمدتاً در سال های1790 به بعد به وجود آمد. اولین تشکل ها هم همانگونه که گفته شد در صنایعی چون کفش- نساجی-نجاری-و خیاطی که کارگران آنها به لحاظ وضعیت حقوقی از شرایط خوبی بر خوردار بودند شکل گرفت. لذا نه مسئله ماشین و نه محرومیت، نقش موثری در شکل گیری سندیکا و اتحادیه های کارگری نداشتند بلکه توسعه بازار و تجارت و مهمتر از آن توسعه ارتباطات و وسایل حمل و نقل از عوامل عمده شکل گیری اتحادیه های کارگری برای حفظ منافع حرفه ای و بهبود وضع مادی آنها بوده است.
تاریخچه شکل گیری اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری در ایران:
تا قبل از انقلاب مشروطیت هر چند گرایشاتی در بین کارگران ایران برای ایجاد تشکل های صنفی و به منظور مقابله با بحران های اقتصادی-بیکاری- نرخ پایین دستمزدها و رفتارهای غیر انسانی کارفرمایان وجود داشت. اما از لحاظ جو فشار و خفقانی که حکومت های استبدادی وقت ایجاد کرده و هر گونه اجتماع آزاد و تشکیل انجمن را ممنوع اعلام کرده بودند- می توان گفت که هیچ گونه سندیکا یا اتحادیه کارگری به وجود نیامد. پس از انقلاب مشروطیت اتحادیه کارگران چاپخانه های تهران- اولین اتحادیه ای بود که موجودیت خود را اعلام کرد. اتحادیه کارگران صنعت نفت- کفاشان- باربران بندر پهلوی و چاپخانه های اصفهان- تشکل های دیگری بودند که پس از اتحادیه کارگران چاپخانه های تهران به وجود آمد. این اتحادیه ها در رابطه با تقلیل ساعات کار روزانه اقداماتی انجام دادند. انقلاب اکتبر 1917 شوروی موجب شد که اتحادیه های کارگری در ایران رو به افزایش بگذارند اما با سر کار آمدن دولت پهلوی- عملاً فعالیت های سندیکا ها و اتحادیه ها محدود گردید و با قانونی که در سال 1310 به تصویب مجلس رسید- کلیه آنها منحل و تا پایان سلطنت پهلوی اول- یعنی تا سال1320 هیچ گونه تشکل کارگری به وجود نیامد. با اشغال ایران توسط متفقین به دلیل ضعف حکومت های داخلی دو جریان فکری:1- کمونیستی سوسیالیستی با تقویت روسها2-افکار به اصطلاح دموکراسی با تقویت انگلیس و امریکا-کارگران و کشاورزان را در فضای متشنج و نا آرام آن روز با داعیه وطن خواهی و دفاع از حقوق کارگران به سمت ایجاد اجتماعاتی تحت عنوان اتحادیه های کارگری سوق داد اما از لحاظ قدرت سازماندهی و حمایت کمونیسم بین الملل- حزب توده ایران توانست به سرعت جریانات کارگری ایران را به سوی تشکیل اتحادیه های قوی کارگری سوق داده و با تعلیمات و آموزش های لازم از مجموعه این اتحادیه ها-شورای متحده مرکزی را تشکیل دهند این شورا که به دلیل سازماندهی اعتصابات کارگری ایران و امتیازاتی که برای کارگران تحصیل نمود از مقبولیت زیادی بین کارگران بر خوردار بود. این شورا به فدراسیون سندیکای جهان(F.S.M)که تحت نفوذ کمونیست های بین الملل قرار داشت وابسته بود. در سال 1325 قوام السلطنه برای مقابله با شورای متحده مرکزی کارگران و مقابله با دخالت هایی که این شورا در امور کارخانجات می نمود- سه موضوع زیر را در برنامه کاری خود قرارداد: اولاً با تاسیس وزارت کارکلیه امور کارگری و تنظیم روابط کارگر و کارفرما را جزو وظایف این وزارت خانه قرارداد. ثانیاً با تشکیل حزب دموکرات رقیبی در مقابل حزب توده قرار داد.ثالثاً با سازماندهی و تشکیل تشکیلات کارگری به نام اتحادیه سندیکا های کارگران و کشاورزان ایران(اسکای) و با حمایتی که دولت از این تشکیلات نمود هم کارگران ناراضی از شورای متحده و هم کارگران مخالف کمونیسم را در این اتحادیه گرد هم آورد و با وابسته شدن به کنفدراسیون سندیکا های آزاد جهانی(C.I.S.L)از نفوذ و قدرت بیشتری بر خوردار شد.
پس از سقوط حکومت قوام السلطنه حزب دموکرات عملاً از بین رفت و در تشکیلات کارگری(اسکای) نیز اختلاف افتاد و در نتیجه انشعابی که به وجود آمد تشکیلات کارگری جدیدی به نام اتحادیه مرکزی کارگران و کشاورزان ایران(امکا) به وجود آمد.
بازی دولت های وقت با سندیکا های کارگری و تحریکات شرکت نفت و نفوذ ایادی بیگانه و سودجویی عده ای فرصت طلب که وابسته به بیگانگان بودند و یا از آنها تعلیم می گرفتند و همچنین تحریکات و تفرقه افکنی های شورای متحده مرکزی کارگران وموجب تفرقه بین دو اتحادیه (اسکای) و(امکا) گردید.بر اثر این اختلاف مجدداً در اسکای انشعاب دیگری رخ داد و کارگران راه آهن اتحادیه شورای مرکزی کارگران و پیشه وران و کشاورزان ایران را تشکیل دادند اما با برنامه ریزیهای که توسط حزب توده برای ترورمحمد رضا شاه در سال 1327 صورت گرفت در تیر ماه 1328 حزب توده ایران و شورای متحده مرکزی کارگران ایران غیر قانونی اعلام و منحل گردید. در سال 1329 وزارت کار سعی نمود که بین سه تشکیلات کارگری باقی مانده یعنی اسکای و امکا و شورای مرکزی کارگران و پیشه وران و کشاورزان ایران ائتلافی ایجاد نماید که موفق نشد و در نتیجه انشعاب دیگری که در اسکای به وجود آمد این تشکیلات کارگری منحل گردید.تعدادی از افراد وابسته به اسکای با دو تشکیلات دیگری ائتلاف نمودند و کنکره اتحادیه کارگران ایران وابسته به کنفدراسیون سندیکاهای آزاد جهانی را به وجود آوردند. تعداد دیگری از اعضای اسکای که با این ائتلاف مخالف بودند و سندیکا های خود را مستقل اعلام کرده بودند در سال 1330 پس از سقوط کابینه رزم آرا با همکاری سندیکا های اصفهان و خراسان شورای سندیکا های مستقل را پایه ریزی نمودند. عده ای از کارگران توده ای نیز توانستند با ائتلاف سندیکا ها یی که در آن عضویت داشتند در همان سال( سندیکا های هیئت موتلفه) را به وجود آورند.
بدین ترتیب عملا در سال 1330 سه تشکیلات نسبتاً مهم کارگری در ایران وجود داشت:1- کنکره اتحادیه کارگران ایران وابسته به کنفدراسیون سندیکا های آزاد جهانی2- شورای سندیکا های مستقل که تمایل به جبهه ملی داشت.3- سندیکا های هیئت موتلفه که با حزب توده- که از احزاب غیر قانونی بود همکاری داشت.
تا سال 1343 تعداد 73 سندیکای کارگری در تهران و 38 سندیکای کارگری در شهر ستانها تشکیل شد اما پس از اصلاحاتی که در سال 1343 در قانون کار به وجود آمد فعالیت سندیکاها در سطح حرفه و کارگاه محدود گردید. طبق آمار تا پایان سال 1348 تعداد 270 سندیکای کارگری و در پایان سال 1353 – 612 سندیکای کارگری و 14 اتحادیه کارگری و در پایان سال 1357 جمعاً 1216 سندیکا و 26 اتحادیه کارگری فعالیت داشتند.
آشنای با تشکل های صنفی:
(سندیکا)
درمقاوله نامه شماره 87 سازمان بین المللی کار که کشورما نیز به عضویت آن درآمده است به اصل آزادی اجتماع اشاره شده است که این اصل عبارتست: حق آزادی اجتماع کارگران وکارفرمایان برای اینکه دورهم جمع شوند وبرای حفظ منافع حرفه ای و بهبود وضع مادی واجتماعی خود اقدام به تشکیل سندیکا یا اتحادیه نمایند.
بر اساس این مقاوله نامه به عنوان اولین عهد نامه بین المللی که یکی از آزادی های انسان را به رسمیت می شناسد،کارگران و کارفرمایان حق دارند بدون هر گونه تمایزی به انتخاب خود و برای پیش برد منافع خویش تشکیل سازمان داده و به آن ملحق شوند. و به موجب ماده 3، آن سازمان های مزبور حق دارند تا اساسنامه و مقررات خود را تدوین نموده، نمایندگان خود را با آزادی کامل انتخاب کنند و به تنظیم برنامه های خود بپردازند، بر اساس بند دوم این ماده مقامات عمومی کشوری ( دولت) باید از هر گونه دخالت که حق مزبور را محدود نماید یا مانع اعمال آن شوند، اجتناب ورزند. استناد به ماده 25 قانون کار سال 1337 و اصلاحیه ای سال 1342 سندیکا را چنین تعریف کردند:
سندیکا سازمانی است که کارگران یا کارفرمایان مربوط به یک حرفه، یک کارگاه می توانند برای حفظ منافع حرفه ای و بهبود وضع مادی و اجتماعی خود ، تشکیل دهند ،برا اساس این تعریف:
1- سندیکا اجتماعی از افراد برای حفظ یا بهبود حرفه ای خود است.
2- کارفرمایان نیز می توانند تشکیل سندیکا بدهند، مشروط بر این که وابسته به یک حرفه معین باشند.
3- سندیکا می توانند دارای شعبه باشد و یا چند سندیکا با هم جمع شوند که در این صورت اتحادیه بوجود می آورند. چند اتحادیه نیز یک کنفدراسیون تشکیل می دهند.
همانطوری که در سیر تاریخی شکل گیری تشکل های صنفی بیان شد، فلسفه تشکیل سندیکا ارتباطی با ماشینی شدن و محرومیت کارگران نداشته است. در فلسفه وجود این تشکل ها سه نکته اساسی قابل ذکر است :
1-همبستگی و اتحاد و توسعه تشکل ها در حرف و صنایع مختلف و ایجاد اتحادیه ها و کنفدراسیون ها.
2- داشتن هدف اقتصادی و توجه به تامین منافع مادی اعضا.
3- اجتناب از دخالت مستقیم در سیاست، و عدم ورود در دسته جات و احزاب سیاسی و صرفاً رای دادن به کاندیدا های احزابی که حمایت از کارگران یا کارفرمایان را سر لوحه فعالیت های حزبی یا انتخاباتی خود قرار داده اند.
خصوصیات اصل آزادی تشکل های صنفی
این اصل سه ویژگی اساسی را مورد توجه قرار داده است:
1- اصل تشکیل آزادانه تشکل ها و عدم لزوم اجازه دولت.
2- اصل استقلال تشکل ها و عدم ترس از تبعیض و تهدید.
اصل احساس مسئولیت و عدم تجاوز از اصول تشکل های صنفی( سندیکا- انجمن صنفی)
در اصل اول : ویژگی آزادی اجتماع در این است که:
هر عده از اشخاص وابسته به یک حرفه- یک کارگاه و یا یک صنعت معین- می تواند آزادانه و بدون هیچ گونه تشریفاتی- دور هم جمع شوند و تشکل صنفی خود را به وجود آورند.
شناسایی دولت برای وجود این تشکل ها ضرورتی ندارد. به عبارت دیگر چنانچه در تشکیل این تشکل ها( سندیکا- انجمن صنفی) ازمقررات و قوانین مملکتی تخطی نشده باشد- دولت نمی تواند از فعالیت آنها جلو گیری کند.
هر شخص وابسته به حرفه- صنعت و کارگاه معین که شرایط ورود به سندیکا یا انجمن صنفی را دارد- بتواند آزادانه و بدون شرط قانونی به عضویت سندیکا یا تشکل صنفی در آید حتی اگر این فرد تبعه خارجی باشد یا زن شوهردار( اهلیت قانونی نداشته باشد) و بالعکس این فرد هر زمانی که بخواهد بدون ممانعت از عضویت سندیکا یا تشکل صنفی استعفا کند.
ثبت این تشکل موجب مداخله دولت در تاسیس و تشکیل آن نگردد.
در بعضی ازکشورها ثبت سندیکا یا تشکل صنفی به معنای به رسمیت شناختن آنست و هر تشکل صنفی باید اساسنامه آئین نامه و اسامی هیئت مدیره و افراد عضو خود را به اطلاع مقامات دولتی برساند. در بعضی از کشور ها مثل آرژانتین و مکزیک فقط ذکر عده اعضاء کافی است. در بعضی ار کشورها مثل کوبا – پاناما و اکوادور ثبت انجمن صنفی یا سندیکا فقط جنبه تشریفاتی داشته و مقامات دولتی حق استنکاف از ثبت آن را ندارند به هر حال آزادی تشکیل انجمن های صنفی و سندیکا ها و عدم لزوم اجازه دولت معنای واقعی خود را در روش اعمال شده توسط دولت های کوبا و اکوادور ظاهر ساخته است.
در اصل دوم: استقلال عمل سندیکاها و یا انجمن های صنفی را موردتاکید قرار می دهد به این معنی که کارگران و کارفرمایان که سندیکا یا انجمن صنفی تشکیل می دهند بتوانند بدون دخالت دولت مستقل عمل نمایند. دخالت دولت به هر صورت چه مستقیم یا ازراه تهدید و تبعیض مخالف اصول مورد قبول سازمان بین المللی کار است. مجبور کردن افراد به ورود یا خروج از یک تشکل صنفی نیز مخالف موازین بین المللی است.
در اصل سوم:
اولاً: احساس مسئولیت و عدم عدول از اصول سندیکای مورد توجه قرار می گیرد و برای رهبران سندیکا هاوکارگران وظایفی رامشخص می کند.
ثانیاً: رهبران تشکل های صنفی باید نسبت به بهبود وضع مادی واجتماعی کارگران وحفظ منافع حرفه ای آنها احساس مسئولیت نماید.
ثالثاً:کارگران نیزنباید سندیکا یا انجمن صنفی را وسلیه نیل به هدف های سیاسی و یا بازرگانی خود قراردهند.
رابعاً: کارگران و انجمن های صنفی نباید اجازه دهند دیگران آنها را بازیچه امیال و اهداف سیاسی و اقتصادی خود قرار دهند.
اهداف و وظایف تشکل های صنفی:
1- حفظ منافع حرفه ای
2- بهبود وضع مادی و اجتماعی
3- ازنظر احزاب سیاسی تشکل های کارگری وسلیه ای برای تجهیز نیروی کارگر در راه نیل به قدرت سیاسی هستند( درحالیکه هدف تشکل صنفی سیاسی نیست)
4- به نظر بسیاری از کارفرمایان هدف نهایی تشکل های کارگری اعمال مدیریت در کارگاه است.
5- هدف های تجاری و مذهبی ندارد
عمده حقوق تشکل های صنفی به شرح زیر می باشد:
1- حق انعقاد قرارداد دسته جمعی کار برای بهبود شرایط کار اعضاء
2- حق خرید و فروش اموال منقول و غیر منقول و حق تملک مشروط براینکه عملیات به قصد تجاری وبرای کسب منفعت شخصی نباشد لذا ایجاد شرکت تعاونی و یا صندوق بیکاری به منظور رفع نیازمندی های اعضاء ومعاضدت کارگران بیکار می تواند جزو حقوق این تشکل ها باشد.
3- حق اقامه دعوی و دفاع از اعضاء در مراجع اداری یا مراجع قضایی
وظایف عمدهمم این تشکل ها عبارتست از:
1- تنظیم وبهبود روابط بین اعضاء
2- تنظیم و بهبود روابط بین کارگرو کارفرما
3- تامبن منافع اعضاء( مادی و اجتماعی)
4- اعمال وظایف و اختیارات مربوطه به نمایندگان کارگران و کارفرمایان د مجامع مختلف سیاستگذاری حرفه ای داخلی و مجامع بین المللی کار.
تفاوت تشکل های صنفی با احزاب و شرکت ها و موسسات تجاری:
عمده تفاوت های بین احزاب و شرکت ها با تشکل های صنفی به قرارزیر است:
1-تشکل صنفی برای تحقق حقوق حرفه ای اعضاء به وجود می آید لیکن شرکت ها و موسسات تجاری اهداف مختلفی دارند.
2- تشکل صنفی در امور سیاسی دخالتی ندارد در حالیکه احزاب رویکردی سیاسی دارند.
3-ثبت احزاب عمدتاً در وزارت کشور ولی ثبت موسسات و شرکت ها در اداره ثبت اسناد و ثبت تشکل های صنفی عمدتاً در وزارت کار صورت می گیرد .
4-احزاب و شرکت ها به جز وظایف سیاسی و اجتماعی و تجارت مکن است وظایف بسیار وسیعی را در برنامه کار خود داشته باشند اما تشکل های صنفی محدود به حفظ حقوق حرفه ای اعضاء خود می باشد.
5- اعضا ی تشکل های صنفی دارای مصونیت اخراج از سوی کارفرما هستند در حالیکه دراحزاب و شرکت ها چنین مصونیتی وجود ندارد.
آشنای با مقاوله نامه ها و توصیه نامه های سازمان بین المللی کارilo .
درمورد سن کار:
سازمان بین المللی کاردرمقاوله نامه شماره 138 وتوصیه نامه 146 به عنوان مکمل این مقاوله نامه حداقل سن اشتغال را که در واقع لغو کامل کار کودکان است در سال 1973 تصویب نمود. قبل ازاین نیز سازمان حدود15 مقاوله نامه و توصیه نامه در رابطه با حداقل سن کار دربخش ها و فعالیت های مختلف تصویب کرده بود.
برابر مفاد ماده یک این مقاوله نامه کشور هایی که به مقاوله نامه می پیوندند متعهد می شوند با هدف لغو موثر کار کودکان و افزایش تدریجی حداقل سن اشتغال چنان سیاست ملی را اتخاذ کنند که کاملترین حد رشد جسمی و فکری نوجوانان را امکان پذیر سازد.
سیاست اتخاذ شده باید اصول زیررا مورد توجه قرار دهد:
1- هرکشورباید سن مشخصی را به عنوان حداقل سن کار تعیین نماید و اشخاص کمتر از آن اجازه اشتغال نداشته باشند.
2- حداقل سن کار نباید از سن پایان تحصیلات اجباری و در هیچ مورد از 15 سال کمتر نباشد.
3- حداقل سن در کارهای خطرناک که بر اساس قوانین هر کشور تعیین می شود نمی تواند از 18 سال کمتر باشد. البته در خصوص کشورهایی که وضع اقتصادی و موسسات آموزشی آنها پیشرفته نیست استثنا هایی را پیش بینی کرده است.
( ممنوعیت تبعیض دررفتار و برابری حقوق کارگران زن و مرد)
دراعلامیه فیلادلفیا و مقدمه اساسنامه سازمان بین المللی کار در رابطه با اصل تساوی رفتار و برابری حقوق زنان و مردان تاکید شده است در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مواد 23و25 آن و همچنین میثاق بین المللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی سال1966درمواد7و10اعلامیه رفع تبعیض زنان درسال 1967وبالاخره کنوانسیون لغوهرنوع تبعیض نسبت به زنان در سال1979مقرراتی را راجع به این موضوع وضع نموده است.
سازمان بین المللی کار درسال 1951مقاوله نامه شماره100وتوصیه نامه شماره90را دررابطه با تساوی اجرت کارگران زن و مرد درمقابل کار هم ارزش تصویب نمود.
براساس مقررات این مقاوله نامه کشور های عضو این الحاقیه متعهد خواهند بود از طریق روش های معمول اعم از قانون-آئبن نامه-پیمان دسته جمعی و .... اصل پرداخت اجرت مساوی را تشویق نمایند.
مرخصی تحصیلی یا آموزشی:
مقاوله نامه شماره 140و توصیه نامه شماره 148سازمان بین المللی کار که در اجلاس1974به تصویب رسید مقرراتی را در رابطه با مرخصی آموزسی بااستفاده از حقوق وضع نمود (ماده 16و72و110و155قانون کار)
درمورد مرخصی کارگران:
اولین سندی که سازمان بین المللی کار در مورد مرخصی سالیانه با استفاده از مزد تصویب کرد – مقاوله نامه شماره 52وتوصیه نامه شماره 47درسال 1936بود در این مقاوله نامه میزان مرخصی سالیانه با استفاده ازمزد را 6 روز غیر تعطیل وبرای کارگران کمتر از 16سال و کارآموزان 12روز تعیین کرده است.
کنفرانس بین المللی کار در سال 1954توصیه نامه شماره 98را به تصویب رساند که مدت مرخصی سالیانه را برای کارگران 2 هفته پیش بینی کرده بود دراین مقاوله نامه کارگران بخش کشاورزی و دریانوردان مستثنی و تابع مقاوله نامه جداگانه ای گردیده بودند.
درسال 1970سازمان بین المللی کار با مطالعاتی که در این زمینه انجام داد باتصویب مقاوله نامه شماره 132 معیارهای قبلی را که با شرایط روز کشور ها هماهنگی نداشت مورد تجدید نظر قرارداد.
از موارد قابل توجه این مقاوله نامه می توان به نکات زیراشاره کرد:
1-همه کارگران به استثنای دریانوردان مشمول این مقاوله نامه می باشند.
2- مدت مرخصی سالانه بر اساس قوانین و مقررات هرکشور تعیین می گردد ولی درهیچ مورد نباید در ازای یک سال کار از 3 هفته کمتر باشد.
3- روزهای تعطیل عمومی و ناشی از عرف اعم از اینکه در بین روزهای مرخصی سالیانه واقع شود یا خیر جزو حداقل مرخصی سالیانه محسوب نخواهد شد.
4-مدتی که کارگر به دلیل بیماری قادر به کار نباشد جزو حداقل مزبوربه حساب نمی آید.
5-جزدر مواردی که بین کارگرو کارفرما به نحو دیگری موافقت شده باشد یکی از اجرای مرخصی ( یکی ازدفعاتی که از مرخصی استفاده می شود) باید حداقل برابر2هفته متوالی باشد مشروط براینکه کارگربا توجه به طول مدت خدمت حق استفاده ازآن را داشته باشد.
6-بخش متوالی مرخصی الزاماً باید حداکثر ظرف مدت یک سال و مابقی مرخصی استحقاقی سالانه باید حداکثر ظرف مدت 18ماه پس از پایان سال مورد نظر ، مورد استفاده قرارگیرد.
7-هر گونه توافقی در خصوص انصراف و عدم استفاده کارگر ازمرخصی سالانه اعم از اینکه با پرداخت غرامت ویا به هر نحو دیگر باشد،باید ممنوع و فاقد اعتبار شناخته شود( ماده 64تا 71 قانون کار)
کنفرانس بین المللی کاردر سال 1921 مقاوله نامه شماره 14 را درباره تعطیل هفتگی درصنعت و توصیه نامه شماره 18 درباره تعطیل هفتگی درتجارت به تصویب رساند. درسال 1957 مقاوله نامه شماره 106 و توصیه نامه شماره103 به تصویب کنفرانس بین المللی کار رسید که درآنها مقررات مشابهی را با مقررات مقاوله نامه شماره 14 درمورد برقراری تعطیل هفتگی برای کارکنان موسسات اداری و بازرگانی پیش بینی نموده است.
مقاوله نامه شماره 3 و توصیه نامه شماره 2 ، مقاوله نامه شماره 6و90 و توصیه نامه شمارهم 14 و همچنین مقاوله نامه شماره 79 سازمان بین المللی کار مصوباتی را در مورد ممنوعیت کارنوجوانان در شب و میزان استراحت شبانه آنها وضع نموده وبه کشورهای عضو توصیه می نماید.
مقاوله نامه شماره 4 کارشبانه زنان در موسسات صنعتی خصوصی و عمومی رامنع کرده است. مقاوله نامه شماره 41 نیز ضمن تاکید برممنوعیت کارشبانه زنان و تقلیل ساعات کار شب اشتغال زنان درپست های مدیریتی را از این قاعده مستثنی نموده است.
درمقاوله نامه شماره 89 با انعطاف بیشتری، اولا ساعت کار شبانه به 7 ساعت متوالی کاهش یافته،ثانیا علاوه برمشاغل خدمات بهداشتی و رفاه عمومی نیز ازقاعده ممنوعیت کارشبانه زنان مستثنی شده اند.
مقاوله نامه شماره 3 و103 وتوصیه نامه شماره 12 درمورد فورجه (امتیاز) شیردادن اعلام می کند به مادران شیرده دوبار در روزهربارنیم ساعت فورجه داده می شود که فرزندان خود را درساعات کار شیر داده و این مدت جزو ساعات کار آنها محسوب شده وبایدمزد آن راپرداخت نمود.
مقاوله نامه شماره 45 درمورد ممنوعیت کار زنان درمعادن و کارهای سخت و زیان آورومقاوله نامه شماره 138 ممنوعیت کارنوجوانان(کمتراز18 سال) را درکارهای سخت و زیان آور اعلام کرده است.
درماده 6 مقاوله نامه شماره 1 سازمان بین المللی کارانجام اضافه کاری با رعایت شرایطی و برای مدتی مه حداکثر آن پس از مشورت با سازمان های کارگری و کارفرمایی توسط دولت تعیین می شود، مجاز دانسته است. در توصیه نامه شماره 166 نرخ مزد ساعات کار اضافی حداقل باید 25 درصد بیشتر از مزد ساعات کار عادی باشد.
طبق مفاد ماده2 مقاوله نامه شماره 30 ساعت کاربه زمانی اطلاق می شود که کارکنان در اختیار کارفرما قرار دارند. دوره های استراحت که طی آن کارکنان در اختیارکارفرما نیستند جزو ساعات کارمحسوب نمی شود.
درسال 1962 سازمان بین المللی کاردرتوصیه نامه شماره 116 کاهش تدریجی ساعات کار هفتگی کاربه 40 ساعت را که معیار اجتماعی نامیده شده است.
ماده 24 اعلامیه حقوق بشر و ماده 7 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی فرهنگی نیز به محدودیت معقول ساعات کار به عنوان حق طبیعی هرانسان اشاره کرده اند.
بند 11 مقاوله نامه شماره 95 سازمان بین المللی کار مزد کارگر را جزو دیون ممتازه دانسته و اشاره دارد که مزد کارگر باید قبل از سایر طلبکاران وحتی دیون مالیاتی تامین و پرداخت گردد.( تبصره 1 ماده 13 قانون کار)
درمقاوله نامه های بین المللی کار در چند مورد اشاره به مدت ایام بیکاری و تعلیق شده است:
· مقاوله نامه شماره 89 درمورد عدم کارزنان در دوران بارداری و پرداخت حقوق و مزایای آنان به مدت حداقل 16 هفته.
· مقاوله نامه شماره 103 تعلیق قرارداد کارزنان باردار به مدت 12 هفته و پرداخت حقوق و مزایای آنان درطول دوره زایمان.
· مقاوله نامه شماره 158 و توصیه نامه شماره 163 مدت رسیدگی مراجع داوری و حل اختلاف به شکایت کارگر.
· مقاوله نامه شماره 158 و توصیه نامه شماره 166 اشاره شده است ( اخراج باید دلیل موجهی داشته باشد) اخراج را به دلایل زیر منع کرده است:
1- به دلیل عضویت درسندیکا
2- شکایت کارگر از کارفرما
3- رنگ، نژاد، جنس، مذهب، و عقاید سیاسی
4- غیبت به سبب بیماری یا زایمان و یا مسئولیت خانواده گی
تاریخچه اعتصابات در ایران:
پس از انقلاب مشروطیت ایران و انقلاب اکتبر روسیه فضای سیاسی جامعه آن روز کشور آمادگی حضور بیشتر نمایندگان اقشار مختلف را درمجلس تصمیم گیری فراهم نمود. محیط های کارگری ایران به ویژه کارگران چاپخانه ها – نانوایی ها – خیاطان و نساجان- کفاشان و به مرور کارگران شرکت نفت که از انسجام و وحدت و آگاهی بیشتری برخوردار بودند، حضور بیشتری در صحنه های سیاسی کشور پیدا نموده و با تشکیل اتحادیه های کارگری موج اعتراضات و دخالت های خود را که در ابتدا برای تغییرشرایط کار و تحقق خواسته های صنفی به سوی دولت نشانه رفته بودند با دخالت سرکوبکرانه دولت به جریانات سیاسی تبدیل شد. درسال های 1286و1287شمسی اعتصابات عمومی وسراسری متعددی درکشور اتفاق افتاد که مهمترین آنها اعتصاب کارگران و پیشه وران رشت و کارگران شیلات انزلی بود. درسال 1299 کارگران شیلات مازندران اتحادیه ای رابه وجود آوردند که پنج هزار عضوداشت.
درسال 1299 اعتصابات عمومی ازسوی شورای مشترک اتحادیه های تهران سازماندهی شد به اما عمده این اعتصابات و اعتراضات که گاهی درسطح یک کارگاه اتفاق می افتاد به سرعت توسط عوامل دستگاه دولتی سرکوب می شد.
کارگران صنعت نفت که ازتشکل و اتحادیه نسبتاً خوبی برخوردار بودند درسال 1301 اولین اعتصاب خود را به منظور حق آزادی اجتماعات وایجاد تشکل های صنفی افزایش دستمزد و تقلیل ساعات کارو رفع تبعیض بین کارگران ایرانی و خارجی برگزار کردند.
درسال 1304 نیز کارگران هندی که در تاسیسات نفت جنوب مشغول به کار بودند برای افزایش مزد و بهبود شرایط کار دست به اعتصاب زدند که چندان موفقیت آمیز نبود.
درسال های 1306تا1308نیزاعتصابات بزرگی توسط اتحادیه کارگران صنعت نفت جنوب سازماندهی شد که موضوع تجدید نظر در امتیاز نفت جنوب بهبود شرایط کارافزایش مزدها تقلیل ساعات کار وبه رسمیت شناختن حق تشکیل سندیکا و اتحادیه برای کارگران ازخواسته های آنها بود. درطول این اعتصاب ها صدها نفرکارگر شرکت نفت توسط دستگاه اخراج شدند. دراردیبهشت ماه سال 1310 کارگران کارخانه نساجی وطن اصفهان با انگیزه بزرگداشت روز جهانی کارگر دست به اعتصاب زدند و خواستار تغییر شرایط کار خود گردیدند. نتیجه این اعتصاب تقلیل ساعت کار آنها به 9 ساعت درروز گردید. درسال 1324 کارگران صنعت نفت کرمانشاه اعتصاب کردند که برااثر مقاومت کنسرسیوم شرکت نفت ایرانو انگلیس اتفاق افتاد که پس از14 روز مقاومت کارگران کنسرسیوم را مجبور به پذیرش خواسته های آنها کرد. درسال های 1334تا 1338 اعتصابات فراوانی توسط کارگران صنعت نفت آبادان مسجد سلیمان و آغاجاری و همچنین کارگران کوره پزخانه ها و آجرپزی های تهران به منظور تغییر شرایط کار افزایش دستمزدها و مسکن رخ داد. درسال 1338 کارگران کارخانه نساجی وطن اصفهان مجدداً عتصابی را تدارک دیدند که با دخالت نیرو های نظامی این اعتصاب به خاک و خون کشیده شد و 10 نفر از کارگران کشته شدند. در سال های 1340 کارگران نختاب و شهناز اصفهان- کارگران صنعت نفت مسجد سلیمان و سال 1343 تاکسیرانان تهران در سال 1344کارگران معدن سرب راونج و در سال 1347 کارگران نساجی تهران اعتصابات پراکنده ای را به وجود آردند.
اما در سال 1349 کارگران کارخانجات نساجی اصفهان – نساجی مقدم- فخر ایران- فولاد اهواز و رانندگان اتوبوسرانی تهران اعتصاب عمومی تری را سازماندهی کردند. در سال 1350 کارگران جهان چیت ( بافکار تهران) تظاهراتی را در چهار راه چیت سازی تهران بر پا کردند که با دخالت نیروهای نظامی سرکوب شد.درسال 1353 کارگران شرکت نفت به مدت 40 روزاعتصاب کردند. درسال 1354 کارگران ایران ناسیونال اقدام به اعتصاب و بر پایی تظاهراتی نمودند که موجب مسدود شدن جاده و دخالت نیروهای نظامی گردید. این اعتصاب منجر به اخراج 60 نفر از کارگران کارخانه گردید. درسال های 1355و 1356 اعتصابات فراوانی درکارخانجات سازماندهی شد که اوج آن اعتصابات عمومی و فراگیر سال 1357 بود که بیشتر شکل سیاسی به خود گرفت. هرچند بعضی از خواسته های اعتصابیون مسائل صنفی و رفاهی بود اما به مرور خواسته های سیاسی آنان از قبیل آزادی زندانیان سیاسی- لغو حکومت نظامی آزادی بیان و اجتماعات پررنگ تر گردید.
تهیه و تنظیم از: رضا شهابی ذکریا
عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
مسئول بررسی امورصنفی رانندگان
شنبه سی ام تیر 1386
محمود صالحي را از خطر جاني نجات دهيد
محمود صالحي را از خطر جاني نجات دهيد
برابراخبارمنتشر، دررسانه ها وضعيت سلامت جسماني آقاي محمود صالحي مدافع و تلاشگر حقوق كارگران و عضو انجمن خبازان شهرستان سنندج به علت بيماري كليوي وخيم شده و ايشان اززندان به بيمارستان منتقل شده است.
سنديكاي كارگران شركت واحدآرزوي بهبودي كامل ايشان را داشته و ضمن درخواست معالجه فوري ،آزادي اورا درخواست مي نمايد. همه خردمندان دلسوز سرنوشت جامعه و ميهن عزيزمان دراين نكته هم عقيده اند كه اتحاد و همبستگي ملي و مشاركت اجتماعي درسايه رعايت همه جانبه حقوق عمومي مردم تحقق خواهد يافت.بنابراين انديشه درست همه مدافعان و تلاشگران حقوق مردم بايد بتوانند درآزادي كامل فعاليت نمايند. با اين روش امنيت ملي تضمين خواهد شد.
دربند بودن افرادي همانند منصور اسالو و محمود صالحي و ديگر فعالان حقوق مردمي هيچ نتيجه و اثرمثبتي براي مردم به ويژه طبقات محروم جامعه و انديشه عدالت خواهي نخواهد داشت.
سنديكاي كارگران شركت واحد به همراه همه نهاد هاي كارگري داخلي و كشوري و بين الملي اعتراض خود را نسبت به زنداني بودن آقايان منصوراسالوو محمود صالحي اعلام نموده و درخواست آزادي فوري وبي قيد و شرط آنها را دارد.
با اميد به اينكه هيچ حق طلب عدالت خواه درهيچ جاي جهان
دربند نباشد.
سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
27
شنبه سی ام تیر 1386
از طرف فدراسيون اتحاديه های کارگری آلمان، دستگيری منصور اسانلو، رييس سنديکای کارگران شرکت واحد، «سند
دکتر محمود احمدی نژاد
رييس جمهور جمهوری اسلامی ايران
رياست جمهوری
خيابان فلسطين، تقاطع آذربايجان
تهران
جمهوری اسلامی ايران
16.07.2007
Tel: 030-2406 0-219
Telefax: 030 – 24060 - 40
رياست جمهور محترم
از طرف فدراسيون اتحاديه های کارگری آلمان، دستگيری منصور اسانلو، رييس سنديکای کارگران شرکت واحد، «سنديکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه» را قويا محکوم میکنيم.
ما توسط کارگران شرکت واحد اطلاع يافتيم که رئیس سندیکا ی شرکت واحد، منصور اسانلو، در حالی که از اتوبوس شرکت واحد نزدیک منزلشان حدود ساعت 7 بعدازظهر روز 19 تیرماه در حال پیاده شدن بود، توسط مهاجمان ناشناسی ربوده شد. فقط در روز 21 تير ماه خانواده وی مطلع گرديد که اسانلو در زندان اوين در بازداشت به سر می برد. با توجه به تاريخچه آذار و اذيت ها عليه آقای اسانلو، ما بر اين باوريم که مبارزات اتحاديه ای علل توقيف وی می باشند، امری که با توجه به قانون بين المللی در اين باره غير قابل قبول است.
جمهوری اسلامی ایران بخاطر عضویت در سازمان بین المللی کار ملزم به رعایت اصول اساسی اين سازمان از جمله اصل آزادی تجمع و تشکل است. به ما اطلاع داده شده که وزارت کار مکررا به آی تی یو سی، که ما نيز به آن وابسته هستيم، اطمینان داده است که به حقوق کارگران و گفتگو با جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری متعهد هستند.
مامصرانه از دولت شما می خواهيم که آزادی فوری و بی قيد وشرط آقای اسانلو را تضمين کند.
دکتر ولفگانگ لو تر باخ
رييس بخش سياسی اتحاديه بين المللی
شنبه سی ام تیر 1386
نامه کنگره کار کانادابه رهبر جمهوری اسلامی ایران
نامه کنگره کار کانادا
در اعتراض به ربوده شدن منصور اسانلو
آیت الله سید علی خامنه ای 11 ژوئیه 2007
رهبر جمهوری اسلامی ایران
جماران
تهران , ایران
در رابطه با : ربوده شدن منصور اسانلو
سید علی خامنه ای عزیز,
به نیابت از سوی سه میلیون تن از کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا ( سی ال سی), ربوده شدن منصور اسانلو , رئیس سندیکای شرکت واحد را ( سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه) به شدیدترین وجه ممکن از طریق این نامه محکوم می نمایم.
ما از طریق سندیکای شرکت واحد باخبر شدیم که رئیس آن, منصور اسانلو در ساعت 7 بعداز ظهر روز دهم ژوئیه در اتوبوسی در نزدیکی خانه خود توسط لباس شخصی ها ربوده شد. شاهدان در اتوبوس بیان داشتند که آقای اسانلو به شدیدترین وجهی مضروب گشته و به زور به داخل اتومبیل پژوی متالیک بدون شماره کشانده شد و مهاجمین سپس به نقطه نامعلومی رهسپار گردیدند.
آقای اسانلو تلاش کرد با معرفی خود به عنوان رئیس اتحادیه, از سرنشینان اتوبوس و دیگر ناظران کمک بگیرد. اما مهاجمین فریاد زدند که آنها دارند یک دزد را دستگیر می کنند و به سرنشینان اتوبوس می گویند که دخالت نکنند و اینکه شخصی که آنها درحال دستگیری هستند یک " دزد و اوباش " می باشد. با این وجود, ناظران این واقعه را به پاسگاه پلیس محل گزارش دادند. مکررا گزارش شده بود که آقای اسانلو بطور مشابهی در گذشته نیز مورد حمله قرار گرفته است, اما توسط مردمی که به کمک وی شتافته اند, نجات می یابد.
همسر آقای اسانلو و دیگر افراد خانواده وی به پاسگاه شماره 128 پلیس در منطقه نارمک که نزدیک خانه آنها می باشد, مراجعه کردند. پلیس از تأیید این که وی دستگیر و یا دزدیده شده است, امتناع ورزید. خانواده آقای اسانلو همچنین به ملاقات هیئت مدیره سازمان حقوق شهروندی , دفتر دادستانی عمومی, دادگاه قضایی و وزارت دادگستری نیز مراجعه نمودند, اما قادر به کسب هیچ گونه اطلاعی از محل نگهداری آقای اسانلو نگردیدند.
صبح روز یازدهم ژوئیه 2007 آقای سعید مرتضوی, قاضی دادگاه انقلاب به وکیل آقای اسانلو گفت که دادگاه انقلاب هیچگونه حکمی برای دستگیری آقای اسانلو صادر نکرده است. از آنجائیکه مقامات ایران هرگونه ارتباط خود را با ناپدید شدن آقای اسانلو انکار می نمایند, کنگره کار کانادا (سی ال سی) از اینکه احتمالا اکنون جان و زندگی وی در خطر است, در هراس می باشد.
در طول هفته 11 الی 18 ژوئن 2007, من و سایر رهبران اتحادیه های همه مناطق جهان در گردهم آیی لندن و بروکسل مقدم آقای اسانلو را گرامی داشتیم. همه ما حمایت خود را از سندیکای شرکت واحد و خود آقای اسانلو ابراز داشتیم. به همین مناسبت ما بر این باور هستیم که ربوده شدن آقای اسانلو, در ارتباط با فعالیت های اتحادیه ای وی , از جمله در ارتباط با تلاش های وی در پی گیری کسب همبستگی بین المللی برای جنبش اتحادیه ای ایران می باشد.
ما به همراه دیگر فعالین اتحادیه ای در سرتاسر دنیا, صدای اعتراض خود را بر علیه این تجاوز شنیع به حقوق بشر و حقوق اتحادیه ای بلند می نماییم.
ما به همراه کنفدارسیون جهانی اتحادیه های کارگری ( آی تی یو سی) و دیگر اتحادیه ها, وضعیت حقوق کارگری در ایران را مداوما زیر نظر قرار خواهیم داد.
ما مصرا میخواهیم که دولت ایران به همه اقدامات ممکن برای تأمین جانی آقای اسانلو دست یازیده و با تمام قدرت خود آزادی فوری وی را تأمین نماید و همچنین کسانی که مسئول ربودن وی می باشند را نیز مورد تعقیب قرار دهد.
با احترامات فائقه
کنت وی جورجتی
پرزیدنت
رونوشت به :
مقامات و قائم مقامات اجرایی سی ال سی
کمیته اجرایی سی ال سی
گای رایدر , جنرال سکرتر آی تی یو سی
دیوید کاکرافت, جنرال سکرتر آی تی اف
عالی جناب پیتر گوردون مک کی , وزیر امور خارجه کانادا
عالی جناب ژان پیر بلاکبورن , وزیر کار کانادا
سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه , ایران
شنبه سی ام تیر 1386
گزارشات دستگیری منصور اسالو و اقدامات انجام شده برای آزادی ایشان
گزارشات دستگیری منصور اسالو و اقدامات انجام شده برای آزادی ایشان(اینجاکلیک کنید)
برای دیدن بخش فارسی فدراسیون جهانی حمل و نقل ( ITF ) روی سطر زیر کلیک کنید :
http://www.itfglobal.org/solidarity/osanloo2.cfm
طومار فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (ITF) به فارسی برای آزادی منصور :
http://www.itfglobal.org/itf-arab-world/osanloo2sign.cfm/formbuilder/43/p/1/languageID/27
شنبه سی ام تیر 1386
مصاحبه آقای ابراهیم مددی با ایسنا در باره بازگشت به کار و اخراج های کارگران شرکت واحد
در روزنامه اعتماد ملی 26 تیر 1386:
http://www.roozna.com/Images/Pdf/13_26_4_1386.Pdf
مصاحبه آقای ابراهیم مددی با ایسنا در باره بازگشت به کار و اخراج های کارگران شرکت واحد
هيات حل اختلاف مستقر در اداره كار غرب تهران، روز 18 تیر 1386 در ادامهي بررسي پروندههاي كارگران اخراجي شركت واحد، براي ٧ تن از اين كارگران آراي عدم بازگشت به كار و براي ٦ نفر از آنها راي بازگشت به كار صادر كرد.
ابراهيم مددي از فعالان كارگري با اعلام اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: حسن سعيدي، غلامرضا خوشمرام، غلامرضا غلامحسيني، محمود هژبري، صادق خندان و همايون جابري راي بازگشت به كار و سيدرضا نعمتيپور، حسن كريمي، اكبر پيرهادي، سلطانعلي شكاري، امير تاخيري، حسين كريمي سبزوار و هادي كبيري راي عدم بازگشت به كار گرفتهاند.
به گفتهي مددي، پيش از اين منوچهر مهدويتبار، حبيب رضاپور، فضلالله مظاهري، مرتضي كمساري و جواد كفايتي از هيات حل اختلاف اداره كار شرق تهران راي بازگشت به كار و سيد داوود رضوي، سعيد ترابيان، عباس نژند كودكي، ناصر غلامي، رضا شهابي، منصور حيات غيبي، ابراهيم مددي، نعمت اميرخاني، يعقوب سليمي و غلامرضا خاني از هيات حل اختلاف اداره كار شرق و جنوب تهران راي عدم بازگشت به كار گرفتهاند كه پروندهي آنها در پي شكايتشان به ديوان عدالت اداري در انتظار رسيدگي است.
مددي همچنين به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: روز گذشته در شعبهي ١٤ دادسراي انقلاب جلسهي بازپرسي مربوط به پروندهي شكايتي ما درباره نحوه ورود و نوع برخورد با همكاران فعال در امور كارگري در تاريخ ١٩/٢/٨٤ برگزار شد كه البته اين پرونده پيش از اين در مجتمع قضايي وليعصر باز شده بود اما در آستانهي صدور كيفرخواست به حوزهي معاونت امنيت دادستاني تهران انتقال يافت و از آنجا به دادسراي انقلاب ارسال شد.
شنبه سی ام تیر 1386
بيانيه هيئت موسس سنديكاي كاربران رايانه در اعتراض به ربوده شدن منصور اسالو
بيانيه هيئت موسس سنديكاي كاربران رايانه در اعتراض به ربوده شدن منصور اسالو
رئيس سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوس راني تهران وحومه
در خبرها شنيده شد كه منصور اسالو با ضرب و شتم شديد نيروهاي امنيتي از اتوبوس خارج و ربوده شده و اينكه ضرب و شتم ايشان پس از دستگيري نيز در جلو چشمان بهت زده ناظرين ادامه داشته است .
آنچه كه مسلم است ، مامورين ، خودسر و مستقلا عمل نكرده اند و بنا به دستور مقامي بالاتر اين عمل را مرتكب شده اند. اما آيا همه زشتي اين رويداد در دستوري كه صادر شده است خلاصه مي شود؟ آيا تمامي شناعت قضيه در صرفا ربوده شدن يك عضو فعال جنبش كارگري مي باشد ، كه هميشه با تكيه بر قانون اساسي و مقاوله نامه سازمان جهاني كار ،بر مطالبات صنفي كارگران شرافتمند شركت واحد اتوبوس راني تهران پا فشرده است ؟ به واقع آنچه كه صورت ظاهر تابلو زشت ربوده شدن منصور اسالو را ، زشت تر و كريه تر مي كند ، ضرب وشتم ايشان و برخوردهاي فراتر از انجام وظيفه مامورين در هنگام بازداشت مي باشد. آيا تا بدين پايه مامور، معذور است ؟ آيا فرزندان اين مامورين از شغل پدر خود نمي پرسند ، كه شايد در آسمان روياهايشان چيزي براي افتخار پيدا كنند؟ آيا براي همسرانشان تا بحال اين سوال پيش نيامده كه زندگي خانوادگيشان را در سايه كدام مردانگي پي افكنده اند؟ ما كه باور نمي كنيم جواب منفي باشد.
در واكنش به همه اين موارد، هيئت مؤسس سنديكاي كاربران رايانه ، بعنوان يك نهاد كارگري نوپا كه تمامي مشروعيت خودرااز از اصل 26 قانون اساسي ايران و مقاوله نامه 87 سازمان جهاني كار ميگيرد، ربوده شدن منصور اسالو، برادر عزيزمان ، رئيس سنديكاي شركت واحد اتوبوس راني تهران و حومه ، و همچنين تمامي برخوردهاي غير انساني را كه نسبت به ايشان انجام شده است را محكوم مي كند و خواهان آزادي سريع و بي قيد وشرط او مي باشد .
هيئت موسس سنديكاي كاربران رايانه
21 تیر 1386
متن فوق به انگلیسی :
Founding Board of the Syndicate of Computer Workers protest the kidnapping of Mansour Osanloo, President of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs (Vahed) Bus Company
It was circulated in the media that Mansour Osanloo was beaten severely and kidnapped by intelligence ministry agency and forced off a bus. Aghast witnesses stared at agents who continued beating him long after his capture.
What is clear is that the agents were not acting independently and solely on their own volition, and a higher authority is guilty of ordering this crime. But can the grotesqueness of this act be summed up in one issued order? Can the essence of the situation be explained by the act of kidnapping a labor activist who always followed constitutional law and international labor conventions to insist upon the rights of the noble workers of the Tehran and Suburbs Bus Company? Truthfully, what makes the ugly scene of Mansour Osanloo’s kidnapping even more perverted is the severity of the beating and the fact that the agents acted willfully above and well beyond their duty. Are they excused for their limitless action? Do children of these agents ever ask about their father’s occupation, so that they might be proud in their glorious imaginations? Do their spouses ever ask what cowardly activities provide their family’s livelihood?
In response to all of these questions, the Founding Board of the Syndicate of Computer Workers, as a nascent union that gains its legitimacy from Article 21 of the Iranian constitution and Convention 87 of the International Labor Organization, condemns the kidnapping of Mansour Osanloo, our dear brother and head of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs (Vahed) Bus Company. We condemn the inhumane manner in which he is treated, and demand his unconditional and immediate release.
Founding Board of the Syndicate of Computer Workers
July 12, 2007
شنبه سی ام تیر 1386
بیانیه هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش ساختمان در محکومیت بازداشت منصور اسانلو:
بیانیه هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش ساختمان در محکومیت بازداشت منصور اسانلو:
آنچنان که تصور می شد، سفر پیروزمندانه و حضور افتخارآمیز منصور اسانلو در جمع کارگران itf و ituc و نیز حضور پررنگ این نماینده کارگری در مجمع سالانه ilo ، کوردلان و مزدوران سرمایه داری را آنچنان به خشم آورد که تاب تحمل از کف دادند و رسوایی دیگر به نام خود در تاریخ به ثبت رساندند. به این خیال خام که شاید از شیرینی پیروزی های اخیر جنبش کارگری ایران بکاهند، اما زهی خیال باطل!
خبر رسید که دزدان شب، این بار در مقابل دیدگان صدها شهروند، و در نزدیکی منزل منصور اسانلو، بی شرمانه، اوباشانه و در عین حال رذیلانه به جان او افتاده و به طرز وحشیانه ای به مکانی نامعلوم برده می شود.
حکم پنج سال حبس برای منصور اسانلو نتوانست از شوق او برای ادامه مبارزات کارگری بکاهد و اکنون تقاص این شوریده سری را با بازداشت مجددش پس می دهد! در این میان افسوس به حال آنها که مدتی است، از سر جهل و بی خبری، بدترین تهمت های ناروا را به اسانلو و دیگر همکاران او در هیئت موسسان کارگران نثار کردند، خانه نشینانی که زمانی طعنه می زدند: چون مجوز خروج از کشور دارید پس اطلاعاتی هستید! و حالا می گویند: چون بازداشت می شوید اطلاعاتی هستید! بدا به حالشان!
این اتفاق در حالی افتاده است که تلاش فعالین صادق کارگری برای آزادی محمود صالحی، دیگر مبارز کارگری که چند ماهی است در بازداشت به سر می برد، ادامه داشت. دستگیری منصور اسانلو به دنبال سریال بازداشت های اخیر که مخصوصاً فعالین جنبش کارگری را نشانه رفته است، خبر از عزم عوامل سرمایه داری برای حذف و سرکوب این بخش اصلی جنبش های اجتماعی را می دهد. چیزی که هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
با توجه به این شرایط هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش ضمن محکوم کردن بازداشت محمود صالحی و منصور اسانلو، خواستار تضمین سلامتی و آزادی فوری ایشان بوده و مسئولان را از ادامه رفتارهای این چنینی بر حذر می دارد. ما کارگران نقاش خطاب به سران جمهوری اسلامی اعلام می کنیم که ادامه اینگونه رفتارهای خشن، غیرقانونی و بدون منطق به صلاح هیچ کدام از طرفین نخواهد بود و بهتر است به جای اصرار بر رویه های غلط پیشین، با احترام به حقوق انسانی کارگران و مقاوله نامه های بین المللی و با به رسمیت شناختن حق تشکل مستقل برای همه کارگران خود را از گردابی که در آن فرورفته اید، برهانید.
شنبه سی ام تیر 1386
کارگران ایران خودرو خواهان آزادی فوری منصور اسالو شدند
|
کارگران ایران خودرو خواهان آزادی فوری منصور اسالو شدند
دوستان و همکاران گرامی منصور اسالو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی توسط چند ناشناس ربوده شد.
حامیان سرمایه دارن همچنان به سنگر مبارزان راه آزادی حمله می کنند اینک بعد از دستگیری دانشجویان آقای منصور اسالو رهبر سندیکای کارگران شرکت واحد را در روز روشن دستگیر می کنندحمله به اسالو حمله به کارگران می باشند.حمله به اسالو حمله به سندیکا می باشد حمله به سندیکا حمله به تشکلهای مستقل و آزاد کارگران می باشد کارگران در مقابل این تجاوز آشکار به حقوق خود ساکت نخواهند نشست ما جمعی از کارگران ایران خودرو دستگیری آقای اسالو و همه دانشجویان را محکوم کرده و خواستار آزادی هر چه سریعتر دستگیر شدگان می باشیم.
جمعی از کارگران ایران خودرو
20 تیر 1384 |
متن فوق به انگلیسی :
Workers of Iran Khodro demand the immediate release of Mansour Osanloo
Respected Friends and Colleagues:
Mansour Osanloo, President of the Syndicate of Workers of the Tehran and Suburbs (Vahed) Bus Company was abducted by several unknown assailants. The supporters of the capitalists keep attacking the shields of labor rights activists who pave the road to freedom. Now, after the capture of the University students, Mr. Mansour Osanloo, the head of the Vahed Syndicate was captured in broad daylight. An attack on Mansour Osanloo is an attack on the Iranian worker. An attack on Mansour Osanloo is an attack on the Syndicate. An attack on the Syndicate is an attack on the independent trade unions and workers’ freedom. Workers will not remain silent in the face of this bold attack to their rights. We workers of Iran Khodro condemn the capture of Mansour Osanloo and the University students, and demand their release as soon as possible.
Workers of Iran Khodro
July 11, 2007
شنبه سی ام تیر 1386
نامه کنفدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان (DGB) به نمایندگی از شش و نیم میلیون کارگر آلمان به رئیس جم
نامه کنفدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان (DGB) به نمایندگی از شش و نیم میلیون کارگر آلمان به رئیس جمهور ایران :
SEB-Bank AG Düsseldorf (BLZ 300 101 11)
Konto 1000 200 600
Zus. bei Überweisungen aus dem Ausland
IBAN DE35 3001 0111 1000 2006 00
Gedruckt auf chlorfrei gebleichtem Material.
Sie erreichen uns:
S – Bahnhof Hackescher Markt
Datenschutzhinweis nach § 33 Abs. 1:
Name, Adresse und zur Bearbeitung notwendige Angaben werden vorübergehend gespeichert.
DGB Bundesvorstand • Postfach 11 03 72 • 10833 Berlin
H.E.
Dr. Mahmoud Ahmadinejad
President of the Islamic Republic of Iran
The Presidency
Palestina Avenue, Azerbaijan Intersection
Teheran
Islamic Republik of Iran
Hausanschrift:
Henriette-Herz-Platz 2
10178 Berlin
Postanschrift:
Postfach 11 03 72
10833 Berlin
I
NT
Telefon: 030 – 24 06 0-219
Telefax: 030 – 24 060-408
wolfgang.lutterbach@dgb.de
Abteilung für Internationale Unsere Zeichen Datum
Gewerkschaftspolitik WL/-- 16.07.07
Dear President,
On behalf of the Confederation of German Trade Unions, representing
6.5 million workers in Germany, we strongly condemn the arrest of Mansour
Osanloo, the President of the Sandikaye Kargarane Sherkate Vahed
(Syndicate of Workers of the Tehran and Suburbs Bus Company).
We have been informed by the Sherkate Vahed that its President, Mansour
Osanloo, was abducted and severely beaten up by unidentified assailants in
a Vahed Company bus at around 7pm on 10 July. Only on 12 July was his
family informed that Mr. Osanloo was being held in Evin prison. Given the
history of harassment against Mr. Osanloo, we believe that his trade union
activities are the reason behind his arrest, which is unacceptable in terms of
international law.
By virtue of its membership of the International Labour Organisation, the
Islamic Republic of Iran is bound to respect its core principles including the
principle of freedom of association. We were informed that your Ministry of
Labour has repeatedly reassured the International Trade Union
Confederation, which we are affiliated to, that it is committed to workers’
rights and dialogue with the international trade union movement.
We urge your Government to secure the immediate and unconditional
release of Mr. Osanloo.
Yours sincerely,
Dr. Wolfgang Lutterbach
Head of Division of
International Trade Union Policy
شنبه سی ام تیر 1386
دیوید کاکرافت : «اسالو آزاد نشود، در سراسر جهان تظاهرات برپا می کنیم»

از راست به چپ : دیوید کاک رافت دبیر کل itf - مارک چارلز دبیر فدراسیون ایرلند - کنتی وردس دبیر فدراسیون - منصور اسالو رئیس سندیکای شرکت واحد - مارتین مایر دبیر اتحادیه های اسکاتلند - مک اوراتا دبیر اجرایی itf شفیلد(عکس یادگاری بعد از پایان اولین روز کنگره itf درلندن)

مهدی کوهستانی مسئول بخش آسیا و خاورمیانه کنگره کار کانادا همراه منصور در لندن
دیوید کاکرافت : «اسالو آزاد نشود، در سراسر جهان تظاهرات برپا می کنیم»
همزمان با سکوت مقام های رسمی ایران در برابر ربوده شدن منصور اسالو، همسر این فعال حقوق کارگران، به راديو فردا گفت در مراجعه به زندان اوين، نگهبان زندان اوين به وی گفته آقای اسالو در زندان اوين است و قاضی پرونده او سعيد مرتضوی است.
شنبه سی ام تیر 1386
نامه اعتراضی خانم آنجلیکا بر، رئیس نمایندگی ایران در پارلمان اروپا
به سفیر ایران در باره دستگیری غیرقانونی آقایان منصور اسالو و محمد صالحی
به : رضا زبیب، سرکنسول و مسئول روابط سفارت جمهوری اسلامی ایران در بروکسل با پارلمان اروپا
آقای زبیب عزیز،
ما از دستگیری آقای منصور اسالو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد ، سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه نگرانیم.
بنا به شاهدین عینی، او را در حین دستگیری مورد ضرب و شتم شدیدی قرار داده اند. همین چند روز پیش آقای اسالو از بروکسل دیدن کردند. متاسفانه باید بگوئیم که این نگرانی از پیش وجود داشت که پس از بازگشت او به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ما معتقدیم که آقای اسالو یک زندانی عقیدتی است و تنها بر مبنای همین بیان عقاید مسالمت آمیزش بویژه برای دفاع از حقوق سندیکایی و اتحادیه ای رانندگان اتوبوسزانی تهران دستگیر شده است. بنابراین ما خواستار آزادی فوری او هستیم.
ما همچنین نگران دستگیری محمد صالحی، فعال سندیکایی و سخنگوی سندیکا که در 9 آوریل دوباره زندانی شده و نیاز مبرم به درمان و مداوای پزشکی دارد، می باشیم.
جمهوری اسلامی ایران یک عضو سازمان جهانی کار است و بنا براین به پیروی از اصول آن، متعهد و ملزم به رعایت و احترام به اصول اولیه، از جمله اصل آزادی ایجاد تشکل و سندیکا می باشد.
وزیر کار بارها به سندیکای بین المللی حمل و نقل آمبرلا، که دفتر مرکزی آن در بروکسل قرار دارد، اطمینان داده است که پای بند رعایت حقوق کارگران و حاضر به گفتگو با جنبش بین المللی سندیکا ها است.
بنابراین ما از دولت شما مصرا می خواهیم که هر گام لازم را برای آزادی آقای اوسانلو و آقای صالحی بردارند و عاملین دستگیری غیر قانونی آنان را شناسایی کند.
با تقدیم احترام
آنجلیکا بر
رئیس نمایندگی ایران
کپی به:
تمام اعضای نمایندگی ایران و آقای پوترینگ، رئیس پارلمان اروپا
12 ژوئیه 2007
شنبه سی ام تیر 1386
گزارشات سفر رئیس هیئت مدیره به دعوت itf و ilo به لندن و بروکسل
گزارشات سفر رئیس هیئت مدیره به دعوت itf و ilo به لندن و بروکسل 
شرایط عضویت در سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و شرکت در مجمع عمومی سندیکا :
1- داشتن قبض 4 هزارتومان حق ورودیه سندیکا و پرداخت حق عضویت ماهیانه 2 هزارتومان ، یا حکم استخدام قراردادی یا رسمی در شرکت واحد ،
2 - ارائه دو قطعه عکس اداری با پشت نویس اطلاعات شناسنامه ای کامل ،
3 - پر کردن فرم درخواست عضویت در سندیکا ، یا داشتن کارت عضویت سندیکا .
********
شرایط کاندیداتوری اعضای سندیکا برای هیئت مدیره یا بازرسان
علاوه بر چهار شرط بالا پر کردن فرم تقاضای کاندیداتوری و ارائه به هیئت مدیره ، برای آگاهی عموم !
اطلاعیه :
بدینوسیله به اطلاع کلیه اعضا ، هواداران و علاقه مندان محترم سندیکا میرساند ، چنانچه خواستار ثبت نام داوطلبی در انتخابات هیئت مدیره و بازرس سندیکا هستند ، از طریق مراجعه به اعضاء محترم هیئت مدیره سندیکا و ارائه یک قطعه عکس و مشخصات (نام ، نام خانوادگی ، نام پدر ، سال و محل تولد ، شماره منطقه کار و تاریخ عضویت در سندیکا ) همراه با گزارش کوتاهی از زندگینامه و فعالیت های سندیکایی خود را تهیه و تحویل هیئت مدیره دهند .
پیش بسوی برگزاری مجمع عمومی دوم سندیکا
بدینوسیله از کلیه اعضای سندیکا درخواست می کنیم جهت قبول مسئولیت در هیئت مدیره و بازرسان و علی البدل های آن ارکان در سندیکا ، با در دست داشتن مدارک اثبات عضویت در سندیکا با توجه به شرایط و مشکلات موجود و وضعیت غیرعادی که سندیکا دارد و فشارهایی که از جوانب مختلف برای جلوگیری از فعالیت سندیکا می آید ، به رئیس هیئت مدیره سندیکا مراجعه و ثبت نام نمایند .
مدارک قابل قبول دبیرخانه سندیکا برای پذیرش عضویت اعضا در سندیکا جهت ثبت نام در انتخابات :
1 - قبوض یا فیش های پرداختی به حساب سندیکا ، حداقل 4 هزار تومان .
2 - داشتن کارت عضویت سندیکا .
3 - داشتن برگ درخواست عضویت در سندیکا .
4 - تایید ارکان سندیکا مبنی بر رعایت اساسنامه سندیکا طی دو سال گذشته .
رئیس هیئت مدیره سندیکا
15 خرداد 1386
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد در گفت و گو با ایلنا :
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد در گفت و گو با ایلنا :
نماينده کارگران تعليقي شرکت واحد
ماهيت كارگران ايراني حاضر در ژنو، ابهام برانگيز است
نمايندگان كارگري، منتخبان وزارت كار هستند
تهران- خبرگزاري كار ايران
نماينده كارگران تعليقي شركت واحد گفت: برابر دعوتنامه فدراسيون جهاني كارگران حمل و نقل، نمايندهاي از سوي فعالان صنفي شركت واحد براي شركت در اجلاس ساليانه سازمان جهاني كار اعزام شد.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, ابراهيم مددي تصريح كرد: از آنجا كه فعالان صنفي شركت واحد در سازمان جهاني حمل و نقل (ITF) عضويت دارند, از طريق اين سازمان جهاني وابسته به اتحاديه كارگران جهان (ITUC) نماينده فعالان صنفي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه براي شركت در اجلاس ساليانه ILO دعوت شدند.
وي با بيان اينكه اتحاديه جهاني كارگران (ITUC) به عنوان نهادي كه از فعالين صنفي شركت واحد براي شركت در اجلاس سازمان جهاني كار دعوت كرده است، در بيش از 150 كشور 170 ميليون عضو دارد, تاكيد كرد: نماينده فعالين صنفي شركت واحد قرار است از 13 تا 15 ژوئن در اين اجلاس شركت كنند.
مددي با بيان اينكه نماينده فعالان صنفي كارگران شركت واحد در چارچوب قوانين داخلي و بدون هيچ مشكلي از كشور خارج شده است، افزود: به طور قطع اعزام نماينده فعالان صنفي شركت واحد به اجلاس ساليانه ILO اولين حضور نماينده واقعي كارگران در محافل و مجامع جهاني طي چند سال گذشته است.
اين فعال صنفي با اشاره به اينكه حضور نماينده فعالان صنفي شركت واحد در اجلاس ساليانه ILO ربطي به وزارت كار و اموراجتماعي ندارد، افزود: مسوولان وزارت كار و اموراجتماعي مغاير با اصول سه جانبه گرايي مانع رسيدگي قانوني به اعتراضات فعالان صنفي كارگري شده و خود براي جامعه كارگران، نمايندگان و منتخبان صنفي مجامع مختلف داخلي و خارجي را انتخاب ميكنند، در اين شرايط، هيچ قانوني وجود ندارد كه بر اساس آن، فعالان صنفي شركت واحد براي اعزام نمايندگان خود به ILO مجبور به همسويي و هماهنگي با وزارت كار امور اجتماعي شده باشند.
وي افزود: اعزام نماينده كارگران تعليقي و فعالان صنفي شركت واحد به اجلاس ژنو در حالي صورت گرفته كه امسال نيز مانند سالهاي گذشته با وجود اعتراضاتي كه به هيات نمايندگان كارگران ايراني وارد است, وزارت كار و اموراجتماعي افرادي كه در ميان جامعه كارگري گمنام بوده و حتي در ماهيت كارگري آنها ابهاماتي وجود دارد را به عنوان هيات كارگران ايراني به ژنو برده است.
وي با بيان اينكه در 2 سال گذشته فعالان صنفي شركت واحد اعتراض خود را نسبت به اعضاي هيات كارگران ايراني شركت كننده در اجلاس ژنو اعلام كردهاند، گفت: هر چند تا كنون در داخل كشور اين افراد همواره فعال صنفي جامعه كارگري معرفي شدهاند، اما در نتيجه اين اعتراضات، سال گذشته اعتبار هيات كارگران ايراني تصويب نشد
مددي گفت: اگر مسوولان وزارت كار و اموراجتماعي كه در رسانهها مدام از سه جانبه گرايي صحبت ميكنند و خود را پايبند مقاوله نامه هاي بنيادين سازمان جهاني كار از جمله مقاوله نامه 87 كه به تشكيل و فعاليت آزادانه نهادهاي صنفي كارگري اشاره دارد، ميدانند, كافي است با انجام يك همه پرسي ساده، ميزان اعتبار اعضاي هيات كارگران ايراني را در سطح جامعه ارزيابي كنند و يا لااقل گزارش عملكردي از اجلاسهايي كه تا كنون با حضور اعضاي انتصابي هيات كارگران ايراني در خارج از كشور برگزار شده را بررسي كنند.
وي افزود : اگر متوليان وزارت كار و اموراجتماعي به رعايت اصولي سه جانبه گرايي اعتقاد دارند، چرا از اجراي تفاهمنامهاي كه با حضور مقامات سازمان جهاني كار در خصوص فصل 6 قانون كار امضا شده است، خوداري مي كنند و يا تا كنون به طور جدي به دنبال اجراي قانون كار شايسته كه در قالب ماده 101 برنامه توسعه چهارم تاكيد دارد، نبودهاند.
مددي گفت: با گذشت بيش از 52 سال از عضويت ايران در سازمان جهاني كار, هنوز از نظر ايجاد تشكلهاي آزاد صنفي با استانداردهاي جهاني فاصله داريم، به طوري كه اين امر باعث ضعف جامعه كارگري براي حضور در عرصه هاي اجتماعي شده كه خالي بودن كرسي هاي مجلس از نمايندگان كارگري نتيجه اين موضوع است.
وي در خصوص برنامه نماينده فعالان صنفي شركت واحد براي حضور در اجلاس ساليانه سازمان جهاني كار، گفت: نماينده فعالان صنفي شركت واحد كه بدون هيچ مشكلي چند روز پيش از كشور خارج شده، ابتدا قرار است در كنگره ITF شركت كند و سپس براي پيگيري دفاع از حقوق كارگران جهان در اجلاس ILO حضور يابد.
وي با اشاره به آمارهاي رسمي در خصوص اينكه سالانه 30 هزار نفر در حوادث حمل و نقل و بين جادهاي ايران كشته ميشوند، گفت: از آنجا كه رانندگان در جريان اين حوادث از آسيبپذيري بالايي برخوردار هستند، حضور نماينده فعالان صنفي شركت واحد در اجلاس ILO براي رانندگان ايران اهميت دارد.
پايان پيام
کد خبر: 428772
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
گزارشات سفر رئیس هیئت مدیره به دعوت itf و ilo به لندن و بروکسل
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386
دستگیری ابراهیم مددی
امروز سه شنبه 12 تیر 1386آقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا که برای پیگیری مسائل کارگران اخراجی به اداره کار استان مراجعه کرده بود از ابتدا با ممانعت ماموران جهت ورود به ساختمان مواجه شد و پس از ساعتی با حکم جلب ایشان را به کلانتری بهارستان بردند و گفتند ایشان باید شب اینجا بماند و فردا به ناحیه 12 شعبه 6 ضلع شمالی پارک شهر برده خواهد شد .
متن انگلیسی خبر :
Today, July 3, 2007, Mr. Ebrahim Madadi had referred to the Western Tehran Labor Department to follow up on the situation of the terminated workers, and was at first forbidden by the guards to enter the building. After one hour he was arrested and taken to the Baharestan police station. They stated he must stay there overnight and will be transported tomorrow to the Region 12, Northside City Park Branch 6.
دوشنبه چهارم تیر 1386
شرایط عضویت در سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و شرکت در مجمع عمومی سندیکا
شرایط عضویت در سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و شرکت در مجمع عمومی سندیکا :
1- داشتن قبض 4 هزارتومان حق ورودیه سندیکا و پرداخت حق عضویت
ماهیانه 2 هزارتومان، یا حکم استخدام قراردادی یا رسمی در شرکت واحد
2 - ارائه دو قطعه عکس اداری با پشت نویس اطلاعات شناسنامه ای کامل
3 - پر کردن فرم درخواست عضویت در سندیکا ، یا داشتن کارت عضویت سندیکا .
********
شرایط کاندیداتوری اعضای سندیکا برای هیئت مدیره یا بازرسان
علاوه بر چهار شرط بالا پر کردن فرم تقاضای کاندیداتوری و ارائه به هیئت مدیره ، برای آگاهی عموم !
اطلاعیه :
بدینوسیله به اطلاع کلیه اعضا ، هواداران و علاقه مندان محترم سندیکا میرساند ، چنانچه خواستار ثبت نام
داوطلبی در انتخابات هیئت مدیره و بازرس سندیکا هستند ، از طریق مراجعه به اعضاء محترم هیئت مدیره
سندیکا و ارائه یک قطعه عکس و مشخصات (نام ، نام خانوادگی ، نام پدر ، سال و محل تولد ، شماره
منطقه کار و تاریخ عضویت در سندیکا ) همراه با گزارش کوتاهی از زندگینامه و فعالیت های سندیکایی
خود را تهیه و تحویل هیئت مدیره دهند .
دوشنبه چهارم تیر 1386
گزارش سفر منصور اسالو به دعوت ITF و ILO ، به لندن و بروکسل (4):
گزارش سفر منصور اسالو به دعوت ITF و ILO ، به لندن و بروکسل (4):
دیدنی های رئیس هیئت مدیره سندیکا :
اعضای اتحادیه های مختلف کارگری جهان هم در کنگره ITF و هم در کنگره ITUC نهایت احترام متقابل و روابط مهرآمیز و دوستی و مودت و مهربانی و دلسوزی توام با مسئولیت را نسبت به یکدیگر ابراز می نمودند . آنچنان نسبت به طرح مسائل هر گروه کارگری از هریک از 5 قاره جهان ابراز احساسات پر شور و انسانی داشتند گویی مشکلی که توسط نمایندگان کارگران کره جنوبی طرح می شد ، همان مشکلی است که در خصوصی سازی بی حساب و کتاب در اتوبوسرانی تهران یا در مکزیکو سیتی دیده می شود و به همین دلیل ، حس مودت و همبستگی برای پیدا کردن راه حل مشکلات در بین اتحادیه های کارگری در همین چند روز بیشتر رشد می کرد و به هنگام گفتگوها و ارائه آمار و جداول و ترسیم موضوعات ، گویا همه در کلاس مشترکی نشسته بودند که هم آموزی می کردند . گزارشات ارائه شده سرشار از واقعیات تلخی بود که طی پانزده سال اخیر بر زندگی کارگران گذشته بود . شرایط حاضر وضعیتی را سبب شده است که حتی کارگران مرفه اروپا و آمریکای شمالی و استرالیا نیز امروزه احساس خطر می کنند و شاهد ازدست رفتن دستاوردهای حمایتی اجتماعی - اقتصادی خویش هستند که توانسته بودند به مدد تلاش رزم جویانه اتحادیه های اصیل کارگری بدست بیاورند ، به همین دلیل بنا به گفته گای رایدر " حرکات سندیکای کارگران شرکت واحد خون تازه ای به رگ های جنبش اتخادیه کارگری سرریزکرد " .
دوشنبه چهارم تیر 1386
توصیه های کمیته
توصیه های کمیته
1190- با توجه به جمعبندی های مقدماتی پیش گفته، کمیته از هئیت رئیسه دعوت می کند که توصیه های ذیل را تصویب کند:
الف) کمیته از دولت می خواهد اطمینان دهد که یک تحقیق کامل و مستقلی در مورد اظهاراتی مبنی بر انواع مختلف آزار و اذیت های محیط کار در طول دوره تاسیس سندیکا از مارس تا ژوئن 2005 انجام داده و گزارشی با جزئیات کامل در این زمینه به کمیته ارائه کند. همچنین از دولت می خواهد که در اثر اطلاعات و شناختی که از این تحقیق حاصل می شود اقدامات لازمی در پیش گیرد تا اطمینان دهد که همه کارکنان در شرکت عملا علیه هر شکلی از تبعیض مربوط به عضویت کارگران در اتحادیه کارگری و یا فعالیتهای اتحادیه کارگری حمایت می شوند.
ب) کمیته از دولت می خواهد که یک تحقیق کامل و مستقلی در مورد اخراجهای اظهار شده توسط شاکی هم در دوره زمانی مارس – ژوئن 2005 و هم در ماه مارس 2006 بعمل آورد و اقدامات لازمی اتخاذ کند مبنی بر اینکه اطمینان دهد که همه اعضای سندیکا که هنوز به کار برنگشته اند و مورد تبعیض ضد اتحادیه کارگری واقع شده اند کاملا به پست های قبلی خودشان بدون اینکه چیزی از دستمزدشان کم شود، باز خواهند گشت. همچنین کمیته از دولت می خواهد که او را از وضعیت اشتغال همه کارگرانی که در شکایت از آنها نام برده شده مطلع سازد، و برای آن دسته از کارگرانی که به کار بازگشت داده نشده اند دلایل اینکه چرا بازگشت به کار اتفاق نیفتاده اعلام شود.
ج) کمیته به دولت توصیه می کند که به یک تحقیق قضایی مستقل و کامل در مورد حملات به جلسات سندیکا در ماه می و ژوئن 2005 مبادرت کند تا حقایق مشخص شوند، مسئولیتها مشخص شوند، آنهایی که مسبب بودند مجازات شوند، و از تکرار چنین وقایعی پیشگیری شود و کمیته را از نتایج آن مطلع کند.
د) )کمیته به دولت توصیه می کند که گامهای ضروری ای بردارد تا اطمینان حاصل شود که اعضای اتحادیه کارگری می توانند از حق آزادی تجمع خود؛ ازجمله حق برگزاری مجمع عمومی مسالمت جویانه بدون ترس از مداخله مقامات استفاده کنند.
ه ) کمیته به دولت توصیه می کند که اقدامات لازم را برای تضمین آزادی فوری آقای اسانلو اتخاذ کند و همه اتهامات مربوط به فعالیتهای به حق و مشروع اتحادیه کارگری علیه ایشان را لغو کند. بعلاوه، کمیته به دولت پیشنهاد می کند آقای اسانلو را بطور شایسته ای از سایر اتهامات علیه ایشان آگاه کند و اطمینان دهد که پرونده ایشان بدون تاخیر زمانی به دادگاه برده می شود و اینکه ایشان از همه مراحل دادرسی مناسب قانونی بهره مند می شود؛ از جمله حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و کامل توسط هئیت داوری و قضات مستقل و بی طرف، و حق تجدید نظر خواهی، با حقوق کامل وکالت توسط وکیل قانونی و زمان مناسب و امکانات برای آماده سازی دفاعیه شان. کمیته به دولت توصیه می کند که اطلاعات دقیق، جزئی و کامل مربوط به پرونده منصوراسانلو و اوضاع و احوال فعلی ایشان ارائه کند.
و) - کمیته به دولت توصیه می کند که در باره وضعیت منصور حیات غیبی، ابرهیم مددی، عبدالرضا ترازی، غلامرضا میرزایی، عباس نژند کودکی و علی زاده حسینی که همگی به "برهم زدن نظمر عمومی" متهم شده اند اطلاعات کامل و جزئی ارائه کرده و همه احکام صادره دادگاه را به کمیته منتقل کند.
ز) کمیته به دولت توصیه می کند که همه تلاشهای مربوط به فوریت اصلاح قانون کار را منظم کرده بطوری که به تکثر اتحادیه های کارگری در سطح واحد تولیدی رسمیت داده و آن را کاملا با اصول آزادی تجمع همآهنگ ساخته و کمیته را از پیشرفتهای حاصله در این زمینه مطلع سازد. کمیته در مورد امکان کمک فنی اداره را در این مورد یاد آور می شود. در عین حال کمیته از دولت می خواهد همه اقدامات برای اطمینان دادن به اینکه اتحادیه های کارگری می توانند بدون هیج مانع و مزاحمتی تشکیل شده و کارکرد داشته باشند، از جمله با به رسیمت شناختن عملی سندیکا بکار ببرد.
دوشنبه چهارم تیر 1386
توضیح خانم شارون رهبر قدیمی اتحادیه های معلمان استرالیا و رئیس فعلی آی تی یو سی
توضیح خانم شارون رهبر قدیمی اتحادیه های معلمان استرالیا و رئیس فعلی آی تی یو سی در باره حضور منصور اسالو در نشست شورای عمومی آی تی یو سی
31 خرداد ماه 1386
ساعت 9 صبح
همکاران عزیز
اولین سخنران امروز صبح برادر منصور اسانلو از ایران است. ایشان رئیس سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) هستند. این اولین بار است که آی تی یو سی _یا حتی بهتر بگوییم سازمانهای قبلی تشکیل دهنده آن - به رهبر یک اتحادیه کارگری مستقل از داخل کشور به نشست خود خوش آمد می گوید.سندیکا از ماه می سال 2006 به عضویت فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل ، آی تی اف، در آمد و منصور هفته گذشته در اولین حضورش در کنفرانس آی تی اف در لندن شرکت کرد. ما تا روز 12 ژوئن که ایشان سوار هواپیمای بریتیش ایرویزشدند نمی دانستیم که آیا ایشان خواهند آمد یا نه اما بالآخره به سلامت رسیدند و ما بسیار در این مورد خوشحالیم.
من این را از این جهت می گویم که همانطور که شما بیاد دارید منصور بیشتر ایام سال گذشته را در بند 209 زندان اوین گذراند که تاوان ایجاد یک اتحادیه مستقل به همراه دوستانش در ایران بود.و اعضای اتحادیه های جهانی برای آزای او بطور مداوم و سخت جنگیدند. روز جهانی اقدام در همبستگی با کارگران شرکت واحد در روز 15 فوریه سال 2006 با راهپیمایی های اعتراضی در مقابل سفارتخانه های ایران و سایر اقدامات اعتراضی در بیش از 40 کشور در همه 5 قاره جهان برگزار شد. بسیاری از شما در این سالن شخصا در این اعتراضات شرکت داشتید.
آی تی اف و بعد آی سی اف تی یو یک شکایت مشترکی را در مورد ایشان در ماه جولای 2006 به آی ال او ارائه کردند؛ و نشست ما بسیار بموقع برگزار می شود چرا که کمیته آزادی تجمع همین جمعه گذشته گزارشش را چاپ کرد. در میان همه موارد مطروحه در گزارش، این کمیته در گزارشش از دولت ایران خواسته است که "تضمین کند که اتحادیه های کارگری می توانند تشکیل شوند و بدون هیچ مانع و مزاحمتی فعالیت کنند".
در این میان باید یادآور شویم که تعدادی از مراکز ملی کارگری به حمایتشان از اتحادیه های مستقل در ایران در همراهی با آی تی یو سی و آی تی اف ادامه داده اندو برای این سفر ویژه وابستگان ما در بریتانیا و بلژیک برای ویزای ایشان ما را یاری دادند.
باعث افتخار و مباهات است که ما امروز برادر منصور اسانلو را در جمع خود داریم. اجازه بدهید که پیام همبستگی، رنجها و تلاشها، و همچنین چشم انداز آینده جنبش اتحادیه های کارگری در ایران را از زبان خود ایشان به نمایندگی از کارگران ایران بشنویم.
متن انگلیسی مطالب فوق :
Mansour Osanloo - Sharon intro – 21 June 9:00 AM
Dear Colleagues,
The first speaker this morning is Brother Mansour Osanloo from Iran. He is the President of the Tehran Bus Workers’ Union, the Sherkat-e Vahed. This will be the first time that the ITUC - or for that matter its predecessor organisations - welcome an independent Iranian trade union leader from inside the country to our meeting. The union is affiliated to the International Transport Workers’ Federation, ITF, since May 2006 and Mansour has just taken part in his first ITF Conference last week in London. We did not know until he boarded the British Airways flight on 12 June that he would make it but in the end, he arrived safely and we are all very pleased about it.
I say this because, as you may recall, he spent most of last year in the notorious Section 209 of the Evin Prison, in reprisal for creating an independent union in Iran together with his colleagues. And the members of Global Unions have fought hard and continuously for his release. Our Global Action Day in solidarity with the Sherkat-e Vahed workers took part on 15 February 2006, with protest rallies in front of the Iranian embassies and other protest actions in over 40 countries on all 5 continents! Many in this room were personally involved!
The ITF and the then-ICFTU had submitted a joint complaint on this case to the ILO in July 2006; and our meeting is so timely because the Committee on Freedom of Association has just published its report last Friday. Amongst other things, the Committee called upon the Iranian government to “ensure that trade unions can be formed and function without hindrance”.
In the meantime, we must place on record that a number of national labour centers have continued to support the independent unions in Iran together with the ITUC and the ITF. For this particular visit, our British and Belgian affiliates assisted his visa process.
It is an honour and privilege to have Brother Mansour Osanloo with us today. Let us now hear from him his message of solidarity on behalf of the Iranian workers; their sufferings and struggles, as well as his perspective for the union movement into the future.
شنبه دوم تیر 1386
گزارش سفر منصور اسالو به دعوت ITF و ILO ، به لندن و بروکسل
Interview with Iranian trade union leader Mansour Osanloo
On Friday 15 June, LabourStart editor Eric Lee interviewed Iranian trade union leader Mansour Osanloo (pictured) at the global headquarters of the International Transport Workers Federation (ITF) in London. The interview lasts two minutes -- the first minute is Osanloo speaking in Farsi followed by one minute of translation into English. To listen to the interview in MP3 format, click here.
In the interview, Osanloo calls on trade unionists around the world to support the embattled Iranian unions with needed equipment such as cameras, printers, copiers -- and money.
Osanloo, the president of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company, was the subject of a LabourStart campaign last year.
For more about Osanloo's visit, check out the ITF website's coverage.
Return to LabourStart
گزارش سفر منصور اسالو به دعوت ITF و ILO ، به لندن و بروکسل (3):
از روز چهارشنبه که ملاقاتهای مختلفی با اعضای رهبری هیئتهای مختلف اتحادیه های کارگری جهانی صورت گرفت مجموعه رهبری کنگره به این نتیجه رسیدند که جلسه روز پنجشنبه با سخنرانی منصور اسانلو رئیس هئیت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه آغاز شود. و برای این امر همآهنگیهای لازم بعمل آمد. شب و روز پرهیجانی بر ما گذشت. مک اوراتا و مهدی کوهستانی نژاد در تمام لحظه ها منصور اسانلو را تنها نگذاشته و برای او همه شرایط یک حضور موفق و جهانی را فراهم می نمودند؛ از همراهی در ایجاد آرامش و آسایش فکری تا ترتیب ملاقات با دیگر اتحادیه های کارگری و حتی رعایت زمان استراحت و غذاخوردن و دادن مجموعه اطلاعات در باره تاریخچه و نحوه عملکرد هر یک از این اتحادیه هایی که از پنج قاره جهان به این کنگره آمده بودند. داشتن اطلاعات کافی از هر یک از این اتحادیه ها کمک زیادی به اسانلو برای درک فضای موجود و چگونگی طرح سخنانش در جلسه داشت. به هر حال صبح پنجشنبه رسید و منصور به اتفاق مهدی و اعضای رهبری اتحادیه آی تی اف؛ دیوید کاکراف و مک اوراتا همینطور به همراه هئیت رئیسه آی تی یو سی؛ شارون و گای رایدر وارد سالن کنگره شدند. مهدی به جایگاه ترجمه رفت و منصور با دعوت گای رایدر و شارون برای سخنرانی خود را آماده نمود و در بین اعضای هئیت رئیسه اداره کننده جلسه بنا به دعوت شارون در کنار او نشست. فضای عجیبی بر کنگره حاکم بود چرا که شخصی در اینجا می خواست سخن بگوید که تا به حال در هیچیک از کنگره های جهانی در این مقیاس حضورنداشته و همه منتظر و کنجکاو بودند تا بدانند چه می گوید و چگونه می گوید . پس از مقدماتی که خانم شارون رهبر قدیمی اتحادیه های معلمان استرالیا و رئیس فعلی آی تی یو سی ارائه کرد ، از منصوردعوت کرد تا برای سخنرانی پشت تریبون قرار گیرد. از این لحظه تا رفتن منصور به پشت تریبون گای رایدر این سازمانده بزرگ با صورتی مهربان و چشمانی سبز و پر از هوشیاری منصور را برای رفتن تا پای تریبون همراهی کرد . صدای کف زدن حضار رهبران اتحادیه های کارگران جهان سالن را پر کرد . پس از آنکه سالن در سکوت فرو رفت منصورسخنرانی خود را آغاز نمود . فضایی صمیمی پر از عشق و همبستگی نگاههایی کنجکاو نور ملایمی که با ترکیب رنگ چوبهای قهوه ای و کرم سالن سخنرانی فضایی گرم و صمیمی ایجاد کرده بود و در این فضای صمیمی و گرم گوینده چه می توانست بگوید بجز آنچه از دلش برآمده بود و لاجرم بر دلها می نشست. حس عمیقی از انسانیت همبستگی شور و احساس مسئولیت متقابل فضای سخنرانی را در خود غرق کرده بود. صدای آرام منصور کم کم اوج گرفت و به گزارش دهنده ای از رنجهای بیگران و دردهایی که بر زندگی کارگران ایرانی می رود تبدیل شد . آنجا که سخن از بیکاریها ، اخراجها، قراردادهای موقت و تاثیر فقر بر زندگی انسانها آنها را تبدیل به موجودات غریزی می کند که حتی عزیزترین سرمایه های خود را به ناچار غرقه در گرداب اعتیاد تمام سالن در بهت رفت گریه ای عمیق و آرام فرور رفت. صدای منصور می لرزید قلبش می تپید و نفسش در سینه بند آمده بود و به چشمهای رهبران اتحادیه های کارگری نگاه می کرد که همجون آئینه زندگی کارگران در کشورهای توسعه نیافته نم نم اشک می درخشید و حس همدردی انسانی آنها را به همدلی با گزارشگونه منصور و صدای گرفته او می رساند . گویی معجزه ای خلق شده بود. حس عمیق مشارکتی دائمی در لحظاتی آنچنان شکل گرفت که منصور ندانست تا انتهای سخنرانی را چگونه رفت. تنها زمانی به خود آمد که پس از جمله لانگ لیو ورکرز گلوبال سولیداریتی همه به پا ایستاده بودند و با تمام وجودشان کف می زدند. حس عمیق بیان دردهای مشترک از زبان نماینده ای که هنوز معلوم نیست فردایش پس از بازگشت به عزیزترین خاکش چه خواهد شد . تصویر بر پا ایستاده رهبران اتحادیه های کارگران جهانی که بیش از یک دقیقه ایستاده کف می زدند و با فریادها ی تائید آمیز از این سخنرانی حمایت می کردند بعنوان پاداش تلاشهای چند ماهه ای که چند اتحادیه بین المللی کارگری برای جلب توجه جهانیان به موضوع تشکل یابی کارگران ایران پاسخ شایسته خویش را دریافت نموده بود.
و اینک متن سخنرانی :
سخنرانی منصور اسانلو
نشست مجمع عمومی آی تی یو سی
بروکسل – 31 خرداد ماه 1386 ساعت 9:30 صبح
خواهر عزیر شارانا بورو
برادر گرامی گای رایدر
نمایندگان محترم
خواهران و برادران
مایه افتخار من است که امروز من مجمع عمومی آی تی یو سی را به نمایندگی از طرف کارگران ایرانی و بخصوص کارگران سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران مورد خطاب قرار می دهم. ما طبق اصل 26 قانون اساسی کشور یک اتحادیه مشروع و به حق هستیم.
متاسفانه دولت ما از زمان بازگشایی مجدد سندیکا در خرداد ماه 1384 ما را به رسمیت نشناخته است. در چنین موقعیتی ما قدرشناس به رسمیت شناختن سندیکایمان با عضویت درفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و همچنین حمایتهای بی شائبه اتحادیه های وابسته به خانواده آی تی یو سی و اتحادیه های جهانی هستیم.
من در حالی در این نشست سخنرانی می کنم که همچنان 40 نفر از کارگران عضو سندیکای کارگران شرکت واحد غیر منصفانه و به دلیل فعالیتهای سندیکایی شان در دفاع از حقوق کارگران توسط مدیریت این شرکت اخراج شده اند . بنابراین برای بازگشت به کار این کارگران به شما مراجعه می کنیم و برای رفع این درد و رنج از شما یاری می خواهیم.
ساختن بنیان سندیکای ما هفت سال بطول انجامید . کلاسهای سندیکا بطور منظم در تعطیلات آخر هفته برگزار می شد و ما اسناد آی ال او را در باره حقوق کارگران مطالعه می کردیم . ما موضوعات محیط کار را بر حسب موقعیت کارگران به بحث و گفتگو می گذاشتیم ؛ چند مورد آنها بهداشت و ایمنی ؛ ساعات طولانی کار و فساد مدیریت بود . شاید این مبارزه بی شباهت به بالا رفتن از کوه نباشد . اگر شتاب کنی نفس کم می آوری اما اگر محکم و منظم پیش نروی هرگز به هدف نمی رسی.
زمان حضور من در بروکسل بهتر از این نمی شد . به نمایندگی ازطرف سندیکا ، من از گزارش کمیته آزادی تجمع آی ال او در مورد شکایت مشترکی که توسط آی تی اف و آی سی اف تی یو (آی سی تی یو فعلی) که در تیر ماه 1385 ارائه شد استقبال می کنم . در این گزارش تاکید شده است که خانه کارگر قادر نبود خواسته های کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی را دنبال کند . دور از انتظار هم نبود چرا که خانه کارگر و شوراهای سلامی کار توسط دولت ایجاد شده اند و نقش اصلی آنها این است که کارگران را در محیط کار بپایند نه در دفاع از کارگران!
اما این فقط کارگران اتوبوسرانی و خانواده هایشان در تهران نیستند که از یک چنین سیستمی رنج می برند. دولت طرح خصوصی سازی بیش از 80 درصد شرکتهای صنعتی را در بانکها، وسایل ارتباط جمعی، حمل و نقل و معدن در دست دارد که در حال حاضر بصورت دولتی اداره می شوند و این بازنگری در "اصول" اقتصادی است که به صراحت در قانون اساسی بیان شده است . این امر فاصله میان فقیر و پولدار را بیشتر می کند. فقیر فقیرتر و پولدار پولدارتر می شود.
به همین دلیل ما شاهد اقدامات اعتراضی در سالهای اخیر در بخشهای صنعت نفت؛ آموزش و پرورش، صنایع نساجی، صنایع غذایی، ساختمان و حمل نقل هستیم . حتی کارگران بیکار و زنان نیز به جمع اعتراض کنندگان پیوسته اند.
بدتراز همه طرحهای بازنگری در قانون کار است که به اخراج کارگران و پرداخت پائین تر دستمزد به هزاران کارگر قرارداد موقت مشروعیت می بخشد . این اصلاح قانون دستها را برای اخراج کارگران دائمی و جایگزین کردن آنها با کارگران موقت قراردادی باز می گذارد . کارگاههای کمتر از 10 نفر دیگر تحت پوشش قانون کار نخواهند بود.
تا همین الآن هم بسیاری از کارگران شغلشان را از دست داده اند . نرخ بیکاری بسیار بالاست . برخی از کارگران بیکار به دستفروشی، قاچاق مواد مخدر یا فروش بچه هایشان از فرط استیصال و اعتیاد، در مقابل 150 دلار امریکا، فقط 150 دلار امریکا، با قاچاقچیان انسان روی آورده اند . من می دانم این به نظر شما باورکردنی نیست ! اما من خود نمونه ای از آن را دیده ام.
و به این دلیل است که ما بازسازی جنبش وسیعتر کارگران در ایران را مورد توجه قرار دادیم نه فقط شرکت اتوبوسرانی تهران را. امید بسیار داریم که بزودی فدراسیون اتحادیه ها را در سطح ملی تشکیل دهیم. از همین الآن که با شما صحبت می کنم می توانم بگویم که در بخشهای مختلف، کارگران در حال ایجاد تشکلهای مستقل و آزاد خود هستند. مثل کارگران بخش صنایع ساختمان، نقاشان، کارگران نانوایی ها و حتی نمونه هایی در صنایع بزرگ. در پی آن حمایتهایی که شما از جنبش کارگری ما کردید کارگران ایران آموختند که چگونه تشکلهای آزاد و دموکراتیک کارگری خود را سازمان دهند . و چگونگی همبستگی های بین المللی کارگری آنها را نیرومند تر و مصون از تجاوزات می کند . در حقیقت ما با نداشتن امکانات اولیه مثل مکان تجمع و دیگر امکانات مادی و فنی تشکیلاتی اقدام به این نبرد کردیم و آزادی و مکان فعالیت خود را از دست دادیم . وهزینه های آن را پرداختیم . برای گسترش فعالیتهای سندیکایی خود ما نیاز داریم به حمایت شما برای تهیه کامپیوتر و لوازم فنی دیگر یک دفتر اتحادیه و تعلیمات و تربیت.
در راه مبارزه دوستانی از ما به زندان می روند . آنها و خانواده هایشان به هر نوع حمایت انسانی، مادی و فنی نیاز دارند. در حقیقت ما از شما می خواهیم در این نبرد ما را در مقابل سرکوب از حمایتها و همبستگی های کارگری خود محروم نکنید . این حمایتها به ما توان بیشتری برای ایستادگی تا رسیدن به هدف ایجاد می کند . و ما از این حمایتها قدردانی می کنیم .
من ازدبیر کل آی تی یو سی سپاسگزارم بخاطر اینکه در دپارتمان حقوق اتحادیه های کارگری و همچنین از گروه کاری آی ال او در دفتر ژنو که به دقت موارد متعدد نقض حقوق کار در ایران را دنبال کردند . اگر آنها به این سرعت در جریان تعطیلات کریسمس سال 2005 زمانی که من برای اولین بار دستگیر شدم عمل نمی کردند وضعیت ما به این سطح از توجه بین المللی در این طول زمان نمی رسید.
ما به موازاتی که به پیش می رویم چشم به راه همبستگی مدام شما در مبارزاتمان هستیم. بسیاری از مردم حمایتهایشان را برای بازگشت توام با مصونیت من به کشورم ابراز کرده اند . مداخله دبیر کل آی تی اف در کنفرانس سازمان جهانی کار حکایت از این موضوع دارد . من از همه شما بخاطر نگرانی هایتان سپاسگزارم. من هراسی از خبر واهی 5 سال زندان که قبل از سفرم اعلام شد ندارم . من احساس اطمینان و قدرتمندی می کنم چرا که می دانم جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری پشتم است . مقامات ایرانی نیز این را می دانند . در عوض ما بعنوان بخشی از جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری برای ارتقاء صلح ، عدالت و جهانی نویدبخش برای همه باقی خواهیم ماند.
Thank you very much for your attention and support
Long Live Workers Global Solidarity
Mansour Osanloo's report of the preliminary sessions of the General Council of the International Trade Union Confederation in Brussels, Belgium
Report #3
Since Wednesday, June 19, 2007 when various meetings of the heads of global union boards took place, the entire leadership came to the conclusion that the session of Thursday June 20, 2007 should begin with a talk by Mansour Osanloo, head of the Board of Directors of the Tehran and Suburbs (Vahed) Syndicate. To that end, they made the proper arrangements. Day and night was filled with excitement for us. Mac Urata and Mehdi Kouhestaninejad never left Mr. Osanloo's side, and always provided the proper conditions for a successful and auspicious event, from helping to create peace of mind, to arranging meetings with other trade unions, ever remaining mindful of proper rest and meal times, to giving summaries about the history and facts regarding every single union from the five continents from which representatives had arrived. Having enough information about these unions helped Mr. Osanloo greatly in understanding the existing environment and presenting his topics accordingly. In any event, Thursday morning arrived and Mansour, along with Mehdi, members of the ITF leadership, David Cockroft and Mac Urata, as well as the Board of Directors of the ITUC, and Sharon Burrow and Guy Ryder, entered the congressional hall. Mehdi went to the translator's area and Mansour, at the invitation of Guy Ryder and Sharon Burrow, prepared himself for his speech, and sat among the leadership of the conference next to Sharon Burrow. There was a strange, expectant air in the meeting hall, as someone who had never before attended any of the global conferences in this capacity was about to speak, and everyone was waiting, curious to know what he would say and how he would say it. After the introduction by Ms. Sharon Burrow, former head of the Teachers Union of Australia, and ITUC's current President, she invited Mansour to the podium. From that moment until Mansour went behind the podium Guy Ryder, this great organizer with a kind face and green eyes, full of vigilance, accompanied Mansour to the podium. The claps of thousands of the world's labor leaders filled the meeting hall. After the hall grew silent, Mansour began his speech. There was a heartfelt atmosphere of love and solidarity in the room, with curious looks, and warm lighting reflected by the room's brown and crème colored wood. In this warm atmosphere, what else could be said other than the what came from the heart, and therefore delighted the audience? The speech was accompanied by a deep humanity, solidarity, and a great sense of responsibility. Mansour's quiet voice gradually amplified, and transformed into that of a messenger of the suffering and pain inflicted on Iranian workers. When revelations came about unemployment, dismissal, temporary contracts, and the effects of poverty on the lives of human beings so severe that people sell their entire lives to drown themselves in the haze of addiction, the entire hall was speechless, quiet and tears abound. Mansour's voice was shaky, his heart was beating hard, and the breath in his chest tightened. He looked into the eyes of the union leaders and saw tears that mirrored the hard lives of workers in undeveloped countries. Their empathy became obvious to Mansour and his choked-up voice. It was as if a miracle had occurred. The sense of permanent partnership was so instantaneous that Mansour did not know how he made it to the end of the speech. The moment he “came to” was after a sentence by Long Live Workers Global Solidarity, when everyone arose in vigorous applause. There was a deep feeling of empathy with the labor representative whose own tomorrow is still not known after he returns to his land. The picture of the standing ovation of global labor leaders lasted for over one minute. They clapped and shouted in approval, supporting the speech and providing the greatest reward for the past months of intense struggle by international labor organizations to attract global attention on the trade union struggles in Iran.
And now the content of the speech:
With greetings to all friends:
Mansour will arrive in Tehran at 6 am on Friday, June 22, 2007.
Mansour Osanloo, Head of the Board of Directors of the Vahed Syndicate in the ITUC
Mansour Osanloo entered Brussels, the capital of Belgium, to participate in the sessions of the International Trade Union Confederation (ITUC). He was invited by Guy Ryder, Secretary General of the ITUC to speak in this congress about the issues confronting Iranian workers. His speech is entitled "Major Difficulties Confronting Iranian Workers."
IMPORTANT NEWS:
Mssrs. Said Torabian, Seyd Davood Razavi, Nasser Gholami, Abbas Najand Kudaki, Mansour Heyat Gheibi and Reza Shahabi were deprived of the right to return to work, without adherence to the laws and regulations, and under the influence of the council of the Province, and without following lawful principles.
They have recorded their complaints with the judiciary system protesting the recent votes issued by the Boards of Arbitration ordering their dismissal.
Mssrs. Nasser Gholami, Nematollah Amirkhani and Reza Shahabi along with other members of the Syndicate have been deprived of the right to work for over 17 months. In the proceedings of the Boards of Arbitration, they received a vote to return to work but unfortunately with the influence of the Intelligence offices, whose intervention in labor matters has no legal basis whatsoever, they too received another vote from the Eastern Tehran Labor Department banning them from returning to their workplace.
Witnesses of workers' affairs are closely watching these illegal and unrighteous actions against workers.
Based on the summons dated June 13, 2007, the workers appeared at the 14th Branch of the Seyd Davood Razavi Court with Mr. Ebrahim Madadi, and they asked Mr. Mohammadi, the head of the court, to reconsider this issue, and he has agreed, with a subsequent date to be issued in a summons soon.
Announcement
The World’s workers are in solidarity with workers of the Vahed Syndicate
Based on the invitation of the International Transport Workers’Federation (ITF) to the Vahed Syndicate to participate in the Congress of the Federation, the Board of Directors of the Syndicate has accepted this invitation. Mr. Mansour Osanloo, head of the Board of Directors has traveled from June 12, 2007 to June 17, 2007, to London, the Capital of the United Kingdom, where the Congress is taking place.
There is also a programme by the International Trade Union Confederation (ITUC), in which Mr. Osanlou will participate. He will attend sessions of the International Labour Conference of the International Labor Organization (ILO), as well as other sessions of European trade unions, and he will speak about the difficulties of Iranian workers in general, as well as the workers of the Vahed Company.
The Syndicate considers the participation of its first independent representative an enormous success, and congratulates the society of workers on this joyful event.
The Vahed Syndicate extends its thanks to the International Trade Union Confederation (ITUC) and the International Transport Workers’ Federation (ITF) and other unions including the Canadian Labour Congress (CLC). We hope this solidarity and these efforts lead to the adherence of workers rights for Iranian workers, including the right to form free and independent trade unions, and to enact Convention 87 of the International Labor Organization.
Tehran and Suburbs Bus Workers’ Syndicate (Vahed)
June 13, 2007
With greetings to all friends:
Mansour will arrive in Tehran at 6 am on Friday, June 22, 2007.
Mansour Osanloo, Head of the Board of Directors of the Vahed Syndicate in the ITUC
Mansour Osanloo entered Brussels, the capital of Belgium, to participate in the sessions of the International Trade Union Confederation (ITUC). He was invited by Guy Ryder, Secretary General of the ITUC to speak in this congress about the issues confronting Iranian workers. His speech is entitled "Major Difficulties Confronting Iranian Workers."
IMPORTANT NEWS:
Mssrs. Said Torabian, Seyd Davood Razavi, Nasser Gholami, Abbas Najand Kudaki, Mansour Heyat Gheibi and Reza Shahabi were deprived of the right to return to work, without adherence to the laws and regulations, and under the influence of the council of the Province, and without following lawful principles.
They have recorded their complaints with the judiciary system protesting the recent votes issued by the Boards of Arbitration ordering their dismissal.
Mssrs. Nasser Gholami, Nematollah Amirkhani and Reza Shahabi along with other members of the Syndicate have been deprived of the right to work for over 17 months. In the proceedings of the Boards of Arbitration, they received a vote to return to work but unfortunately with the influence of the Intelligence offices, whose intervention in labor matters has no legal basis whatsoever, they too received another vote from the Eastern Tehran Labor Department banning them from returning to their workplace.
Witnesses of workers' affairs are closely watching these illegal and unrighteous actions against workers.
Based on the summons dated June 13, 2007, the workers appeared at the 14th Branch of the Seyd Davood Razavi Court with Mr. Ebrahim Madadi, and they asked Mr. Mohammadi, the head of the court, to reconsider this issue, and he has agreed, with a subsequent date to be issued in a summons soon.
با سلام به تمام دوستان :
منصور ساعت 6 صبح روز جمعه 1 تیرماه 1386 به تهران برمی گردد .
منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکا در ITUC
منصور اسالو برای شرکت در کنگره سالیانه ITUC وارد بروکسل پایتخت کشور بلژیک شد . او بنا به دعوت گای رایدر دبیر کل ITUC برای سخنرانی در این کنگره و بیان مسائل کارگران ایران به این کنگره جهانی دعوت شده است . سخنرانی اسالو تحت عنوان "اصلی ترین مشکلات کارگران ایران " خواهد بود .
خبر مهم :
آقایان سعید ترابیان ، سیدداود رضوی ، ناصر غلامی ، عباس نژند کودکی ، منصور حیات غیبی و رضا شهابی بدون رعایت قوانین و مقررات و تحت اعمال نفوذ شورای تامین استان بدون رعایت موازین قانونی از حق بازگشت به کار محروم شده اند .
آنها دادخواست های خود را در اعتراض به رای های صادره هیئت های حل اختلاف در دیوان عدالت اداری ثبت نمودند .
آقایان ناصر غلامی ، نعمت اله امیرخانی و رضا شهابی به همراه دیگر اعضای سندیکا بیش از 17 ماه است از حق کار محروم شده اند و در رسیدگی هیئت تشخیص ، رای بازگشت به کار گرفته بودند متاسفانه باز هم با اعمال نفوذ مراکز امنیتی که دخالتشان در امور کارگری هیچگونه وجاهت قانونی ندارد از هیئت حل اختلاف اداره کار شرق رای عدم بازگشت به کار دریافت نموده اند .
ناظران امور کارگری این بی قانونی و حق کشی ها علیه کارگران را به دقت از نزدیک مورد بررسی پیگیری قرار می دهند .
بر اساس احضاریه به تاریخ 23 خرداد 1386 شعبه 14 دادگاه انقلاب سید داود رضوی با همراهی ابراهیم مددی مراجعه کردند و رضوی درخواست تحدید دادگاه از آقای محمدی رئیس دادگاه کردند که ایشان موافقت کرده و تاریخ بعدی دادگاه طبق احضاریه ابلاغ می گردد
اطلاعیه :
بدینوسیله به اطلاع کلیه اعضا و هواداران و علاقه مندان محترم سندیکا میرساند ، چنانچه خواستار ثبت نام داوطلبی در انتخابات هیئت مدیره و بازرس سندیکا هستند ، از طریق مراجعه به اعضاء محترم هیئت مدیره سندیکا و ارائه یک قطعه عکس و مشخصات (نام ، نام خانوادگی ، نام پدر ، سال و محل تولد ، شماره منطقه کار و تاریخ عضویت در سندیکا ) همراه با گزارش کوتاهی از زندگینامه و فعالیت های سندیکایی خود را تهیه و تحویل هیئت مدیره دهند .
ا
بیانیه اختتامیه منصوراسالو
در
نشست سالیانه بخش زمینی آی تی اف در لندن
1386 خرداد ماه 26
من بعنوان رئیس سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) در نشست سالیانه کارگران بخش حمل و نقل جاده ای آی تی اف که از تاریخ بیست و چهارم تا بیست و ششم خرداد 1386 در لندن برگزار شد شرکت کردم. سندیکای ما یکی از اتحادیه های وابسته به فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (آی تی اف) است که 681 اتحادیه را در148 کشور متحد کرده است. این اولین باری است که سندیکای ما پس از پیوستن به آی تی اف درسال 1385در این نشست شرکت می کند. من بسیار مایلم ژرفترین سپاسهایمان را به همه کسانی که از حضور من در این جلسه حمایت کرده اند ابراز کنم.
سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) بر اساس ماده 26 قانون اساسی ایران یک اتحادیه مشروع و بر حق است. سندیکای ما در خرداد ماه 1384مجددا بازگشایی شد. جمهوری اسللامی ایران بنا بر قوانین موجود داخلی و بر پایه تفاهم نامه مورخ 13/7/1382 برای تغییر فصل ششم قانون کار در مطابقت آن با مقاوله نامه89-87 آی ال او حق تشکیل سندیکا و بازگشایی سندیکاهای قدیمی را به رسمیت شناخت. بنا براین باید به همه اتحادیه های کارگری مستقل اجازه حضور و فعالیت بدهد و مذاکرات دسته جمعی را با کارفرما برای تامین درخواستها و مطالبات کارگران به رسمیت بشناسد.
متاسفانه دولت ما تا به حال سندیکای ما را به رسمیت نشناخته است. در چنین موقعیتی ما قدرشناس به رسمیت شناختن سندیکایمان با عضویت درفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و همچنین حمایتهای بی شائبه اتحادیه های وابسته به خانواده آی تی اف و آی تی یو سی هستیم.
من در حالی در این نشست در لندن شرکت می کنم که همچنان 40نفر از کارگران عضو سندیکای کارگران شرکت واحد بیکار هستند. این اخراج غیر منصفانه اعضای سندیکا توسط مدیریت، رهبری اتحادیه را نیز دربر می گیرد که عبارتند از آقایان ابراهیم مددی، داوود رضوی، منصور حیات غیبی ، سعید ترابیان، عباس نژند کودکی و یعقوب سلیمی. بسیاری از اعضای سندیکا و درمواردی اعضای خانواده هایشان نیز بخاطر شرکت در فعالیتهای مشروع سندیکای ما مورد ضرب و شتم، آزار و اذیت قرار گرفته بازداشت و زندانی شده اند.
بنا براین سندیکای ما از شما تقاضا دارد که از خواست بازگشت به کار مجدد آنها حمایت کنید. ما همچنین از تصمیم اخیر دادگاه مبنی بر رسیدگی در مورد ارعاب اعضای سندیکا تشکر می کنیم و از شما می خواهیم آن را به دقت دنبال کنید.
ما متوجه شدیم که کمیته آزادی تشکل آی ال او در مورد شکایت مشترک آی تی اف و آی سی اف تی یو (آی تی یو سی فعلی) که در ژوئیه 2006 به آی ال او ارائه شده بود تصمیم مطلوبی خواهد گرفت. چنین تصمیمی سندیکا ی ما واعضای آن را در پیگیری برای دستیابی به اهدافش قدرتمند می سازد.
وابستگی سندیکای ما به آی تی اف، به سندیکای ما آموخت که حمله به اتحادیه ما در ایران متاسفانه یک مورد منحصر بفرد در جهان نیست. به همین دلیل ما در کناردیگر اتحادیه های کارگری ایستاده ایم و همبستگی خودر را با مورد پدرو زامورا اعلام می کنیم و همچنین ترور های سیاسی در کلمبیا و دیگر کشورها را محکوم کرده و خواهان آن هستیم که ترورهای سیاسی و آزار و اذیتها در سراسر دنیا متوقف شود.
در این نشست سه روزه من دریافتم که خصوصی سازی خدمات حمل و نقل عمومی در سراسردنیا ضایعات فراوانی برای خانواده کارگری بوجود آورده است. مدیریت بمنظور به حداکثر رساندن سود خود و کاستن هزینه نیروی کار به یک شیوه معروف مدیریتی خود دست می زند که آن هم ایجاد شرایط مخاطره آمیز کار است تا به این اهداف درازمدت خود دست یابد. کارگران جهان با حملات توده وار نئو لیبرالیزم در حالت دفاعی قرار دارند. پاسخ کاگران در حالی که دنیا جهانی شده است باید جهانی بشود. به همین دلیل ما به سازمانهایی چون آی تی اف و آی تی یو سی نیازمندیم.
تمام کارگران و خانواده هایشان مستحق یک زندگی شرافتمندانه هستند. در ایران این حق در اصل 43 قانون اساسی و قوانین مندرج در در کنوانسیونهای جهانی کار ملحوظ است و آی ال او نیز آن را برسمیت شناخته. این همان ایده الی بود که سندیکای کارگران شرکت واحد بدنبال تحقق آن از طریق فعالیتهای قانونی و مشروع بود.
من وقتی برگردم این حس دوستی و همبستگی را که در این جلسات آی تی اف احساس کردم به دوستان و اعضایمان منتقل خواهم کرد. من مشتاق هستم که منویات قلبی و ابراز همبستگی اعضای سندیکا را که خطاب به آی تی اف و اعضای خانواده آنها ابراز شده است اعلام دارم. من مشتاق هستم که برنامه کاری آی تی اف را که در این مدت یاد گرفته ام، با اعضایمان در میان گذاشته و اجرا کنم.
بنا براین من از دبیر کل آی تی اف تشکر می کنم که هفته گذشته خطاب به تمام نمانیدگان دولتی، کارفرمایی و کارگری در کنفرانس سازمان جهانی کار خواستار بازگشت همراه با مصونیت من به ایران شد. من چنین پیامی را هم در این سه روز از اعضای شرکت کننده در این جلسات دریافت کردم و مطمئنم که این حمایتها بازگشت بدون دردسر من به کشورم و همچنین تداوم فعالیتهای سندیکایی ام را تضمین خواهد کرد.
حکم دادگاه پنج سال زندان علیه من که بدون استناد به هیچ زمینه قانونی اعلام شده است مرا مرعوب نخواهد کرد. این حکم قبل از مسافرت من به لندن اعلام شد. بعد از این جلسات من احساس اطمینان و قدرت می کنم. سندیکای کارگران شرکت واحد بعنوان بخشی از جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری برای پیشبرد صلح ، عدالت و برابری برای همگان تلاش خواهد کرد.
متن انگلیسی سخنرانی :
Statement by Mansour Osanloo, delivered to briefing at ITF House, 14:00 on 15th June 2007
I have attended the ITF Road Transport Workers’ Section Annual Meeting from 13 to 15 June in London as the President of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company (Sherkat-e Vahed). Our union is affiliated to the International Transport Workers’ Federation (ITF) which brings together 681 unions in 148 countries. This is the first time that our union took part in an ITF meeting since we joined them in 2006. On behalf of the union, I would like to express our deepest gratitude to all those who supported my participation.
The Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company (Sherkat-e Vahed) is a legitimate trade union organization under Article 26 of the Iranian Constitution. We were re-established in June 2005. The Islamic Republic of Iran has agreed and ratified ILO Conventions 87 and 95 and therefore should allow independent trade unions to exist and negotiate collectively their conditions with the employer.
Regrettably, however, our government has failed to recognize us so far. Under such circumstance, we appreciate the international recognition of our union through the membership of the ITF and wider support towards us from the family of ITF and ITUC.
As I attend this meeting in London this week, 60 workers at the Vahed company remains to be out of work. This unfair dismissal by the management include our leadership in the union; namely Madadi, Razawie, Haiat Gaibi, Torabian, Najand Kodaki and Salimi. Many bus workers and sometimes their members of the family have been harassed, beaten, detained or imprisoned for taking part in the legitimate activities of our union.
Our union, therefore, appeals to you to support the reinstatement of these workers, and to assist their hardship. We further welcome the recent decision by the court to start investigating the cases of intimidations to our members and request you to follow this issue carefully.
We anticipate that a favourable decision will be brought from the ILO Freedom of Association Committee to the joint complaint that the ITF and the ICFTU (now ITUC) have submitted in July 2006. Such decision will empower the union and its members to further pursue our objectives.
Through our affiliation with the ITF, our union has learnt that attacks to workers’ rights are, unfortunately, not an isolated case in Iran. That is why we stand by side and express our solidarity to the Pedro Zamora case as well as to demand all political assassinations in Colombia and other countries to be ceased immediately.
In this 3-day meeting, I have learnt that privatization and deregulation of public transport system brought some devastating consequences to the working families around the world. Management seeks to maximize their profit by cutting the costs of workers and so the introduction of precarious work is a popular employment policy to meet such objectives. The workers of the world are on the defensive from the massive attacks of neo-liberalism. When the world is globalised, the workers' response must also be a global one. That is why we need organizations like the ITF and ITUC.
All workers and their families have the right to enjoy decent life. In Iran, it is enshrined in Article 43 of our Constitution and is universally recognised through the ILO Core Convention. That is what the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company (Sherkat-e Vahed) wish to achieve collectively through our legitimate activities.
When I return, I wish to share with my colleagues, the friendship and solidarity that I bring back home from this ITF meeting. I wish to convey all the messages of support that the members of the ITF family have expressed to me, on behalf of the union. I wish to discuss with my members and implement an ITF work program based on what I have learnt from this meeting.
Therefore, I thank the ITF General Secretary for his intervention at the International Labour Conference last week where he requested my safe return home to all government, employer and worker representatives of this ILO meeting. I have received the same message from the ITF meeting participants during the last three days and I am sure this will safeguard my trip back home and the continuation of my trade union activities.
I shall not be intimidated by the groundless announcement of a five-year imprisonment, made prior to my trip to London. After this meeting, I feel confident and empowered. The Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company (Sherkat-e Vahed) shall certainly be a part of the international trade union movement to promote peace, justice and a fair world for all.
ENDS
گزارش سفر منصور اسالو به دعوت ITF و ILO ، به لندن و بروکسل (2):
گزارش سفر رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد به کنگره جهانی ITF در لندن
از تاریخ 13 ژوئن (23 خرداد 1386 ) تا 15 ژوئن (25 خرداد )
در این تاریخ در اولین جلسه بیش از 76 نماینده از طرف 61 کشور شرکت داشتند ، جلسه از ساعت 9 صبح با مدیریت اجرایی مارتین مایر از اتحادیه رانندگان شفیلدز آغاز شد و پلاتفرم ( برنامه ها) مسئله حضور منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد یکی از موضوعات مهمی بود که طرح شد .
در این باره "مک اوراتا " و دیوید کاک رافت گزارش خوبی دادند برای اینکه مشکل عدیده ای پیش نیاید طبق نظر مسئولان ITF قرار شد تا زمانی که سفر به انجام نرسیده است خبر آن کاملا" ساکت و محدود باقی بماند . این سفر با تلاش و همکاری همه اتحادیه های جهانی صورت گرفت نقش ITUC و ITF و CLC به دلیل درگیر بودن عملی بیشتر بود . پرواز بریتیش ایرویز به این دلیل گرفته شد که تا مطمئن باشیم هیچ مشکلی پیش نمی آید . از گزارش دیوید کاک رافت به کنگره :
در ادامه این گزارش دیوید کاک رافت دبیر کل ITF از سفر خود به ژنو و نتیجه آن گفت :
"در کنفرانس سالیانه ILO موارد زیادی از عدم رعایت حقوق کارگران به خصوص مقاوله نامه های 87 و 98 طرح شد و مسئله خصوصی سازی بدون حضور سندیکای واقعی کارگری که ایران را به جهنمی برای کارگران تبدیل کرده است و مسئله حضور منصور اسالو در کنگره سالانه ITF طرح شد و من در سخنرانی خود از دولت ایران تشکر کردم که اجازه داد منصور به این سفر بیاید و امیدوارم که وقتی به ایران باز می گردد دچار هیچ مشکلی نشود ، چون به این سفر رسمی و کارگری منصور اسالو برای اول بار تمام اتحادیه های کارگری کارگری جهان ، کلیه نهادهای جهانی از قبیل سازمان ملل ، اتحادیه اروپا ، سازمان عفو بین الملل ، شورای دفاع از حقوق بشر و دیگر نهادهای حقوق بشری و مدیای جهانی توجه دارند . امیدواریم حکومت ایران همانطور که با سعه صدر خروج او برای این سفر کاری را پذیرفت بازگشت او را به خانه اش بدون هیچ مانعی بپذیرد تا او به وظیفه سندیکایی اش بتواند ادامه دهد . "
در حاشیه کنفرانس ژنو گروه های زیادی از ایرانی ها و دیگر علاقه مندان به مسائل کارگری و برخی از اعضای سندیکاهای کارگری اروپایی هم آمده بودند و به حضور ناقض مقاوله نامه های جهانی کار هیئت های نمایندگی کارگری و کارفرمایی که توسط وزیر کار جهرمی انتخاب و به ژنو آمده بودند اعتراض گسترده ای کردند ، که اعتراضات نتیجه بخش بود و از حضور هیئت های انتصابی جلوگیری بعمل آمد . و کرسی برای صحبت به هیئت دولت ایران ندادند .
در کنگره ITF در لندن مسئله خصوصی سازی و جهانی سازی و تاثیرات منفی آن بر زندگی کارگران ، توسط مارتین مایر طرح و با همکاری نمایندگانی از هلند ، کلمبیا ، مالزی ، نروژ و دیگر کشور ها تایید و تجربه مبارزه با آن توسط هر اتحادیه گفته شد ، که شرح مفصل آن در شماره های بعد اعلام میشود .
گزارش سفر منصور اسالو به دعوت ITF و ILO ، به لندن و بروکسل (1):
بالآخره بعد از همه سختی ها و نگرانی ها و تلاشهایی که همه سندیکایی ها و اعضای آی تی اف و رهبران اتحادیه های بین المللی برای بدست آوردن اجازه پرواز و حضور رئیس هئیت مدیره سندیکا در کنگره آی تی اف در لندن با خط هواپیمایی بریتش ایرویز پرواز کردم و در روز سه شنبه بیست و دو خرداد 1386 بعد از آنکه هواپیما از زمین برخاست باور کردم که این سفر در حال انجام شدن است.
همه یاران و خانواده و اعضای سندیکا و برخی با خانواده هایشان و اقوام به فرودگاه آمده بودند برای بدرقه کسی که بار سنگینی از مسئولیت سندیکایی، طبقاتی، ملی و انسانی را بر دوش گرفته است. پرواز در ساعت هشت صبح به وقت تهران صورت گرفت تا لحظه اوج گرفتن هواپیما در آسمان هیچیک از ما نمی دانستیم که عاقبت این سفر چه می شود. از یکربع قبل از ساعت پرواز موبایلها باز بود و اعضای هئیت مدیره سندیکا در لحظه به لحظه عبور رئیس هئیت مدیره از گیتهای ورودی نیروی انتظامی و سپاه و ورودی آخرین تونل پرواز تا داخل هواپیما و نشستن بر روی صندلی و بستن کمربند ایمنی و توجه به دستورات مهمانداران برای راهنمایی پرواز قرار داشتند. پرواز بلند و تاریخی برای سندیکای کارگران شرکت واحد. بعداز ظهر هواپیما در لندن به زمین نشست. مک اوراتا این کارگر ژاپنی الاصل انگلیسی(دبیر اجرایی بخش حمل و نقل زمینی آی تی اف) با دسته گلی به زیبائی روح بزرگش به استقبال منصور اسانلو رئیس هئیت مدیره کارگران شرکت واحد به فرودگاه هیترویت لندن آمده بود. مهدی کوهستانی نژاد مسئول خاورمیانه و آسیای کنگره کار کانادا (سی ال سی) بعنوان مترجم و رابط سندیکای کارگران شرکت واحد با آی تی اف نیز در این استقبال حضور داشتند. از همان لحظه کار سندیکایی آغاز شد. برای شرکت در نشست روز بعد بایستی اطلاعات رد و بدل می شد و منصور در جریان چگونگی نحوه برگزاری نشست و وظایفی که در این نشست برعهده داشت قرار می گرفت. راهنمایی های لازم توسط مک و مهدی به من داده شد. پس از آن برای گرفتن ویزای بلژیک و حضور در کنفرانس سالیانه آی تی یو سی به سفارت بلژیک در لندن رفتیم. عملیات اداری اخذ ویزا تا 24 ساعت بعد ادامه پیدا کرد. و این ویزا با حمایت گای رایدر و آی تی یو سی گرفته شد. در جریان نشست آی تی اف برنامه آغازین توسط مارتین مایر دبیر اتحادیه رانندگان شفیلد اجرا شد. از طرف هئیت مدیره آی تی اف مسئولیت برگزاری جلسات به عهده او بود. او کارگری فرهیخته و پراحساس بود که در جریان اعتراضات گسترده زمستان 1384 کارگران شرکت واحد در تهران نامه ای پر از مسئولیت و حمایت و احساس عمیق انسانی برای سندیکای کارگران شرکت واحد و در حمایت از تلاشهای آنها به مقامات فرستاده بود. احساسات گرم و بی پیرایه اش را به من ابراز کرد و در جریان برگزاری مراسم اولین سخنرانی را بعد از اعلام برنامه به من واگذار کرد . قبل از آن گزارشی مفصل از چگونگی کارکرد آی تی اف در سال گذشته و مشکلات پیش آمده و پیشنهادات مختلف ارائه شده از سوی اعضا دریافت کرده بود.
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد در گفت و گو با ایلنا :
نماينده کارگران تعليقي شرکت واحد
ماهيت كارگران ايراني حاضر در ژنو، ابهام برانگيز است
نمايندگان كارگري، منتخبان وزارت كار هستند
تهران- خبرگزاري كار ايران
نماينده كارگران تعليقي شركت واحد گفت: برابر دعوتنامه فدراسيون جهاني كارگران حمل و نقل، نمايندهاي از سوي فعالان صنفي شركت واحد براي شركت در اجلاس ساليانه سازمان جهاني كار اعزام شد.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, ابراهيم مددي تصريح كرد: از آنجا كه فعالان صنفي شركت واحد در سازمان جهاني حمل و نقل (ITF) عضويت دارند, از طريق اين سازمان جهاني وابسته به اتحاديه كارگران جهان (ITUC) نماينده فعالان صنفي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه براي شركت در اجلاس ساليانه ILO دعوت شدند.
وي با بيان اينكه اتحاديه جهاني كارگران (ITUC) به عنوان نهادي كه از فعالين صنفي شركت واحد براي شركت در اجلاس سازمان جهاني كار دعوت كرده است، در بيش از 150 كشور 170 ميليون عضو دارد, تاكيد كرد: نماينده فعالين صنفي شركت واحد قرار است از 13 تا 15 ژوئن در اين اجلاس شركت كنند.
مددي با بيان اينكه نماينده فعالان صنفي كارگران شركت واحد در چارچوب قوانين داخلي و بدون هيچ مشكلي از كشور خارج شده است، افزود: به طور قطع اعزام نماينده فعالان صنفي شركت واحد به اجلاس ساليانه ILO اولين حضور نماينده واقعي كارگران در محافل و مجامع جهاني طي چند سال گذشته است.
اين فعال صنفي با اشاره به اينكه حضور نماينده فعالان صنفي شركت واحد در اجلاس ساليانه ILO ربطي به وزارت كار و اموراجتماعي ندارد، افزود: مسوولان وزارت كار و اموراجتماعي مغاير با اصول سه جانبه گرايي مانع رسيدگي قانوني به اعتراضات فعالان صنفي كارگري شده و خود براي جامعه كارگران، نمايندگان و منتخبان صنفي مجامع مختلف داخلي و خارجي را انتخاب ميكنند، در اين شرايط، هيچ قانوني وجود ندارد كه بر اساس آن، فعالان صنفي شركت واحد براي اعزام نمايندگان خود به ILO مجبور به همسويي و هماهنگي با وزارت كار امور اجتماعي شده باشند.
وي افزود: اعزام نماينده كارگران تعليقي و فعالان صنفي شركت واحد به اجلاس ژنو در حالي صورت گرفته كه امسال نيز مانند سالهاي گذشته با وجود اعتراضاتي كه به هيات نمايندگان كارگران ايراني وارد است, وزارت كار و اموراجتماعي افرادي كه در ميان جامعه كارگري گمنام بوده و حتي در ماهيت كارگري آنها ابهاماتي وجود دارد را به عنوان هيات كارگران ايراني به ژنو برده است.
وي با بيان اينكه در 2 سال گذشته فعالان صنفي شركت واحد اعتراض خود را نسبت به اعضاي هيات كارگران ايراني شركت كننده در اجلاس ژنو اعلام كردهاند، گفت: هر چند تا كنون در داخل كشور اين افراد همواره فعال صنفي جامعه كارگري معرفي شدهاند، اما در نتيجه اين اعتراضات، سال گذشته اعتبار هيات كارگران ايراني تصويب نشد
مددي گفت: اگر مسوولان وزارت كار و اموراجتماعي كه در رسانهها مدام از سه جانبه گرايي صحبت ميكنند و خود را پايبند مقاوله نامه هاي بنيادين سازمان جهاني كار از جمله مقاوله نامه 87 كه به تشكيل و فعاليت آزادانه نهادهاي صنفي كارگري اشاره دارد، ميدانند, كافي است با انجام يك همه پرسي ساده، ميزان اعتبار اعضاي هيات كارگران ايراني را در سطح جامعه ارزيابي كنند و يا لااقل گزارش عملكردي از اجلاسهايي كه تا كنون با حضور اعضاي انتصابي هيات كارگران ايراني در خارج از كشور برگزار شده را بررسي كنند.
وي افزود : اگر متوليان وزارت كار و اموراجتماعي به رعايت اصولي سه جانبه گرايي اعتقاد دارند، چرا از اجراي تفاهمنامهاي كه با حضور مقامات سازمان جهاني كار در خصوص فصل 6 قانون كار امضا شده است، خوداري مي كنند و يا تا كنون به طور جدي به دنبال اجراي قانون كار شايسته كه در قالب ماده 101 برنامه توسعه چهارم تاكيد دارد، نبودهاند.
مددي گفت: با گذشت بيش از 52 سال از عضويت ايران در سازمان جهاني كار, هنوز از نظر ايجاد تشكلهاي آزاد صنفي با استانداردهاي جهاني فاصله داريم، به طوري كه اين امر باعث ضعف جامعه كارگري براي حضور در عرصه هاي اجتماعي شده كه خالي بودن كرسي هاي مجلس از نمايندگان كارگري نتيجه اين موضوع است.
وي در خصوص برنامه نماينده فعالان صنفي شركت واحد براي حضور در اجلاس ساليانه سازمان جهاني كار، گفت: نماينده فعالان صنفي شركت واحد كه بدون هيچ مشكلي چند روز پيش از كشور خارج شده، ابتدا قرار است در كنگره ITF شركت كند و سپس براي پيگيري دفاع از حقوق كارگران جهان در اجلاس ILO حضور يابد.
وي با اشاره به آمارهاي رسمي در خصوص اينكه سالانه 30 هزار نفر در حوادث حمل و نقل و بين جادهاي ايران كشته ميشوند، گفت: از آنجا كه رانندگان در جريان اين حوادث از آسيبپذيري بالايي برخوردار هستند، حضور نماينده فعالان صنفي شركت واحد در اجلاس ILO براي رانندگان ايران اهميت دارد.
پايان پيام
کد خبر: 428772
اطلاعيه
همبستگي كارگران جهان با سنديكاي كارگران شركت واحد
بنا بر دعوت فدراسيون جهاني كارگران حمل و نقل ( ITF ) از سنديكاي كارگران شركت واحد جهت حضور در كنگره فدراسيون مذكور با موافقت هيئت مديره سنديكا آقاي منصور اسالو رئيس هيئت مديره از تاريخ 22 الي 27 خرداد ماه به شهر لندن پايتخت كشور انگلستان محل برگزاري كنگره مسافرت نموده است .
همچنين قرار است ايشان طبق برنامه ريزي اتحاديه بين المللي كارگران ( ITUC) در اجلاس ساليانه سازمان بين المللي كار ( ILO) و ديگر جلسات اتحاديه كارگري كشورهاي اروپايي حضور يافته و درباره مشكلات عمومي كارگران ايران از جمله مشكلات كارگران شركت واحد سخنراني نمايد .
سنديكا اولين حضور نماينده مستقل خود در كنگره بين المللي كارگري را يك موفقيت بزرگ دانسته و اين رويداد خجسته را به جامعه كارگري شادباش مي گويد .
سنديكاي كارگران شركت واحد مراتب سپاسگزاري خود را از اتحاديه بين المللي كـــارگران ITUC)) و فدراسيون جهاني كارگران حمل و نقل (ITF ) و ديگر اتحاديه هاي كارگري به ويژه اتحاديه كار كانادا ( CLC) اعلام مي نمايد . باشد كه اين همبستگي و كوششها منجر به رعايت حقوق كارگران ايران از جمله حق آزادي تشكيل سنديكاهاي كارگري و اجراي مقاوله نامه 87 سازمان بين المللي كار شود .
سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
23 خرداد 1386
پیش بسوی برگزاری مجمع عمومی دوم سندیکا
بدینوسیله از کلیه اعضای سندیکا درخواست می کنیم جهت قبول مسئولیت در هیئت مدیره و بازرسان و علی البدل های آن ارکان در سندیکا ، با در دست داشتن مدارک اثبات عضویت در سندیکا با توجه به شرایط و مشکلات موجود و وضعیت غیرعادی که سندیکا دارد و فشارهایی که از جوانب مختلف برای جلوگیری از فعالیت سندیکا می آید ، به رئیس هیئت مدیره سندیکا مراجعه و ثبت نام نمایند .
مدارک قابل قبول دبیرخانه سندیکا برای پذیرش عضویت اعضا در سندیکا جهت ثبت نام در انتخابات :
1 - قبوض یا فیش های پرداختی به حساب سندیکا ، حداقل 4 هزار تومان .
2 - داشتن کارت عضویت سندیکا .
3 - داشتن برگ درخواست عضویت در سندیکا .
4 - تایید ارکان سندیکا مبنی بر رعایت اساسنامه سندیکا طی دو سال گذشته .
رئیس هیئت مدیره سندیکا
15 خرداد 1386
جمعه یکم تیر 1386
بمناسبت 11 ارديبهشت اول ماه مه روز جهاني كارگر
بمناسبت 11 ارديبهشت اول ماه مه روز جهاني كارگر
« روز كارگر»
يــك روز مي آيـد به جاي كينه مـردم
در سينه هاشان عشق را مي پـرورانــنـد
در سفره هاشان جاي فقر و فاقه خاليست
آنـروز وراث زمـيـن نــان آورانــنــد
بــا صـلـح مـي گـيـرند عكس يادگاري
تــا خـواب را در عـين آرامـش بـبيننـد
آن روز ديـگر چـشمـها بـا گـريـه قهرند
لـبـخـند مـي كـارنـد تـا شـادي بچينند
در مــعــدن دلـها پـي كـشف حـقيقت
كــاوشـگر انـديشه هـا تـا مرز خـورشيد
در دشـتـهاي عـشـق پـي جـوي تـفاهم
در شـوره زار زنـدگــي دنـبـال امـيـد
آن روز وحدت بـهترين نوع سلاح است
جــايي بـراي اسـلحـه بـر دوشـها نيست
مـسئـولـيت را مي كشند آنـروز بر دوش
از نـانـجيبـي پتنبـه اي در گوشها نـيست
آن روز ، روز كــارگـــر روز رهــايــي
از قـيـد وبند هر چه استبداد و ظلم است
بـايـد از ايـن پـس در پي اين روز باشيم
بايد از ايـن پوچي از اين تكرارها ر ست
اي كــارگر روز تـو در تقويم ها نـيست
روز تو در انديـشـه هرســنديـكايـســت
بــاور بــكن بــسيار نـزديك است آنروز
بـاور بـكن آنـروز در يـك همصدا ئيست
جمعه یکم تیر 1386
جنبش كارگري رو به رشد
جنبش كارگري رو به رشد
حدود ساعت 30/8 از خيابان ابوريحان اتوبوس ها به سمت ورزشگاه شيرودي حركت كردند. البته تعدادي از اتوبوس ها نيز مستقيمان به سمت شيرودي رفته بودند. بيشتر اتوبوس ها از تبريز آمده بودند . در همين حال تعدادي از كارگران به سمت شيرودي راه پيمايي كردند. ساعت 9 به محوطه ورودي ورزشگاه رسيديم . حسن صادقي در حال سخنراني بود .پس از چند دقيقه كارگران شركت واحد و نقاشان كه پارچه نوشته و پلاكارت هاي حاوي شعارهاي سنديكاي كارگران شركت واحد و سنديكاي نقاشان بود با همراهي تعداد ي از فعالين كارگري. وارد شدند.قبل از ورود آنها پارچه نوشته هاي بسيار پهن و طولاني كه تبليغات خانه كارگر را بر خود داشتند روي زمين فرش شده بودند و تعدادي كارگر و دانشجو كه بيشتر شان خانم بودند در حاشيه پارچه ها ايستاده و از پارچه ها محافظت مي كردند.با ورود كارگران شركت واحد ، نقاشان و فعالين همراه، پارچه نوشته هاي خانه كارگر هركدام به كناري پرت شده و محافظان آنها نيز به تازه واردها پيوستند . اين نشان داد كه خانه كارگر چقدر پوشالي است.
بعد از حسن صادقي يك نفر از شوراي اسلامي كارايران خودرو ديزل و يك كارگر ديگر كه خود را نماينده كارگران معرفي مي كرد وسپس محجوب سخنراني كردند ودرنهايت قطعنامه خانه كارگرقرائت شد. درمدت سخنراني چهار نفر ذكر شده و قرائت قطعنامه جو تجمع و بطور قريب به اتفاق شعارها در كنترل شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري و ديگر دوستان بود تا آن حدي كه شعارهاي تريبون بسياركم بودوآن مقداري هم كه بيان مي شد جواب درخوردريافت نمي كرد همچنين در طول سخنراني ها بطورمكررسخنرانان هو شدند .
پارچه نوشته هاي شوراي همكاري و سنديكاي شركت واحد و پلاكارت هاي متعلق به نقاشان با توجه به اينكه تعدادشان زياد نبود ولي درخشش خاصي داشتند.
تعداد شركت كنندگان امسال نسبت به سالهاي قبل بسيار كم (5000 نفر) بود.كم بودن شركت كنندگان امسال مي تواند سه دليل عمده داشته باشد.
1- خانه كارگر مي دانست توان كنترل ندارد بنابراين سعي كرده است تعداد كمتري و كساني را كه از آنها مطمئن است ( بيشتر باز نشسته ها كه انگيزه وشور جوانان را ندارند ، بياورد.همچنين به عكس سالهاي قبل،ازشهرهاي صنعتي مانند قزوين ، اراك ، ساوه و محورهاي مختلف تهران هرچه كمتر و دست چين شده) بياورد.
2- از طرفي بيشتر كارگران نه تنها هيچ اميدي به خانه كارگر ندارند بلكه اميدي به اينكه بتوانند از مراسم خانه كارگر براي اعتراض دوگانه استفاده كنند نيز ندارند.
3- خانه كارگر با نامشخص گذاشتن محل و ساعت مراسم تا آحرين لحظاط تلاش كرده است بسياري از كارگران را سردرگم كرده امكان شركت و حضور به موقع در مراسم را از آنها سلب كند.
محجوب پس ازاتمام سخنراني و پايين آمدن ازپله هاي تريبون مورد خشم كارگران قرارگرفته كتك خورد.
خانه كارگر امسال از ترس كارگران بر مبناي تجربيات سال هاي قبل تريبون خودرا در ارتفاع بيش ازچهار متر قرارداده بود.آنها يك كاميونت يخچال دار ي را به ديوار ورزشگاه چسبانده بودند. دراطراف و روي آن جهت سكوي تريبون وراه پله از داربست فلزي استفاده كرده بودند.
پس از سخنراني محجوب آنها بيشتر به ناتواني خود پي بردند.براي اينكه هرچه سريعتر مراسم را به اتمام برسانند به شعار نپرداختند و با عجله قرائت قطعنامه را شروع كردند . در حين قرائت قطعنامه شعار هاي مستقل هر چه بيشتر اوج مي يافت و همچنين مكررا" خانه كارگري ها هو مي شدند به طوري كه برگزار كنندگان ، ديگر تلاش نمي كردند شعار داده يا تكبير بگويند. پس از اتمام قرائت قطعنامه آنها تلاش مي كردند هرچه زودتر كارگران را به خانه هايشان بفرستند.ولي اراده و صفوف منظم براي راه پيمايي ازهمان ميانه هاي مراسم شكل گرفته بود راه پيمايي شروع شد حتي عده اي از اعضاي خانه كارگر و حزب اسلامي كارو نصيري معاون محجوب نيز تا حدودي در راه پيمايي شركت كردند. هرچند ممكن است اين افراد براي اعمال كنترل پيوسته باشند ولي نتوانستند دخالت منفي بكنند.بلكه خود را در اختيار جريان رها كردند.در لحظاط اوليه راهپيمايي ميان صفوف اوليه و انتهاي فاصله افتاده بود كه بادرايت فعالين كارگري خيلي سريع اين فاصله پرشد.
پارچه نوشته هاي شوراي همكاري كه يكي از آنها پيشاپيش راه پيمايي در حركت بود و روي آن نوشته شده بود «كارگران جهان متحد شويد» وپارچه نوشته هاي ديگر در ميانه و انتهاي صف كه روي يكي از آنها نوشته شده بود«كارگرزنداني ، محمود صالحي ، آزاد بايد گردد» و ديگري با مضمون دستمزد و تورم « افزايش دستمزد 10% ، تورم 100% » در انتهاي صف قرارداشت.
تا ورودي ميدان هفت تير با شعارهاي مشخص و مستقل راه پيمايي شد.هرچند طي راه پيمايي صفوف به هم فشرده كارگران مورد يورش پليس واقع مي شد. ولي دقيقا" به دليل فشرده بودن و نظم صفوف حمله ها كارساز نبوده و نمي توانست گسترش پيدا كند.
در نزديكي ميدان هفت تير حدود ساعت 11 از طرف شوراي همكاري اعلام شد كه راه پيمايي طبق برنامه به پايان رسيده ، متفرق شويد.چند دقيقه اي طول كشيد كه اين پيام به تمامي شركت كنند گان برسد . در همين حين پليس طبق معمول باز هم حمله كرد . ولي چون طبق برنامه پايان راه پيمايي اعلام شده بود شركت كنند گان بدون اينكه به حمله پليس ماننددفعات قبلي جواب بدهند متفرق شدند. براي اينكه در خيابانها و كوچه هاي اطراف بر مبناي تجربيات گذشته مورد حمله پليس و لباس شخصي هاجهت انتقام گيري واقع نشوند به طور جمعي گروه ، گروه شده محل را ترك كردند.
در طول راه پيمايي پليس به افرادي كه از جمع جدا شده بودند شديدا" حمله مي كرد.برخي از افراد خانه كارگر و حزب اسلامي كاربا آوردن بلند گو ميان صفوف راه پيمايي تلاش كردند شعارها را به نفع خانه كارگر عوض كنند اما نه تنها موفق نشدند بلكه در جمع حل شده نا چارا" شعار هاي شوراي همكاري را تكرار مي كردند.
همان گونه كه گفته شد اول برنامه با ورود بسيار زيبايي كارگران سنديكاي شركت واحد و سنديكاي نقاشان و تعدادي از فعالين كارگري شروع شد. پس از مدتي شوراي همكاري با قدرت ظاهر شد ه برنامه را پيش برد وتاپايان راه پيمايي اين دو جريان در كنار هم بودند.در نهايت با تصميم شوراي همكاري برنامه به پايان رسيد.
شوراي همكاري تصميم داشت برنامه هاي خود را از ميانه برنامه هاي خانه كارگر شروع كند و از طرفي از كليه ي اين تصميمات سنديكاي شركت واحد و نقاشان اطلاع دقيق داشتند .
بنابراين نسبت به شوراي همكاري پيش دستي كرده برنامه را زودتر شروع كردند . اما روابط در حين مراسم و پس از آن نشان داد كه شوراي همكاري نه تنها از اين پيش دستي نگران و ناراحت نشده بلكه صميمانه از پيوستن آنها به برنامه استقبال كرد اين نشان دهنده مرحله از بلوغ جنبش كارگري است كه همگرايي را تاآن حدي پيش مي برد كه به جاي تصرف فعاليت ديگران فعاليت خود را پيش كش هم رزمانش مي كند تا آن حدي كه شوراي همكاري از ارايه گزارش صرف نظر مي كند. در مقابل برخي از دوستان مرتكب خطا شده مراسم اول ماه مي را كه تلاش صميمانه بسياري از كارگران ، فعالين و فداكاريهاي شوراي همكاري بوده است تفسير به راي كرده مصادره مي كنند. بلند نظري شوراي همكاري نشان داد كه برگزارشدن مراسم اول ماه مي 86 اعتماد بنفس قدرمندي را به جنبش كارگري ارايه داده است و شوراي همكاري چشم انداز و افق دوردستي را مد نظر دارد.آنچنان اعتماد به نفس بدست آورده است كه براي ارضاي خود و جبران كمبودهايش نياز به استفاده تبليغي و بزرگ نمايي خود نمي بيند بلكه پس از انجام قسمتي از وظايف خود از كنار تاثيرات مثبت آن به سادگي مي گذرد و انديشه خود را به كار بزرگتري مشغول مي كند. اگر مي گوييم قسمتي از وظايف، براي اين كه معلوم شده است غيراز كار هاي انجام شده در مراسم، شوراي همكاري تصميمات ديگري داشت كه متاسفانه علي رغم موجود بودن شرايط وامكان انجام، درانجام تصميمات ديگر كوتاهي كرده است.هرچند ممكن است اعضاي شوراي همكاري در بين خود عدم انجام وظايف را نقد كرده باشند اما براي اينكه مجددا" دچار خطا نشوند بايد عدم انجام وظايف را رو به جنبش نقد كنند. در غير اين صورت داشتن افق و چشم انداز وسيع نمي تواند عملي شود ونمي تواند رسوبات انديشه هاي محفلي را ازشوراي همكاري دور كرده ضمن پيوند دادن آن با جنبش كارگري شوراي همكاري را تبديل به شاكليه فراي محفليزم بكند.يعني اگر نقد خودرا دررابطه با عدم انجام تصميمات و وظايف پيش نبرد محفلي بزرگتر، از به هم پيوستن چند محفل كوچك خواهد شد.چون شوراي همكاري مجموعه اي ازگرايشات تاثيرگذاردر جنبش كارگري است مي تواند با نقد خود نقدي فراگير پيش آورد كه در رگه هاي مختلف جنبش مانند خون در يك ارگانيسم زنده جريان پيدا كرده ضمن پالايش شوراي همكاري ازمجراي واحد هاي تشكيل دهنده همه اي جريانات را مورد نقد و پالايش قراربدهد.اين سير مي تواند شوراي همكاري را به سكوي خيزش ودر نهايت نقطه عطف دگرديسي در تمامي جريانات موجود درجنبش كارگري تبديل كرده وتكيه گاهي محكمي براي همگرايي بسازد.
در هر حال يكي از كارگران شهرستاني كه از جمع جدا شده بود توسط پليس به سختي مجروح شد كه دوستانش با برانكارد به داخل اتوبوسي كه آمده بود بردند.
در مقابل درب مترو هفت تير منصور اسالو مورد حمله لباس شخصي ها قرارگرفت كه با كمك دوستانش نجات يافت اما پليس توانست يعقوب سليمي را دستگير كند كه پس از حدود بيست ساعت آزادشد.
همچنين در زمان راه پيمايي سه نفر از دانشجويان ره گيري شده موبايل و كارت هاي شناساي آنها به گروگان گرفته شد ، تا بعدا" خودشان را براي بازجويي معرفي كنند.(گروگان گيري لوازم و مدارك ترفندي است كه جديدا" بسيار گسترش يافته است.ازاين طريق ماموران لباس شخصي تاثيرات جوسركوب را ظاهرا" كم مي كنند اما همان ترس را به حساب خودشان ايجاد مي نمايند . ودر آينده اطلاعات خودرا نيز براي جوركردن پازل شان جمع آوري مي كنند.
تعدادي از شركت كنندگان نيز براثر حملات پليس به صورت سطحي مجروح شدند.
اما در مجموع كارگران با غرور و اعتماد به نفس پايان ناپذيري پي به قدرت اتحاد خود بردند كه مي توانند خود مستقلا" اعتراض كنند و هروقت خود تشخيص دادند اعتراضشان را به پايان برسانند.
به همين دليل است كه امروز عوامل سرمايه داري با خود باختگي شروع به انتقام گيري كرده است . عوامل سرمايه درك كرده اند كه بخش هاي مختلف طبقه كارگر با فداكاريهاي بسياري حركت هاي مستقل خود را شروع كرده اند كه از جمله مي توان حركت هاي روبه رشد مراسم هاي اول ماه مي ، همچنين حركت اعتراضي قدرتمند كارگران شركت واحد ، حركت اعتراضي دانشجويان در 15آذر و دنباله هاي آن،اعتراضات مستمر و پر دامنه معلمان و همچنين اعتراضات كارگران در سنندج و... همگي نشان مي دهد كه طبقه كارگر با توان بالاي پيش مي رود وسرمايه داري چنان وحشت كرده است كه با توطئه ماجراي دانشگاه امير كبيرو دانشگاه علامه ،دستگيري و تحت فشار قراردادن كارگران و دانشجويان و معلمان را ساخته و پرداخته و از طرفي تلاش مي كند بخشهاي سست جنبش كارگري را به پاي ميزمذاكره بكشاند. تا با ايجاد جوپر التهاب استراتژي كهنه و مترود خود (انقلاب فرهنگي ) رابراي خلق تراژدي دهه شصت دوباره تكرار كند.كه البته دچار حماقت شده است.
شعارهاي كه بطور منظم فضاي تجمع و راه پيمايي اول ماه مي تهران را پوشش داده بود عبارتند:
1- كارگر زنداني آزاد بايد گردد
2- محمود صالحي آزاد بايد گردد
3- مرگ بر حامي سرمايه دار(اين يكي از شعار هاي بود كه توسط بدنه جنبش كارگري بيان شد وتوسط شوراي همكاري مورد استفاده قرار گرفته و به يكي از شعار هاي اصلي تبديل شد.)
4- اعتصاب ، تجمع حق مسلم ماست
5- كارگر ، معلم اتحاد اتحاد
6- اعتصاب ، اعتصاب حق مسلم ماست
7- كارگر ، دانشجو اتحاد اتحاد
8- اعتصاب ، سنديكا حق مسلم ماست
9- سنديكا ، سنديكا حق مسلم ماست
10- اين هم شد زندگي با اين همه شرمندگي
11- كارگر كارگر اتحاد اتحاد
12- نيروي انتظامي خجالت حجالت
13- وزير بي كفايت استفاء استفاء
14- حكومت عدل علي اين همه بي عدالتي ...
در اين مراسم سه جريان مرز بندي شده حضور داشتند كه مي توان به صورت زير نام برد:
1- راست وابسته
2- راست مستقل
3- جريان چپ
در برگزاري مراسم ميان راست مستقل و چپ با وجود مرز هاي مشخص ائتلافي نانوشته اي صورت گرفت.
حسن صادقي پس از ورود كارگران سنديكايي ضمن تهديد معترضين گفت من از كارگران يزد انتظار دارم مانند سال هاي قبل كمك كنند . اين نشان مي دهد كه در سالهاي گذشته خانه كارگر يزد جزء ستون فقرات بوده كه ديگر نيست، كارگران جوان يزدي با شور وانگيزه فرواني در راه پيمايي شركت كردند.
به عكس سالهاي قبل از شهرك هاي صنعتي كم آمده بودند اين نشانه است كه به فعالين كارگري مي گويد كجاها بايد بيشترين فعاليت خود را متمركز كنند.
تعدادي از خانه كارگري ها و افراد حزب اسلامي كاركه شناخته شده هستند بيسم بدست دركنار ماموران لباس شخصي حاضر بودند.
با توجه به اينكه راست وابسته تلاش مي كند بخش راست مستقل را با خود همراه كند ودر همين مقوله راست مستقل نيز آگاهانه اين مسير را تعقيب مي كند ، در اين حالت وظيفه چپ در جنبش كارگري انجام كار فرهنگي و آگاهي رساني به بدنه راست مستقل است.كه اگر اندكي كوتاهي شود با توجه به اعتباري كه طي دوسال اخير راست مستقل بر مبناي اعتراضات درست خود بدست آورده است مي تواند بسياري از كارگران را تحت لواي صنف گرايي و قانون گرايي به دامن راست وابسته كشانده جنبش را دچار ركود كند.
هم گرايي ميان راست وابسته و راست مستقل ضمن اينكه باعث مي شود راست مستقل ، استقلال خود را از دست بدهد در همين حال انحراف وحشت ناكي را به جنبش تحميل خواهد كرد.مسلمان در سال 86 تكليف ميان اين سه بخش روشنتر خواهد شد.
مذاكرات صورت گرفته ميان فعالين چپ با بخش هاي مختلف راست مستقل نشان داد كه سياست راست مستقل دقيق و آگاهانه در جهت هم گرايي با راست وابسته است . سياست امتياز گيري و لاس زدن با ليبراليسم اين تز را تقويت مي كند .هرچند كه راست وابسته هنوز امتيازي جز چراغ سبز، نداده است اما زمينه هاي نزديكي با توجه به لاس زدن با بخشهاي ليبراليسم از جمله كربي و دارو دسته اش و ملي مذهبي ها و... نزديك شدن اين دو بخش را نشان مي دهد. عوامل سرمايه داري مانند كروبي و احزاب روزنامه اي مانند اعتماد ملي براي فريب و بدست آوردن راي كارگران فعاليت خود را صد چندان كرده اند، افشاي چنين نقشه ي در بعد نظري و عملي در سطح بدنه جنبش كارگري به سرعت و با هجمه ي وسيع وظيفه ورسالت تاريخي راديكاليزم كارگري است، كه اگركوتاهي شود جنبش كارگري يك دوره ي ديگر به حاشيه رانده خواهد شد.
ائتلاف هاي سال گذشته نشان داد راست مستقل به پشتيباني چراغ سبز ها و وعده وعيد هاي ليبراليسم تلاش كرده به هر طريق ممكن از ائتلاف با راديكاليزم و چپ كارگري با نام ونشان دوري كنند تا براي دوستان جديد شان ثابت كنند كه همانهاي هستند كه آنها لازم دارند.
امروز راست مستقل به دليل عدم شركت در قدرت كه نتيجه افتراق ميان او و راست وابسته است تن به مبارزه مثبت داده است ، پس از مذاكره و هم گرايي دو بخش راست مرز ميان آنها كم رنگ شده ومبارزه راديكال و حركتهاي مستقل آن به سمت صفر ميل خواهد كرد.راست راديكال ديروز كه بخش عمده كمك هاي دريافتي خود را به صورت هاي مختلف از چپ دريافت كرده است در سكانس بعدي مقابل چپ همراه ليبراليسم و راست وابسته صف آراي خواهد كرد.در واقع با شروع مذاكرات اعلام نشده با ليبراليسم و راست وابسته اين مسير شروع شده است . ميزان توان و آمادگي بالفعل و سپس بالقوه راديكاليزم كارگري مي تواند تعيين يا عدم تعيين جهت مسير آينده را رقم بزند.
به دليل تحت فشار بودن جنبش كارگري و عدم توازن قوا ، هرگونه مذاكره و در هرسطحي ميان كارگران با عوامل سرمايه داري و كارفرمايي منجر به شكست جنبش كارگري خواهد شد. ما از دوستان خود مي خواهيم تن به مذاكره با دشمنان طبقه كارگر ندهند ، كه از نظر ما چنين مذاكراتي سازش و مماشات است. يا اگر بنابه ساختار فكري مذاكره را لازم مي دانند حداقل براي دريافت آگاهي لازم حضور كارگران و خبر نگاران را در جلسه مذاكره ، شرط قبول مذاكره قراردهند. تا مذاكره ي فوق در حضورجمع و رو به جنبش كارگري صورت بگيرد.قبول نكردن اين پيشنهاد نشان دهنده طرح سازش و مماشات خواهد بود.
تذكر لازم اين است كه خانه كارگر در ناتواني و سراشيبي سقوط قراردارد كه لحظه به لحظه جبهه را خالي مي كند و اين جا، خالي كردن در حالي اتفاق مي افتد كه آلترناتيوي براي پر كردن جاي خالي نيست بنابراين خلاي در جنبش كارگري ايجاد شده و درحال گسترش است. ( كم آمدن كارگران از شهرستانهاي چون قزوين ، اراك و محور هاي مختلف تهران اثبات كننده اين ادعا است).
شوراي همكاري بايد براي پر كردن اين خلاء قبل از اينكه راست مستقل آماده شود و جنبش كارگري را قبضه كرده تحويل ليبراليسم بدهد، اقدام كند.شوراي همكاري ، واحد هاي تشكيل دهنده آن و ديگر تشكل هاي راديكال كارگري يك سال فرصت دارند تا بتوانند با آگاهي كامل جاي خالي خانه كارگر را با كمك و ايجاد و گسترش تشكل هاي آراد كارگري پركنند در اين صورت است كه مي توان مطمئن بود مسير جهت دار و تابلو گذاري شده پيش روي جنبش كارگري قرارداده شده است.
محمد اشرفي 30/2/1386
جمعه یکم تیر 1386
بازگشت پر افتخار نماينده سنديكاي كارگران شركت واحد منصور اسالو را شادباش مي گويـيم
بازگشت پر افتخار نماينده سنديكاي كارگران شركت واحد منصور اسالو را شادباش مي گويـيم
قابل توجه دوستداران سنديكاي كارگران شركت واحد
منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد كه بعنوان نماينده منتخب هيئت مديره سنديكا در كنگره ساليانه فدراسيون جهاني كارگران حمل و نقل ( ITF )در لندن و مجمع عمومي كنفدراسيون اتحاديه هاي آزاد كارگري ( ITUC ) در بروكسل شركت كرده بود با سر بلندي ، صبح جمعه اول تير ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و شش ساعت 6 صبح به تهران باز مي گردند .
سنديكاي كارگران شركت واحد اين بازگشت غرور آفرين را به همه كارگران ايران تبريك مي گويد .
سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
30/3/1386
جمعه یکم تیر 1386
موریانه تپش های زمان ات را می شمارد
موریانه تپش های زمان ات را می شمارد
هژیر پلاسچی
يكشنبه 17 ژوئن 2007, بوسيله ى دیاکو
جنبش کارگران و معلمان عاملین بیگانه نیستند. این را من و آقای زیدآبادی و مردان دولت احمدی نژاد می دانیم که این معترضین بر پایه ی شرایط عینی و مادی، به دلیل فقر گسترده و غارت بی امان است که به میدان آمده اند.
************************
احمد زیدآبادی تحلیل گر مسائل سیاسی ایران، خاورمیانه و البته جهان مطلبی با عنوان «سفر اورتگا به تهران و دردسر چپگرایان ایرانی» برای سایت بی. بی. سی نوشته که در سایت ادوار نیوز هم باز انتشار شده است.
در این مطلب آقای زیدآبادی به سفر اورتگا و رابطه ی حکومت ایران با رهبران چپگرای ایرانی پرداخته و نوشته است که این مجموعه از روابط برای «چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی دردسرساز شده است.» چرا که «جمهوری اسلامی از زمان تاسیس خود با سوسیالیست های دارای گرایش مارکسیستی، نه فقط میانه ی خوبی نداشته بلکه سازمان های آنها را متلاشی و نیروهای رادیکال آنها را سرکوب کرده است.» و افزوده: «از این رو سوسیالیست های ارتدوکس ایرانی عمومن در برابر جمهوری اسلامی موضع مخالف دارند.»
اول: از آقای زیدآبادی ممنونم که برای «دردسرهای» چپگرایان و سوسیالیست های ایرانی دل می سوزاند اما گمان می کنم بهتر بود ایشان ابتدا فکری به حال دردسرهای چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی می کرد. آقای زیدآبادی می داند که من دارم از چه حرف می زنم. من دارم از حمله ی آمریکا به افغانستان و عراق، از زندان گوانتانامو و ابوغریب، از سرکوب وسیع تظاهرات ضدجهانی سازی در آلمان، از سرکوب خشن تظاهرات روز جهانی کارگر در آمریکا و از یک سابقه ی تاریخی پر از توطئه، پر از آدمی ستیزی و پر از خشونت عریان سخن می گویم. اگر قرار است «چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی» در برابر عملکرد همه ی چپ های جهان پاسخگو باشند، آقای زیدآبادی و شرکا هم باید در مقابل عملکرد جرج بوش و دونالد رامسفلد و کاندولیزا رایس و پل ولفوویتز و مایکل لدین پاسخگو باشند. به خصوص که من و آقای زیدآبادی می دانیم که امروز برخی از همین چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی دارند چه لاسی با کاخ سفید نشینان می زنند.
دوم: ابتدا بنویسم که این کلمه ی «ارتدوکس» را خیلی جدی نگیرید چون در ادامه معلوم خواهد شد، منظور آقای زیدآبادی از «ارتدوکس» چیست. اما سوسیالیست های ایرانی تنها به خاطر متلاشی شدن سازمان هایشان و سرکوب نیروهای رادیکال شان از سوی جمهوری اسلامی نیست که با آن مخالفند. البته زیدآبادی عزیز هرجایی که لازم می داند خاک در چشم واقعیت می پاشد اما لابد می داند که نقض آشکار حقوق زنان در قالب اعمال قوانین ضد زن، تحمیل پوشش اجباری، دامن زدن به گفتمان و فرهنگ مردسالار با استفاده از تریبون های رسمی و رسانه های دولتی و سرکوب فعالان جنبش زنان، نقض آشکار آزادی های سیاسی و اجتماعی در قالب سرکوب فعالان جنبش دانشجویی، اعمال سانسور و سلاخی ادب و هنر و اندیشه، تهدید فعالان رهایی خواه و عدالت طلب و سرکوب مداوم نیروهای مخالف، نقض آشکار حقوق کارگران در قالب جلوگیری از ایجاد تشکل های مستقل کارگری و سرکوب تشکل های موجود و حمایت آشکار از غارتگران و بهره کشان، ایجاد و سازماندهی مافیای اقتصادی در همه ی عرصه های سودآور، دخالت در حوزه ی خصوصی افراد و در یک کلام انهدام اقتصاد و اجتماع و فرهنگ این خاک با تکیه بر تاریخی پر از کشتار و مردمی ستیزی، با تکیه بر تاریخی مذکر دلیل مخالفت سوسیالیست های ارتدوکس و غیرارتدوکس ایرانی با جمهوری اسلامی است.
آقای زیدآبادی می نویسد: «سوسیالیست های ارتدوکس ایرانی ... به رغم شعارهای عدالت طلبانه دولت احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، آن را دولتی راستگرا و انحصارگر می دانند.»
معنی این جمله چیست؟ آیا آقای زیدآبادی مانند دوست و همکارشان محمد قوچانی می خواهد ادعا کند محمود احمدی نژاد و جرج بوش هم چپگرا هستند؟ بگذارید تکلیفمان را روشن کنیم. احمدی نژاد شعارهای عدالت طلبانه داده است. در واقع شعارهای عدالت طلبانه ی چپ را مصادره کرده و چون سردمداران دولت های سازندگی و اصلاحات هیچ قدمی برای لااقل تخفیف تضاد طبقاتی برنداشته بودند، چون سیاست های حضرات خود عامل تشدید تضاد طبقاتی بوده است، توانست بر موج نارضایتی مردم سوار شود. لابد آقای زیدآبادی می داند که دقیقن در چنین شرایطی هیتلر با سر دادن همین شعارها به پیروزی رسید.
با وجود این و «به رغم» آن شعارها دولت احمدی نژاد نه توان این را دارد که با سرمایه داری مبارزه کند و نه انگیزه ی آن را. چرا که خود برآمده از استراتژی ارگان هایی است که تا مغز استخوان به سرمایه داری و مناسبات و روابط و امکانات آشکار و پنهان آن وابسته اند. احمدی نژاد نه می تواند و نه می خواهد که با اسکله های غیر قانونی، با مافیای نفت و زمین و شکر و چای و پسته و اتوموبیل و هزار و یک شبه مافیای دیگر مبارزه کند. این هم از قضا شباهت آشکاری به هیتلر مغفور دارد.
از سوی دیگر جنبش های به واقع عدالت خواه اجتماعی در دوران احمدی نژاد به شدت سرکوب می شوند. جنبش کارگران و معلمان عاملین بیگانه نیستند. این را من و آقای زیدآبادی و مردان دولت احمدی نژاد می دانیم که این معترضین بر پایه ی شرایط عینی و مادی، به دلیل فقر گسترده و غارت بی امان است که به میدان آمده اند.
احمدی نژاد و یارانش اما چون از همان ابتدای انقلاب ملی گرایی را اساس بدبختی اسلام و مسلمین دانسته اند، در پازل راستگرایی افراطی خود به جای تاکید بر نژاد و ملت، مذهب را نشانده اند. و البته می بینیم و می دانیم که انجام اعمالی چون اخراج مهاجران افغانی تنها از دولت های راستگرا برمی آید. آقای زیدآبادی به عنوان تحلیل گر مسائل جهان حتمن این را می داند که در اروپا هرگاه دولت های راست بر سر کار می آیند وضعیت مهاجرین بدتر می شود و حتمن تشابه این نمونه را با عملکرد دولت احمدی نژاد درک می کند. من به شدت مایلم دلایل آقای زیدآبادی را برای چپگرا دانستن چنین دولتی بدانم.
آقای زیدآبادی می نویسد: «سوسیالیست های ارتدوکس ایرانی در عین حال، حامی پر و پا قرص دولت های چپگرای آمریکای لاتین از جمله دولت های کوبا، ونزوئلا، پرو و نیکاراگوئه به شمار می روند، یعنی درست همان دولت هایی که با جمهوری اسلامی روابط گرم و صمیمانه یی دارند و رهبرانشان از تکریم و تمجید آقای احمدی نژاد و سیاست های او پرهیز ندارند.» و کمی بعدتر ادامه می دهد: «اما هنگامی که آقای احمدی نژاد با رهبرانی مانند هوگو چاوز و یا دانیل اورتگا در دانشگاه حاضر می شود، برای این دسته از دانشجویان لحظه ی مصیبت است.»
اول: آقای زیدآبادی عزیز معلوم است که خیلی عجله داشته تا تکلیف «دردسرهای» چپگرایان ایران را روشن کند. آنقدر که فراموش می کند باید به جای پرو نام اکوادور یا بولیوی را می نوشت. چنین اشتباهی از یک تحلیل گر مسائل جهان بعید است.
دوم: فارغ از این که چقدر پیش فرض آقای زیدآبادی درست است، چقدر با جغرافیای چپ ایران آشنایی دارد و چقدر تلاش می کند موضع انتقادی بخشی از چپ ایران را که اتفاقن بخشی از همان چپ دانشجویی را هم در برمی گیرد، در برابر دولت های کوبا و ونزوئلا و بولیوی و اکوادور و نیکاراگوئه نبیند و یا خودش را به ندیدن بزند، در ضمن فراموش می کند که اگر «مصیبت» دانشجویان و چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی تازه آغاز شده، «مصیبت» دانشجویان و چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی خیلی پیشتر از این آغاز شده بود. او فراموش می کند که دانشجویان و چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی از همان آغاز، از همان کنفرانس گوادلوپ و بعد ماجرای مک فارلین دچار «مصیبت» شده اند. او فراموش می کند «مصیبت» ایشان و یاران و هم اندیشانش از زمانی آغاز شده است که مجامع «مستقل» حقوق بشری در برابر چپ کُشان دهه ی شصت در ایران سکوت کردند. او فراموش می کند که از قضا بسیاری از تئوریسین های فعلی لیبرالیسم در ایران سوابق چندان خوشایندی ندارند و این دیگر عین «مصیبت» است. من دوست دارم بدانم آن زمانی که چپ های امروز مصیبت زده ی ایران را رج به رج روانه ی کشتارگاه ها و گورهای بی نشان می کردند، دوستان و همفکران آقای زیدآبادی، دوستانی چون محسن سازگارا، مرتضا مردیها، اکبر گنجی، حمیدرضا جلایی پور، عیسا سحرخیز، موسا غنی نژاد، مرتضا نیلی، سعید حجاریان، علیرضا علوی تبار، رجبعلی مزروعی و عبدالکریم سروش که اتفاقن این روزها دوباره دچار هیستیری چپ ستیزی شده اند، کجا بوده اند؟
آقای زیدآبادی می نویسد: «در سال های اخیر به ویژه پس از ناکامی جنبش اصلاحی ایران برای تغییر مناسبات قدرت در نظام جمهوری اسلامی، گرایش به تفکرات چپگرایانه از نوع ارتدوکسی آن در دانشگاه های ایران افزایش یافته و دانشجویان چپگرا می توانند با انتشار نشریات دانشجویی و برگزاری جلسه، به ترویج اندیشه های خود بپردازند.
در واقع، گرایش به اندیشه های چپ ارتدوکسی در بین بخشی از دانشجویان و مدارای نسبی دستگاه های امنیتی با آنها، سبب شده است که برخی از انجمن های اسلامی دانشگاه ها، اصل مسئله را به برنامه یی طراحی شده از طرف حکومت برای تضعیف دانشجویان هوادار دموکراسی و لیبرالیسم نسبت دهند.
هر چند چنین ادعایی قابل اثبات نیست، اما نوع برخورد دانشجویان چپگرا با مسائل ایران و ادبیاتی که در نشریات خود به کار می گیرند، به نظر نمی رسد که نگرانی چندانی برای حکومت ایجاد کند، چرا که برخورد و ادبیات آنها به اندازه یی رادیکال و ارتدوکسی است که افراد اهل اندیشه را بیشتر می ترساند تا این که آنها را جذب کند.
بنابر این به نظر برخی از تحلیلگران گسترش این نوع تفکرات در بین لایه یی از دانشجویان ایران، حرکتی عمومن احساسی و سطحی تلقی می شود و توانایی تبدیل شدن به اقدامی کیفی و عمقی را ندارد. با این حال، این دسته از دانشجویان معمولن حضوری پر سر و صدا در برخی از دانشگاه ها دارند و بدون پروا، ضمن دفاع از میراث سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی، علیه دولت آقای احمدی نژاد موضع می گیرند.»
اول: آقای زیدآبادی به نکته ی درستی اشاره می کند اما آن را ابتر و نیمه کاره رها می سازد. او به درستی اشاره می کند که به تازگی است که دانشجویان چپگرا «می توانند» نشریه منتشر کنند و با برگزاری جلسات دانشجویی به ترویج اندیشه های خود بپردازند. تا اینجای ماجرا درست، اما آقای زیدآبادی نمی گوید که دقیقن زمانی که چپ سرکوب شود و «نهادهای امنیتی» به جای تحمل آن فعالانش را قلع و قمع کنند است که دانشجویان و چهره های راستگرا و لیبرال می توانند عرض اندام کنند.
آقای زیدآبادی نمی گوید اندیشه ی لیبرال زمانی توانست در ایران رشد کند که دانشجویان تحکیمی در کنار دیگر نهادهای سرکوب و وحشت، همان هایی که حالا بخشی شان تئوریسین های لیبرالیسم ایرانی شده اند، دانشجویان چپگرا و سوسیالیست را در دانشگاه های ایران از دم تیغ گذراندند و برای چپ کُشی چادرهای تحکیم وحدت را بر پا کردند و در جوخه های شکار به دنبال نیروهای چپگرا و سوسیالیست خیابان ها را گز کردند و در قامت بازجو آنها را زیر اخیه کشیدند و در قامت دادگاه های چند دقیقه یی بر مرگشان فرمان راندند و در قامت سانسورچی های اداره ی ارشاد و فعالان حوزه ی هنری و ستاد انقلاب فرهنگی اندیشه شان را قصابی کردند.
آقای زیدآبادی نمی گوید که همان فعالان انقلاب فرهنگی، شکوری رادها و میردامادی ها و عباس عبدی ها هستند که دارند یکی در میان از قدرت گیری چپ دانشگاهی سخن می گویند و نمی گوید این یعنی گرای امنیتی دادن به کسانی که امروز از انقلاب فرهنگی دوم سخن می گویند، یعنی برادران دیروز و امروز! این چپ ها خطرناک ترندها!
دوم: آقای زیدآبادی تلویحن دانشجویان چپگرا را متهم به این می داند که از سوی نهادهای امنیتی تقویت می شوند تا دانشجویان هوادار دموکراسی و لیبرالیسم تضعیف شوند. و البته بلافاصله تذکر می دهد که چنین ادعایی قابل اثبات نیست.
حالا که بنا به نوشتن از ادعاهای غیر قابل اثبات است بگذارید من هم چند ادعای غیر قابل اثبات بنویسم. اولین ادعای غیر قابل اثبات من این است که نوشتن این مقاله در راستای همان گرا دادن امنیتی و تحریک نهادهای سرکوب به برخورد با دانشجویان چپگرا و سوسیالیست است، هر چند چنین ادعایی قابل اثبات نیست. دومین ادعای غیر قابل اثبات من این است که این مقاله کارکرد دومی هم دارد. آقای زیدآبادی می خواسته است با نوشتن این مقاله و توجه دادن به دانشجویانی که «رادیکال»، «ارتدوکس» و «مدافع میراث سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی» هستند و انتشار آن در بی.بی.سی برای دوستان ایرانی که در سایه ی امن دموکراسی و لیبرالیسم مشغول مغازله با جرج بوش و قهوه خوران با مایکل لدینند، سیگنال بفرستد که اگر دیر بجنبید این دانشجویان چپگرا و سوسیالیست نامرد هر چه رشته ایم پنبه می کنند. هر چند این ادعا هم قابل اثبات نیست.
سوم: آقای زیدآبادی به رسم کهنه شده و مندرس دوستان دوم خردادی همچنان رادیکال و ارتدوکس را مترادف می داند. دیدید که فهم ایشان از رادیکال و ارتدوکس چندان هم دقیق نیست، برای همین نوشتم این «ارتدوکس» را جدی نگیرید.
چهارم: آقای زیدآبادی نوشته است که دانشجویان چپگرا و سوسیالیست افراد اهل اندیشه را می ترسانند و توانایی تبدیل شدن به حرکتی عمقی و کیفی را ندارند. من هم با آقای زیدآبادی هم نظرم. قبلن هم نشان دادم که افراد اهل اندیشه یی چون علیرضا علوی تبار، مرتضا مردیها، حمیدرضا جلایی پور، عباس عبدی و ابراهیم یزدی چگونه ترسیده اند و البته به خاطر این ترس به آنها حق می دهم. جریانی که برابر فتوای آقای زیدآبادی توان تبدیل شدن به حرکتی عمقی و کیفی را ندارد خیلی ترسناک است.
پنجم: من به شدت تمایل دارم با این دانشجویان چپگرا و سوسیالیستی که از میراث اتحاد جماهیر شوروی دفاع می کنند، آشنا شوم. از آقای زیدآبادی می خواهم لطفن هرچه زودتر این کار را انجام دهد تا من هم بدانم در زمانه یی که حتا حزب توده ی ایران به عنوان حزبی که همواره در سال های گذشته از سیاست های شوروی حمایت می کرده است، اکنون از اتحاد جماهیر شوروی دفاع نمی کند، چگونه دانشجویان چپگرا و سوسیالیست «بدون پروا» و «با سر و صدا» از شوروی دفاع می کنند.
آقای زیدآبادی چند خط بعدتر می نویسد: «هم پیمانی و همسویی سیاسی رییس جمهور ایران با رهبران چپگرای آمریکای لاتین، تناقض های فکری این دسته از دانشجویان را برملا و آنان را در چشم دانشجویان ناراضی، خفیف می کند.»
این دیگر ترجمان آرزوهای آقای زیدآبادی است. آرزوهای کسی که می بیند همه ی رشته ها در حال پنبه شدنند و البته شب متاسفانه دراز است و قلندر خوشبختانه بیدار.

